Monday, June 24, 2013

آزادی مذهبی یک حق جهانی است !


گزارش سال جاری وزارت امورخارجه آمریکا درباره آزادی بین المللی مذهب روشن می سازد که آزادی مذهبی هنوز در بسیاری کشورها با تهدید روبرو است.

آزادی مذهبی یک حق جهانی است، که در اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد و کنوانسیون  بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مندرج است.
 به نقل از صدای امریکا،  باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، در این خصوص گفته است: «آزادی مذهبی فقط یک حق آمریکایی نیست؛ حقی جهانی است که باید از آن در داخل و در سراسر جهان حفاظت شود. این آزادی یک بخش اساسی کرامت انسانی است، و بدون آن جهان ما نمی تواند از صلحی پایدار برخوردار شود.»
گزارش سال جاری وزارت امورخارجه آمریکا درباره آزادی بین المللی مذهب روشن می سازد که آزادی مذهبی هنوز در بسیاری کشورها با تهدید روبرو است.
از جمله این کشورها روسیه است. دولت روسیه  از اتهامات افراط گرایی برای هدف گرفتن گروه های مذهبی اقلیت استفاده می کند، حقوق آنها را برای تجمع محدود می سازد، به خانه ها و مکان های مذهبی حمله می برد، و کتاب ها و مطالب مذهبی را ممنوع می کند.
مقامات امنیتی روسیه شاهدان یهوه و پیروان سید نصری اندیشمند اسلامی را بازداشت و به افراط گرایی متهم کرده اند. آنها همچنین به جستجو و ضبط  اموال اعضای گروه های مذهبی اقلیت دست زده اند.
افزون براین، مقامات روسیه اقلیت های مذهبی را ازطریق جلوگیری ازثبت رسمی اموال و املاکشان در وزارت دادگستری، ثبت رسمی سند ساختمان و خودداری از صدور ویزا برای کارمندان مذهبی محدود  می کنند. همچنین بسیاری از فرقه های مذهبی غیرسنتی شکایت کردند که قادرنیستند محل هایی را برای انجام مراسم مذهبی خریداری یا اجاره کنند.
بنا به گزارش تازه ای که طبق روال هر سال از سوی وزارت خارجه آمریکا با محور وضعیت آزادی مذهبی در جهان طی سال اخیر منتشر شده است، احساسات ضد یهودی مشکل عمده ای است، و نشریه های ضد یهود درسطحی گسترده در جهان منتشر می شوند و به فروش می رسند.
تهیه کنندگان این گزارش در پایان آن خاطرنشان ساخته اند که خواستار برخورداری همه شهروندان جهان از آزادی مذهبی هستند و افزوده اند:« ما ازدولت روسیه می خواهیم درحرف و عمل به آزادی مذهب و باورهای مردم احترام بگذارد.»

Saturday, June 15, 2013

صندوق هاي رای و شب هاي تاریک حقوق بشر


شب های تاریک حقوق بشر. درحالی که جهان تنها به دلیل " مسائل اتمی" ایران را می شناسد، مردم ایران از اینکه ناهار و شام شان با هم یکی شده است، خسته شده اند و شب های طولانی حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. 
 روز ۱۴ ژوئن مردم برای انتخاب جانشین محمود احمدی نژاد به پای صندوق های رای می روند. انتخابات سال ۲۰۰۹ منجر به اعتراض های خیابانی در تهران و بسیاری از شهر های ایران شد. سرکوب حکومت سهمگین بود. تصویر ندا آقا سلطان که به دست یک بسیجی کشته شد، در سرتاسر جهان چرخید. جوانان بسیاری کشته شدند: در خیابان، زیر شکنجه در زندان، شب هایی که ماموران حکومت به کوی دانشگاه حمله کردند.
چهار سال از آن زمان گذشته است. بعد از آن روزها هزاران مخالف حکومت، روزنامه نگار، فعال دانشجویی، مدافعان حقوق بشرو شهروندان عادی به زندان افتاده اند. تعداد زیادی از آنها همچنان در زندان هستند. دوسال و نیم از حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو کاندیدای مخالفان در انتخابات ۲۰۰۹، می گذرد. نه تنها رای آنها دزدیده شد، بلکه بدون حکم رسمی و حضور در دادگاه در حصر خانگی هستند.
چه انتخاباتی؟ با وجود اینکه رهبر، علی خامنه ای، اعلام کرده است که انتخابات ایران آزاد خواهد بود، قطعن انتخابات ۱۴ ژوئن آزاد نیست. دو رهبر اصلاح طلب عملن از صحنه سیاسی کنار گذاشته شدند و بطور مشخص به هاشمی رفسنجانی اجازه داده نشد که در انتخابات کاندیدا شود. اما این یک اقدام غافلگیر کننده از سوی شورای نگهبان بود. آنها صلاحیت هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی، کاندیدای مورد حمایت محمود احمدی نژاد را رد کردند. از میان هشت کاندیدایی که شورای نگهبان صلاحیت شان را تایید کرده است، دستکم سه نفرشان (جلیلی، ولایتی و قالیباف) مردان نزدیک به رهبر هستند درحالیکه دو نفر( روحانی و عارف) میانه روهایی هستند که در نبود نمایندگان اصلاح طلب، می توانند رای های رفسنجانی را از آن خود کنند.
حکومت مراقبت خود را افزایش داده است. تجربه سال ۲۰۰۹ باعث شده است که حکومت کاملن مراقب باشد: هرچه دوران تبلیغات انتخابات ۲۰۰۹، باز و پر جنب و جوش و پر تحرک بود، دوران تبلیغات انتخابات ۲۰۱۳، "بی سر و صدا" برگزار شد. شاید به این دلیل که کاندیداهای مشهورمخالفان محروم شده بودند و شاید به این دلیل که از اواخر ماه ژانویه مقامات ایران دست به دستگیری روزنامه نگاران اصلاح طلب زدند و شاید به این دلیل که هرکس را که قصد فعالیت داشت متهم به "فتنه گر" بودن، کردند. این بار اقدامات پیش گیرانه قبل از انتخابات آغاز شده است. در آستانه انتخابات ده ها زندانی عقیدتی که به مرخصی آمده بودند، بار دیگر به زندان احضار شدند. برخی از کسانی که در همایش انتخاباتی روحانی شعار زندانی سیاسی، موسوی و کروبی، آزاد باید گردد را سر داده بودند، دستگیر شدند.
مردم فقط به بیرون آمدن از بحران فکر می کنند. از آنجایی که اینترنت یکی از ابزاری است که نقش اساسی در انتشار اطلاعات در انتخابات ۴ سال پیش بازی کرد، از هفته ها پیش حکومت سایت های زیادی را فیلتر کرده و سرعت اینترنت بشدت کم شده است. در کشوری که وضعیت اقتصادی آن به دلیل تحریم ها ، بحرانی شده آنچه بیش از هرچیز برای مردم اهمیت دارد بیرون آمدن از این بحران اقتصادی است. اگر در سال ۲۰۰۹ مباحثی چون قانون اساسی، آزادی بیان و حقوق مردم در مرکز گفتگو ها قرار داشت، چهار سال بعد از آن این مباحث به حاشیه رفته اند. یک قدم به عقب که حکومت قطعا از آن پشیمان نیست.
شب های تاریک حقوق بشر. درحالی که جهان تنها به دلیل " مسائل اتمی" ایران را می شناسد، مردم ایران از اینکه ناهار و شام شان با هم یکی شده است، خسته شده اند و شب های طولانی حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. در حال حاضر ۵۲ روزنامه نگار و وبلاگ نویس در زندان هستند. صدها زندانی عقیدتی در ایران وجود دارد. یکی از شناخته شده ترین شان نسرین ستوده، وکیل است که از حقوق محکومین زیر سن قانونی به اعدام و زندانیان سیاسی دفاع می کرد. او برنده جایزه ساخاروف اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲ است و پنجاهمین سالروز تولدش را در زندان بدنام اوین گذرانده است؛ جایی که دوران محکومیت شش ساله اش را می گذراند. سران جنبش دانشجویی در زندان های دورافتاده بسر می برند. اعضای سندیکاهای کارگری یا اخراج و یا دستگیر شده اند؛ مثل رضا شهابی که سازمان حقوق بشر ایتالیا خواستار آزادی او شده است.
در سال ۲۰۱۲، ۵۸۰ نفر اعدام شدند. اقلیت های مذهبی و قومی هر روز مورد تبعیض قرار می گیرند. بهائیان، یکی از اقلیت های مذهبی در ایران، ۱۱۶ زندانی دارند. اهوازی ها، کردها، افغان ها،آذری ها تحت سرکوب دائمی هستند و تعداد زیادی از آنها در صفوف اعدام قرار دارند. جلادان درایران، بطور خستگی ناپذیر به کار خود ادامه می دهند: ۵۸۰ زندانی در سال ۲۰۱۲ اعدام شده اند و ۶۰ اعدام در ملا عام بوده. اعدام در ملا عام یکی از راه هایی است که باعث ایجاد ترس در جامعه می شود. ایجاد ترس از سوی حکومتی که زمانی که می خواهد حقوق اساسی مردم را انکار کند، از آن استفاده می کند.

Thursday, May 30, 2013

تعمید روح‌القدس

تعمید روح‌القدس 
آیات اصلی 
مرقس ۱: ۸- ... او (یعنی عیسی) شما را به روح‌القدس تعمید خواهد داد. 
لوقا ۲۴: ۴۹- ... پس شما در شهر اورشلیم بماند تا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید. 
یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷- و من از پدر سوال می‌کنم و تسلی دهند ه‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد. 
یوحنا ۲۰: ۲۲ - ... عیسی دمید و به ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید.» 
اعمال ۱: ۵- ... شما بعد از اندک ایامی به روح‌القدس تعمید خواهید یافت. 
اعمال ۱: ۸- ... لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌اید، قوت خواهید یافت. 
اعمال ۲: ۱-۴- و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف .... به سخن گفتن شروع کردند. 
اعمال ۲: ۳۸-۳۹- پطرس بدیشان گفت: ... و عطای روح‌القدس را خواهید یافت. 
اعمال ۸: ۱۴-۱۷- پطرس و یوحنا ... دستها بر ایشان (سامریها) گذارده، روح‌القدس را یافتند. 
اعمال ۱۰: ۴۴-۴۸- ... روح‌القدس بر همه آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد .... بر امتها نیز عطای روح‌القدس افاضه شد. 
اعمال ۱۹: ۱-۶- و چون پولس دست بر ایشان نهاد، روح‌القدس بر ایشان (افسسیان) نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند. 
اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۱- ولی هر کس را ظهور روح به جهت منفعت عطا می‌شود. یکی را به وساطت روح، کلام حکمت داده می‌شود و دیگری را کلام علم ... و یکی را ایمان ... دیگری را نعمت‌های شفا دادن ... یکی را قوت معجزات ... دیگری را نبوت ... یکی را تمیز ارواح ... دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمه زبانها. 
تعمید روح‌القدس چیست؟ 
نخستین اشاره به تعمید روح‌القدس در عهد جدید، مربوط به یحیای تعمید دهنده می‌گردد (متی ۳: ۱۱؛ مرقس ۱: ۸؛ لوقا ۳: ۱۶). یحیی گفت که تعمید او، به آب است، اما مسیح موعود ایمانداران را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. در مورد تعمید آب، شبان کلیسا شخص ایماندار را به آب تعمید می‌دهد؛ اما در مورد تعمید روح‌القدس، خود عیسی شخص ایماندار را به روح‌القدس تعمید می‌دهد. عیسی خودش اصطلاح تعمید روح‌القدس را به کار می‌برد و بین تعمید یحیی با آب و تعمید روح‌القدس تمایز قائل می‌شود. عیسی همچنین تعمید با روح‌القدس را تجربه‌ای می‌داند که به هنگام وقوع آن، روح‌القدس بر شاگردانش نازل می‌شود و آنان قوت می‌یابند (اعمال ۱: ۸). در اعمال ۱: ۴ و لوقا ۲۴: ۴۹، عیسی به شاگردانش می‌فرماید که منتظر یافتن این قدرت باشند. 
شاگردان منتظر دریافت این تجربه ماندند و در روز پنطیکاست تعمید روح‌القدس را یافتند (اعمال ۲: ۱-۴). آنان با قدرتی که روح‌القدس بدیشان بخشید، شروع به تکلم به زبانهای دیگر کردند. بعدها شاهد آن هستیم که عطایای روح‌القدس توسط رسولان و شماسان در کلیسای اولیه به کار گرفته می‌شود (اعمال باب‌های ۳-۹). در عهد جدید به اشخاصی اشاره شده که از سوی روح‌القدس عطایای خاص و قدرت می‌یافتند (اول قرنتیان باب‌های ۱۲-۱۴؛ دوم قرنتیان ۱۲: ۱۲؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶). 
سوال این است که آیا امروزه ما می‌توانیم از قدرت روح‌القدس و عطایای خاص او بهر مند شویم؟ و اگر می‌توانیم از آنها بهره مند شویم، چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را بیابیم؟ 
تجارب مربوط به قدرت روح‌القدس 
کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که روح‌القدس در درون همه ایمانداران ساکن است (رومیان ۸: ۹؛ اول قرنتیان ۶: ۱۹؛ غلاطیان ۴: ۶)، اما او می‌تواند به اشکال مختلف در زندگی ایمانداران مختلف عمل کند. یحیای تعمید هنده، از زمانی که در رحم مادرش بود، پر از روح‌القدس بود (لوقا ۱: ۱۵، ۴۱: ۴۴). پس از تعمید در آب، روح‌القدس به شکل کبوتری بر او نازل شد (مرقس ۱: ۱۰؛ یوحنا ۱: ۳۲-۳۳). عیسی در طول خدمت خویش بر زمین، به شاگردانش قدرت و اقتدار داد تا بیماریها را شفا دهند و دیوها را اخراج کنند. این قدرت را هم به دوازده شاگرد اصلی خود و هم به هفتاد و دو شاگرد دیگر داد (لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۱، ۹، ۱۷-۱۹). او بعد‌ها وعده داد که روح‌القدس نه تنها با آنها بلکه در آنها خواهد بود (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷). پیش از روز پنطیکاست، عیسی بر شاگردان خود دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید» (یوحنا ۲۰: ۲۲). اما او به همان شاگردان فرمود که منتظر روح‌القدس باشند، یعنی منتظر تعمید روح‌القدس، که با قدرت بر ایشان نازل خواهد شد (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۴). در باب دوم کتاب اعمال رسولان، آنان روح‌القدس را دریافت کردند تا از قوت و عطایا برخوردار شوند؛ این رخداد را می‌توان آغاز دوران خدمت کلیسا دانست. شاگردان همه جا موعظه می‌کردند، توبه کنندگان را شاگرد مسیح می‌ساختند، ایشان را با آب تعمید می‌دادند، و تشویقشان می‌کردند که روح‌القدس را دریافت کنند تا قدرت یافته ، از عطایای خاص او بهره مند شوند (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۱-۶، اول قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰). 
در زبان یونانی، واژه‌های بسیاری برای توصیف تجربه تعمید روح‌القدس به کار رفته است. ما قبلا اصطلاحات «تعمید با روح‌القدس» (اعمال ۱: ۵، ۱۱: ۱۶)، «قوت یافتن» (اعمال ۱: ۸) و «نازل شدن» روح‌القدس (اعمال ۱: ۸، ۸: ۱۶، ۱۰: ۴۴، ۱۱: ۱۵، ۱۹: ۶) را برسی کردیم. در عهد جدید، اصطلاحات «پر شدن از روح‌القدس» (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱ ۹: ۱۷)، «افاضه شدن روح‌القدس» (اعمال ۱۰: ۴۵)، و «یافتن روح‌القدس» (اعمال ۸: ۱۵، ۱۰: ۴۷، ۱۹: ۲) نیز به کار گرفته شده است.به این موضوع توجه داشته باشید که همان شاگردانی که در لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۹، ۱۷-۱۹ قوت و عطایا را یافتند و مجددا در یوحنا ۲۰: ۲۲ روح‌القدس را دریافت کردند، بار دیگر در اعمال باب دوم روح‌القدس را یافتند (به اعمال ۱۰: ۴۷ مراجعه کنید). همان شاگردانی که در اعمال ۳: ۴ «پر از» روح‌القدس شدند، باز در اعمال ۴: ۳۱ «پر از» روح‌القدس گشتند. می‌توان مشاهده کرد که به تجارب مختلف می‌توان نام واحدی را اطلاق کرد و به یک تجربه واحد می‌توان دو یا سه نام مختلف داد. 
علاوه بر این، همان تجربه واحد در کتاب اعمال رسولان، در زمانهای مختلف و به طرق مختلف به وقوع می‌پیوندد. این تجربه گاه ۱) پس از ایمان آوردن و پس از دریافت روح‌القدس که قبلا به شکلی به فرد داده شده، رخ می‌دهد (یوحنا ۲۰: ۲۲؛ اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱)؛ ۲) گاه پس از ایمان آوردن و چند روز پس از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۸: ۹-۱۷)؛ ۳) بعضی اوقات به هنگام ایمان آوردن و پیش از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۱۰: ۴۴-۴۸)؛ ۴) گاهی نیز پس از ایمان آوردن و چند دقیقه پس از تعمید آب رخ می‌دهد (اعمال ۱۹: ۱-۶). برای برخی، روح‌القدس هنگامی نازل می‌شود که بر ایشان دست نهاده شود (اعمال ۸: ۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۶؛ دوم تیموتاوس ۱: ۶)؛ و برای برخی دیگر، نزول روح‌القدس بدون نهادن دست بر ایشان صورت می‌گیرد (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱، ۱۰: ۴۴). 
بنابراین، با بررسی این آیات، در می‌یابیم که روح‌القدس می‌تواند به اشکال مختلف بر یک ایماندار نازل شود و به طرق مختلف در وی کار کند. روح‌القدس در نحوۀ عمل کردن مختار است، و انسان نمی‌تواند قوانین مورد علاقه خود را بر او تحمیل کند. موضوع اصلی این است که آیا قدرت روح‌القدس به شکل آشکار در زندگی مان دیده می‌شود یا نه. ما باید دعا کنیم که این قدرت به شکلی در زندگی مان دیده شود (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷). روح‌القدس به هر طریقی عمل کند، ما باید خدا را بخاطر عملکردش شکر کنیم. 
قدرت روح‌القدس در کلیسا 
همه مسیحیان ایمان دارند که روح‌القدس در وجود هر کسی که به عیسی ایمان آورد، حضور دارد (رومیان ۸: ۹؛ افسسیان ۴: ۳۰). بسیاری از مسیحیان همچنین معتقدند که ما روح‌القدس را در تعمید آب و شام خداوند به طریقی خاص دریافت می‌کنیم (اول قرنتیان ۱۰: ۲-۴، ۱۲: ۱۳؛ تیطس ۳: ۵). برخی دیگر نیز معتقدند که روح‌القدس می‌تواند به شکلی خاص و برای خدمتی خاص همچون خدمت شبانی، شماسی یا بشارت (اعمال ۶: ۶، ۱۳: ۲-۳؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶)، یا برای دریافت قدرت مضاعف و تشویق و دلگرم شدن عطا شود (اعمال ۴: ۳۱). 
در کلیسای اولیه این باور وجود داشت که هنگامی که رهبران کلیسا به شکلی که در اعمال ۸: ۱۴-۱۷ توصیف شده، بر مسیحان دیگر دست می‌گذارند، آنان به طریقی خاص قدرت و عطایای روحانی را دریافت می‌کنند. کلیسای اولیه بر این باور بود که این تجربه، تجربه‌ای مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب بود. در چندین قرن اول تاریخ کلیسا، این دیدگاه در کلیسا دیدگاه غالب بود. 
با وجود این، در طی قرون بعدی تاریخ کلیسا، بسیاری از مسیحیان قدرت خاص یا عطایای ویژه روح را به شکلی که در اول قرنتیان ۱۲: ۱۷-۱۱ توصیف شده، دیگر در زندگی شان تجربه نمی‌کردند. برای مثال، بسیاری شفای فردی بیمار را بر اثر قدرت الهی هرگز مشاهده نکردند. به تدریج برخی این نظر را مطرح کردند که خدا این قوت خاص و عطایای ویژه را منحصرا به کلیسای اولیه داده بود. در حال حاضر، برخی از مسیحیان معتقدند که بسیاری از این عطایا امروزه دیگر در کلیسا وجود ندارد. این گروه به اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰ اشاره می‌کنند که در آنها پولس می‌گوید هنگامی که کامل آید، نبوت ها، زبانها و علم، نیست خواهد شد. این مسیحیان اعتقاد دارند که منظور از آمدن «کامل» تکمیل شدن متن عهد جدید است که حدود یکصد سال پس از مصلوب شدن مسیح، به شکل کامل به نگارش در آمد. 
اما بسیاری دیگر از مسیحیان بر این عقیده اند که امروز نیز عطایا در دسترس ما هستند؛ و علاوه بر این، ادعا می‌کنند که آنان خودشان این عطایا را تجربه کرده اند. آنان معتقندند که در اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰، پولس به زمان آینده اشاره می‌کند، یعنی زمانیکه ما عیسی را روبرو ببینیم (اول قرنتیان ۱۳: ۱۲). آنان خاطر نشان می‌سازند که در طول کل تاریخ کلیسا، قدرت روح‌القدس و عطایای آن در زمانها و در مکانهای مختلف ظاهر شده است. در واقع از ابتدای قرن بیستم، عطایا و قدرت روح‌القدس به شکل فزاینده‌ای دیده شده است. این مسیحیان به وعده‌های بزرگی استناد می‌کنند که در مرقس ۱۶: ۱۷-۱۸، یوحنا ۱۴: ۱۲ و اعمال ۲: ۱۷-۱۸ وجود دارد و در آنها به آیات و عطایای خاصی که ویژه ایمانداران است اشاره شده است. 
ما چه زمانی و چگونه این قدرت را می‌یابیم؟ 
در میان مسیحیانی که معتقدند که عطایا و قدرت روح‌القدس امروزه نیز باید در کلیسا دیده شود، در مورد اینکه ما چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را دریافت کنیم، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بسیاری بر این عقیده اند که همان گونه که در اعمال ۱۰: ۴۴ آمده، «تعمید روح‌القدس» را همۀ ایمانداران در زمان ایمان آوردن می‌یابند: اما عطایای روح‌القدس ممکن است پس از گذشت چند سال، در زندگی مسیحیان ظاهر شود. گروهی دیگر نیز معتقدند «تعمید روح‌القدس» در زمان تعمید آب به وقوع می‌پیوندد، و در این مورد به تعمید عیسی در متی ۳: ۱۶-۱۷ و وقایع اعمال ۱۹: ۵-۶ اشاره می‌کنند که روح‌القدس مدت کوتاهی پس از تعمید آب نازل می‌شود. این دو گروه اعتقاد دارند که آیات دیگری که در اعمال رسولان در این مورد وجود دارد، استثناهایی هستند که با طریق معمولی دریافت روح‌القدس تفاوت دارند؛ به نظر ایشان، طریق معمول این که فرد تعمید روح‌القدس را معمولا به هنگام ایمان آوردن یا تعمید آب، می‌یابد. طبق نظر ایشان، از آنجا که قدرت و عطایای روح که در ابتدای زندگی مسیحی و به هنگام ایمان آوردن یا تعمید دریافت می‌شوند، ممکن است در سالهای بعدی ظاهر نشوند، ما باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که این عطایا را در زندگی مان ظاهر سازد. 
گروهی دیگر از مسیحیان، بر این عقیده اند که قسمت‌های مختلف کتاب اعمال رسولان نشان می‌دهند که قدرت و عطایا را می‌توان در هر زمانی دریافت کرد؛ اما معمولا زمان دریافت آنها را مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب می‌دانند (اعمال ۲: ۴، ۸: ۱۷؛ اول تیموتائوس ۱: ۶). ایشان معتقدند که اگر شخص از خدا بخواهد، قدرت روح‌القدس بر او نازل خواهد شد. آنان همچنین بر این عقیده اند که اگر ایماندارای از رهبران کلیسا بخواهد که بر او دست بگذارند و برایش دعا کنند، این کار به دریافت این قدرت کمک می‌کند (اعمال ۸: ۱۷، ۱۹: ۶). 
در اینجا سوال دیگری مطرح می‌شود. عطای زبانها در زندگی ما تا چه حد اهمیت دارد؟ هر سه گروهی که در سطور فوق به آنها اشاره شد، معتقدند که تکلم به زبانها، یکی از نشانه‌های دریافت روح‌القدس است. عطای زبانها، توانایی تکلم به زبانی است که روح‌القدس آنرا به شخص می‌بخشد، زبانی که شخص از قبل آن را نمی‌داند (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰، ۱۴: ۱-۵). در عهد جدید، تقریبا تمام کسانی که تعمید روح‌القدس را دریافت کردند، خدا را به زبانی پرستش کردند (مرقس ۱۶: ۱۷؛ اعمال ۲: ۴، ۱۰: ۴۶، ۱۹: ۶؛ اول قرنتیان ۱۴: ۱۸) اما در مورد اینکه این عطا برای تمام ایمانداران است یا تنها به افراد معدودی محدود می‌شود، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. 
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که خواست خدا این است که تنها تعداد اندکی از مسیحیان به زبانی خاص سخن بگویند. واقعیت انکار ناپذیر این است که مسیحیان بسیاری را می‌توان یافت که اشخاصی بسیار روحانی هستند، اما این عطا را دریافت نکرده اند. پولس رسول خود می‌گوید: (آیا) همه به زبانها متکلم هستند؟ (اول قرنتیان ۱۲: ۳۰) و منظور پولس این است که همه به زبانها تکلم نمی‌کنند. مسیحیانی که این دیدگاه را دارند، ممکن است ایمان داشته باشند که می‌توان از خدا خواست که این عطا را به ایمانداران ببخشد، زیرا توسط این عطا می‌توان از برکات زیادی برخوردار شد. اما آنان خاطر نشان می‌سازند که در کتاب مقدس، به روشنی گفته نشده است که از همه انتظار می‌رود که به زبانها سخن بگویند. 
اما گروهی دیگر از مسیحیان هستند که معتقندند نشانه اصلی یا دلیل تعمید روح‌القدس در یک شخص، توانایی تکلم به زبانی خاص است. آنان خاطر نشان می‌سازند که پولس نیز می‌نویسد که می‌خواهد تا همه قرنتیان به زبانی دیگر تکلم کنند (اول قرنتیان ۱۴: ۵). بنابراین، این گروه از مسیحیان ایمان دارند که دو نوع عطای تکلم به زبانها وجود دارد: نوع نخست، عطای بیان پیغام خدا به جمع ایمانداران است؛ این عطا تنها به اشخاصی اندک داده می‌شود و باید همراه با ترجمه باشد (اول قرنتیان ۱۴: ۱-۵، ۱۳، ۲۶-۲۷). نوع دوم، عطایی است مخصوص برای پرستش انفرادی که به همه ایمانداران داده می‌شود (اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۱۵-۱۷). از دیدگاه آنان، اول قرنتیان ۱۲: ۳۰ تنها به نوع اول عطای زبانها که در خدمت «دادن پیغام» به جماعت است، اشاره دارد. به عبارت دیگر، در جلسات کلیسایی، تنها به تعداد معدودی این عطا داده می‌شود تا با تکلم به زبانی خاص، پیغامی خاص را به جماعت بدهند. با وجود این، مطابق نظر این مسیحیان، همه باید قادر باشند که با زبانی دیگر و بدون وجود ترجمه، خدا را بپرستند و خطاب به او دعا کنند. (اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۲۸)، و توسط این عطای فردی، از برکات روحانی بهره مند شود. 
گروهی دیگر از مسیحیان نیز نظری متفاوت دارند. به نظر ایشان، اگر چه خدا در زمان تعمید روح‌القدس، توانایی تکلم به زبانی خاص را به جهت پرستش انفرادی به همه می‌بخشد، اما همه از آن استفاده نمی‌کنند. برخی ممکن است چیزی در مورد این عطا ندانند، برخی دیگر نیز ممکن است بخاطر دلایلی دیگر از این عطا استفاده نکنند. این مسیحیان اعتقاد ندارند که زبانها تنها نشانه تعمید روح‌القدس است. به نظر ایشان، هر عطای روح‌القدس می‌تواند نشانه این باشد که قدرت روح‌القدس وارد زندگی ما شده است. این دیدگاه سوم، با آن دیدگاه نخست همسو است که طبق آن، از همه انتظار نمی‌رود که به زبانها تکلم کنند. در ضمن، با آن دیدگاه نیز همسو است که طبق آن، خدا می‌خواهد تا هر کس از عطای شخصی زبانها برخوردار باشد و توسط آن دعا کند و خدا را بپرستد. 
خلاصه 
هنگامی که ما در مورد قدرت و عطایای روح‌القدس می‌اندیشیم، باید به یاد داشته باشیم که ۱) این قدرت و عطایا به جهت منفعت همگان (اول قرنتیان ۱۲: ۷، ۱۴: ۳) و برای قدرت یافتن به جهت شهادت دادن به دیگران، داده شده است (اعمال ۱: ۸)؛ و ۲) این قدرت و عطایا باید با محبت و به شکلی مهار شده مورد استفاده قرار گیرند، در غیر این صورت، هیچ ارزشی ندارند (اول قرنتیان ۱۳: ۱-۳، ۱۴: ۴۰)؛ و ۳) این عطایا باید طلبیده شوند و نباید منع گردند (اول قرنتیان ۱۲: ۳۱، ۱۴: ۱، ۳۹)؛ و ۴) این عطایا نباید ما را از هم جدا سازند (اول قرنتیان ۱۲: ۴-۶). علیرغم وجود باورهای متفاوت در مورد عطایای روح‌القدس، ما در مسیح خواهر و برادر یکدیگر هستیم. در مسیح ما یک هستیم (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳، غلاطیان ۳: ۲۷).

آخرین وضعیت کشیش روبرت و ادامه فعالیت کلیسای جماعت ربانی در هاله ایی از ابهام



بازداشت کشیش روبرت آسریان که مقدمه ای برای تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران بود، وی پس از دستگیری طی روزهای گذشته اجازه یافت تا با خانواده خود تماس تلفنی داشته باشد.


، کشیش "روبرت آسریان" از رهبران شورای کلیسای جماعت ربانی تهران که سه شنبه 31 اردیبهشت (برابر با 21 می 2013) ، در حین اجرای مراسم دعا توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی رژیم جمهوری اسلامی بازداشت شد ه بود، روز شنبه توانست طی تماسی تلفنی خبر سلامتی اش را به خانواده خود اعلام کند .
در این تماس که به مدت محدودی صورت گرفت وی این امکان را داشت که بطور فشرده با اعضا ی خانواده خود گفتگو کند. در این راستا هنوز از محل نگهداری فعلی ایشان اطلاع دقیقی در دست نیست اما احتمال می رود که وی را برای بازجویی های بیشتر به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل کرده باشند.
تداوم بازداشت، بلاتکلیفی ، عدم دسترسی به وکیل و محروم از حق ملاقات برای این کشیش مسیحی که از جامعه ارامنه ایران نیز می باشد در حالی است که هنوز اتهام وی مشخص نشده و این موضوع نیز موجب نگرانی های شدید خانواده و جامعه مسیحیان ایرانی شده است.
" روبرت آسریان" روانشناس، مولف و مترجم از مسیحیان ارامنه ساکن تهران است ، وی یکی از رهبران شورای کلیسای جماعت ربانی و سالهاست که در تدریس و مدیریت آموزشگاه کتابمقدس در کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی در تهران به خدمت مشغول است. از ایشان نیز تاکنون کتابهای ارزشمندی در حوزه الهیات مسیحی ترجمه و توسط ناشران داخلی چاپ و منتشر شده است .
بر اساس این گزارش بازداشت کشیش آسریان مقدمه و یا بهانه ایی برای تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران بود. این کلیسا در روز چهارشنبه اول خردادماه ( 22 می ) تحت فشار نیروهای امنیتی تعطیل اعلام شد و بر درب این کلیسا تابلویی مبنی بر تعطیلی موقت نصب شده است.
در حالیکه مقرر شده بود اعضای کلیسای جماعت ربانی در جلسه روز یکشنبه 5 خرداد ماه سال جاری (26 مه )، با حضور در مراسم کلیسایی از تصمیم نهایی شورای کلیساهای جماعت ربانی در خصوص احتمال تعطیلی کامل این مکان مطلع گردند، منابع خبری گزارش دادند؛ " گویا به دلیل تعطیلی کلیسا مراسم روز یکشنبه برگزار نشده و ادامه فعالیت کلیسای جماعت ربانی مرکز همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد."
تاکنون ایمانداران مسیحی چه در ایران و چه درخارج از کشور با صدور بیانیه هایی ضمن نگرانی از تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، آن را آغازی دوباره مبنی بر فشارهای بیشتر بر کلیسا و بویژه نومسیحیان ایرانی دانسته و اعلام داشته اند که این موضوع حتی میتواند منجر به تعطیل کردن کلیه کلیساهای فارسی زبان در ایران شود .
طی ماه های اخیر تعداد زیادی از روحانیون بلندپایه جمهوری اسلامی و همینطور مراجع سرشناس داخل کشور حملات تندی را نسبت به ادیان و آئین های غیر اسلامی آغاز کردند . رسانه های جمهوری اسلامی نشان داده اند که به ویژه در چند ماه گذشته در یك اقدام برنامه ریزی شده و هماهنگ به انتشار مطالبی بویژه در مورد کلیسای جماعت ربانی مرکز اقدام نمودند و قصد دارند از این طریق چهره آئین مسیحیت در ایران را تخریب كنند. این رسانه ها با هدف زمینه سازی برای فشار به مسیحیان داخل کشور و سیاه نمایی از طریق اینگونه خبر رسانی ها به سیستم قضایی و امنیتی كشور القا می کنند تا برخوردهای خود با جریان مسیحیت در ایران را بیش از گذشته افزایش دهند که به نظر می رسد چندان هم بی نتیجه نبوده و اخبار مبنی بر تعطیلی احتمالی بزرگترین کلیسای فارسی زبان در تهران، افزایش دستگیری ها و همینطور برخورد و هجوم ماموران به منازل برخی مسیحیان كه از آنها به عنوان كلیساهای خانگی یاد می شود بیشتر شده است.

خودکشی یک پناهجوی ایرانی در مالزی


.روند زمانی بسیار طولانی برای انجام مصاحبه ، شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی این پناهجوی ایرانی  اعلام شده است.
» به نقل از رادیو کوچه، «آراد غفوری»، یکی از پناهجویان ایرانی در مالزی،عصر ٢١ ماه مه، در سن ٢٧ سالگی با پرتاب خود از یک ساختمان هفده طبقه در منطقه «کوچینگ» کوالالامپور به زندگی خود خاتمه داد.
وی در سال گذشته به همراه همسر خود برای اخذ پناهندگی به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد درمالزی مراجعه کرده بود.
بنا بر گزارش‌های رسیده، «آراد غفوری» پس از مدتی طولانی به مصاحبه اول فراخوانده شد و طبق روال کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در مالزی، زمانی بسیار طولانی برای وی در نظر گرفته شد.
طبق قوانین کشور مالزی پناهنده دارای اجازه کار نیست و به همین دلیل پناهندگان با مشکلات زیادی برای گذراندن زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی «آراد غفوری» اعلام شده است.
گفته‌ می‌شود که بلاتکلیفی پناهجویان ایرانی در مالزی، زمانی بین سه تا شش سال را در بر می‌گیرد. درحال حاضر، برای اولین بررسی پرونده پناهندگان ایرانی که از سازمان ملل در این کشور تقاضای پناهندگی می‌کنند، زمانی بیش از دو سال تعیین می‌شود.

Saturday, May 25, 2013

گزارش ۲۰۱۳ عفو بین‌الملل :رژیم جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین ناقضان حقوق‌بشر


کارنامه جمهوری اسلامی در گزارش ۲۰۱۳ عفو بین‌الملل بیانگر موارد فراوانی از نقض منظم حقوق‌بشر در ایران است. عفو بین‌الملل در گزارش خود به “محدودیت آزادی بیان، تشکل و گردهمایی”، “دستگیری‌های خودسرانه”، “افزایش فشار بر مدافعان حقوق‌بشر”‌، “اعمال شکنجه و بدرفتاری با زندانیان”، “تبعیض علیه زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی” و “مجازات اعدام” در ایران پرداخته است.

عفو بین‌الملل: نقض گسترده حقوق بشر در ایران ادامه دارد

رادیو آلمان:عفو بین‌الملل در گزارش سالانه خود به وضعیت حقوق بشر در ۱۵۹ کشور جهان پرداخت. در این گزارش به بیش از صد کشور به خاطر نقض حقوق پایه‌ای شهروندان انتقاد شده است. ایران یکی از بزرگترین ناقضان حقوق‌بشر به شمار می‌آید.
سازمان عفو بین‌الملل در گزارش سالانه خود به بررسی وضعیت حقوق‌بشر در جهان در سال ۲۰۱۲ پرداخت. در این گزارش که در روز چهارشنبه (۲۲ مه/ ۱ خرداد) انتشار یافت، “دفاع از حقوق‌بشر” به عنوان ارزشی جهانی یکی از موضوعات محوری به شمار می‌آید.
سلیل شتی، دبیرکل عفو بین‌الملل در یک ارزیابی کلی گفت: «کوتاهی از توجه به درگیری‌ها در عمل یک زیر-طبقه جهانی را ایجاد می‌کند. از حقوق کسانی که از جنگ فرار می‌کنند حمایت نمی‌شود. بسیاری از دولت‌ها به نام کنترل مهاجرت از اقدامات کنترل مرز بسیار فراتر می‌روند و حقوق‌بشر را نقض می‌کنند.»
بنا به ارزیابی عفو بین‌‌الملل در سال ۲۰۱۲ محدودیت‌های مشخص پیرامون آزادی بیان در دست‌کم ۱۰۱ کشور و شکنجه و بدرفتاری در دست‌کم ۱۱۲ کشور برقرار بوده است. نیمی از بشریت هنوز “شهروند درجه دو” به شمار می‌روند، زیرا در بسیاری از کشورهای جهان نقض حقوق زنان بر پایه تفاوت‌های جنسیتی همچنان ادامه دارد.
افزایش آوارگی و مهاجرت یکی دیگر از پدیده‌‌های سال گذشته بود که به دلیل نبود امنیت جانی و اقتصادی و عدم تضمین حقوق پایه‌ای، شهروندان کشورهای مختلف را مجبور به ترک خانه و مناطق سکونت خود کرده است.
در بیانیه مطبوعاتی عفو بین‌الملل آمده است: «این بهانه که حقوق‌بشر “امور داخلی” است برای جلوگیری از اقدام بین‌المللی در مورد وضعیت‌های اضطراری حقوق بشری همچون سوریه مورد استفاده قرار گرفته است. شورای امنیت سازمان ملل – که عهده‌دار امنیت و رهبری جهانی است – هنوز از دست زدن به اقدام هماهنگ و متحد سیاسی کوتاهی می‌کند.»
وضعیت ایران در گزارش ۲۰۱۳ عفو بین‌الملل
کارنامه جمهوری اسلامی در گزارش ۲۰۱۳ عفو بین‌الملل بیانگر موارد فراوانی از نقض منظم حقوق‌بشر در ایران است. عفو بین‌الملل در گزارش خود به “محدودیت آزادی بیان، تشکل و گردهمایی”، “دستگیری‌های خودسرانه”، “افزایش فشار بر مدافعان حقوق‌بشر”‌، “اعمال شکنجه و بدرفتاری با زندانیان”، “تبعیض علیه زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی” و “مجازات اعدام” در ایران پرداخته است.
در این گزارش آمده است: « مسئولان ایجاد محدودیت‌های شدید برای آزادی بیان، تشکل و گردهمایی را ادامه دادند. مخالفان و مدافعان حقوق بشر، شامل مدافعان حقوق اقلیت‌ها و حقوق زنان، خودسرانه دستگیر شدند، در انزوای کامل در حبس ماندند، پس از محاکمه ناعادلانه زندانی و نیز از سفر به خارج منع شدند. تعداد زیادی زندانی عقیدتی و سیاسی در زندان به سر می برند. شکنجه و بدرفتاری‌های دیگر رایج و از مجازات معاف است. زنان، اقلیت‌های دینی و قومی، و دگرباشان جنسی در قانون و عمل مورد تبعیض قرار می‌گیرند. مجازات‌های قضایی ظالمانه شلاق و قطع عضو هنوز به کار می‌رود.»
عفو بین‌الملل پیرامون ادامه محدودیت در عرصه “آزادی بیان، تشکل و گردهمایی” به دستگیری روزنامه‌نگاران اشاره کرده و “کنترل اینترنت و شنود منظم گفت‌وگوهای تلفنی” را مصداق بارز این گونه محدودیت‌ها دانسته است.
دستگیری فعالان دانشجویی، زنان، کارگران و دیگر فعالان حقوق‌بشری و سیاسی به منظور مقابله با مخالفان همچنان در دستور کار نیروهای امنیتی ایران بوده است. به گفته عفو بین‌الملل ده‌ها نفر از مخالفان در ارتباط با اعتراض‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ همچنان در بازداشت به سر می‌برند. این گزارش تصریح می‌کند که در سال ۲۰۱۲ “رهبران مخالف، مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسر او زهرا رهنورد در حبس خانگی که بدون حکم در فوریه ۲۰۱۱ آغاز شده، باقی ماندند.”
عفو بین‌الملل در هر زمینه‌‌ای با ذکر نام افراد و نمونه‌های مشخص به مستندسازی تخلفات حقوق‌بشری در ایران دست زده است. از مرگ ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس زندانی تا حبس وکلای دادگستری همچون نسرین ستوده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف‌زاده، همگی از جمله موارد سرکوب مدافعان حقوق‌بشر نام برده شده است.
تبعیض نسبت به اقلیت‌های قومی و مذهبی
بنا به گزارش عفو بین‌الملل در سال ۲۰۱۲ «اقلیت های قومی، شامل عرب‌های اهوازی، آذربایجانی‌ها، بلوچ‌ها، کُردها و ترکمن‌ها، در قانون و عمل مورد تبعیض قرار گرفتند و از دسترسی به اشتغال، آموزش و دیگر حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برابر با ایرانیان دیگر محروم ‌شدند. استفاده از زبان‌های اقلیت در ادارات دولتی و برای تدریس در مدارس ممنوع بود و فعالانی که برای حقوق اقلیت‌ها مبارزه می‌کردند با تهدید رسمی، دستگیری و زندان روبرو شدند.»
جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته به اعمال “تبعیض علیه اقلیت‌های غیرشیعه، شامل گروه‌های مسلمان، روحانیون شیعه مخالف، اعضای سلسله‌های دراویش و اهل حق و بعضی اقلیت‌های دیگر دینی و انجمن‌های فلسفی شامل نوکیشانی که از اسلام به مسیحیت گرویده‌اند” ادامه داد.
بنا به ارزیابی عفو بین‌الملل “آزار و اذیت بهاییان در ایران تشدید شد و مسئولان و رسانه‌های دولتی به طور علنی بهاییان را شر و خبیث جلوه دادند.” در سال گذشته “حدود ۱۷۷ بهایی به خاطر اعتقادشان” بازداشت شدند.
“مجازات‌های ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز”
در گزارش عفو بین‌الملل آمده است که در سال گذشته در ایران صدها نفر اعدام شدند. منابع دولتی اجرای ۳۱۴ مورد اعدام را تایید کرده‌اند، اما منابع غیررسمی می‌گویند که حداقل ۲۳۰ اعدام دیگر به شکل پنهانی صورت گرفته است. عفو بین‌الملل تاکید می‌کند که “رقم واقعی ممکن است بسیار بیشتر و بالاتر از ۶۰۰ مورد باشد.”
در سال گذشته میلادی دست‌کم ۶۳ مورد اعدام در انظار عمومی انجام شد. از اعدام‌های رسمی تایید شده ۷۱ درصد به خاطر جرایم مواد مخدر و در پی “محاکمه‌های ناعادلانه” صورت گرفته است.
به گفته عفو بین‌الملل برخی از این افراد اعدامی یا محکوم به اعدام ماه‌ها بدون دسترسی به وکیل در سلول انفرادی به سر برده‌اند.
عفو بین‌الملل در گزارش خود تصریح کرد که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ اجازه دیدار از ایران را به نمایندگان این سازمان نداده و دولتمردان این کشور به ندرت به نامه‌های عفو بین‌الملل واکنش نشان داده‌اند.

Tuesday, May 21, 2013

نجات- جبر یا اختیار؟





نجات- جبر یا اختیار؟ 
آیات مهم: 
یوشع ۲۴: ۱۵- ... پس امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید نمود. 
متی ۲۳: ۳۷- ... چند مرتبه خواستم ... و نخواستید. 
یوحنا ۷: ۱۷- اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل آرد، درباره تعلیم خواهد دانست که از خدا است یا آنکه من از خود سخن می‌رانم. 
یوحنا ۱۵: ۱۶- شما مرا برنگزیدید بلکه من شما را برگزیدم. 
اعمال ۷: ۵۱- شما پیوسته با روح‌القدس مقاومت می‌کنید. 
اعمال ۱۳: ۴۶- لیکن چون آن (کلام خدا) را رد کردید .... همانا به سوی امتها توجه نماییم. 
رومیان ۸: ۲۹-۳۰- زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود ... و ایشان را خواند ... عادل گردانید ... جلال داد. 
رومیان ۹: ۱۰-۲۴- مطابق اراده اش، هر که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد. 
رومیان ۱۱: ۳۲- زیرا خدا همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید. 
افسسیان ۱: ۴-۵- چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم ... برگزید. 
اول تیموتائوس ۲: ۴- که (خدا) می‌خواهد جمیع مردم نجات یابند و به معرفت راستی گرایند. 
اول پطرس ۱: ۲- (مسیحیان) برگزیدگان بر حسب علم سابق خدای پدر (می باشند). 
دوم پطرس ۱: ۱۰- ... دعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید. 
طرح مساله 
عیسی در یوحنا ۸: ۳۴ و پولس رسول در رومیان ۶: ۱۴-۱۸ به روشنی می‌گویند که بی ایمانان بردۀ گناه هستند. بی ایمانان، بدون کمک خدا، نمی‌توانند امور الهی را بفهمند (اول قرنتیان ۲: ۱۴). آنان نمی‌توانند با قدرت خودشان عدالت را انتخاب کنند. هیچکس نمی‌تواند نزد عیسی بیاید مگر اینکه پدر او را جذب کند (یوحنا ۶: ۴۴)، و هیچکس نمی‌تواند پدر را بشناسد مگر اینکه پسر او را مکشوف سازد (متی ۱۲: ۲۷-۲۸). 
ما در لوقا۲۴: ۴۵ و اعمال ۱۶: ۱۴ نمونه‌هایی را می‌بینیم که در آنها خدا قلب انسانها را می‌گشاید تا حقایق روحانی را ببینند و درک کنند. 
هم عیسی و هم پولس رسول می‌گویند که بی ایمانان می‌توانند از بردگی گناه آزاد شوند (یوحنا ۸: ۳۶، رومیان ۶: ۱۷-۱۸). پولس همچنین می‌گوید که ایمانداران به غلامان عدالت تبدیل می‌شوند. این نجات نتیجه اعمال انسانی نیست، بلکه عطای مجانی خدا است (به رومیان ۶: ۲۳؛ افسسیان ۲: ۸-۹ و تفسیر آنها مراجعه کنید). 
عیسی فرمود که شاگردان او را برنگزیدند، بلکه او آنان را برگزید تا رفته و میوه بیاورند (یوحنا ۱۵: ۱۶). پولس رسول می‌گوید که خدا ما را پیش از بنیاد عالم برگزید (افسسیان ۱: ۴)، و نیز می‌گوید که خدا ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم (افسسیان ۱: ۵، ۱۱). انتخاب ما مطابق پیش دانی خدا است (رومیان ۸: ۲۹-۳۰؛ اول پطرس ۱: ۲). در رومیان ۹: ۱۶، پولس تاکید می‌کند که انتخاب خدا بر تلاش یا خواست انسان متکی نیست، بلکه مبتنی بر رحمت او است. 
همه مسیحیان اعتقاد دارند که نجات فقط بر اساس فیض و رحمت خدا ممکن می‌شود و اینکه ما برای کسب نجات خود نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. اما در اینجا مساله‌ای مطرح می‌شود. آیا این سخن بدین معنی ست که ما در نجات خویش به هیچ وجه امکان انتخاب کردن نداریم؟ آیا توبه و ایمان تجاربی هستند که ما به خواست و انتخاب خود تجربه شان می‌کنیم؟ یا تجاربی هستند که خدا به خواست و انتخاب خود آنها را در ما پدید می‌آورد؟ آیا انسان این قدرت را دارد که در برابر فیض خدا مقاومت کند و به او «نه» بگوید؟ 
آیا انسان در نجات خود از حق انتخاب برخوردار است؟ 
فرقه‌های مختلف مسیحی پاسخهای متفاوتی برای این سوال دارند. برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که این خدا است که انتخاب می‌کند چه کسی نجات پیدا خواهد کرد، و انسان در این مورد قدرت انتخاب ندارد، چون برده گناه است. این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که خدا برای نجات، فقط برخی از انسانها را انتخاب می‌کند و نه همه را؛ و بقیه را برای هلاک شدن بر می‌گزیند. این گروه از مسیحیان به این آیات استناد می‌کنند: متی ۲۲: ۱۴ (طلبیدگان بسیارند و برگزیدگان کم)، و رومیان ۹: ۲۲-۲۳ (خدا برخی ظروف را برای هلاکت و برخی ظروف را برای جلال معین کرد). در رومیان ۹: ۱۸ پولس می‌نویسد: «بنابراین هر که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد.» در جایی دیگر از کتاب مقدس گفته می‌شود که برخی اشخاص برای حیات ابدی مقرر شده اند (اعمال ۱۳: ۴۸) و برخی دیگر برای لغزش و نا اطاعتی (اول پطرس ۲: ۸). این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که خدا هر که را باید نجات یابد، انتخاب می‌کند؛ آنگاه فقط کسانی را که برگزیده است، قادر می‌سازد تا توبه کنند (دوم تیموتائوس ۲: ۲۵)، و ایمان آورند (فیلپیان ۱: ۲۹). برگزیدگان خودشان هیچ حق انتخابی ندارند و نمی‌توانند نجات الهی را رد کنند. 
اما عدۀ دیگری از مسیحیان بر این عقیده اند که انتخاب خدا تنها عامل تعیین کننده در نجات ما نیست، و ما نیز در نجات خود سهمی داریم. طبق نظر این دسته از مسیحیان، مثلا قوم یهود در عهد عتیق، اگر چه هیچ شایستگی نداشتند که خدا انتخابشان کند، اما خدا ایشان را برگزید و سپس این انتخاب را پیش روی ایشان گذاشت تا از او پیروی کنند (تثنیه ۳۰: ۱۹؛ یوشع ۲۴: ۱۵). در عهد جدید، عیسی فرمود که اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل آورد، تعلیم خدا را تشخیص خواهد داد (یوحنا ۷: ۱۷). به ما حکم شده است که توبه کنیم (اعمال ۲: ۳۸) و ایمان آوریم (رومیان ۱۰: ۹-۱۰) تا نجات بیابیم. طبق این نظر، خدا ابتدا ما را می‌خواند، اما ما می‌توانیم در برابر دعوت خدا و اراده او مقاومت کنیم. 
برحی از مسیحیان که پیرو دیدگاه دوم هستند، اعتقاد دارند که خدا شخص بی ایمانی را که برده گناه است، از اسارت گناه آزاد می‌سازد تا اینکه وی در شرایطی قرار گیرد که بتواند مجددا دست به انتخاب آزاد بزند. اگر شخص آزاد شده خدا را برگزیند، نجات یافته است؛ اما اگر شیطان را برگزیند، مجددا در بندگی گناه گرفتار شده، تحت لعنت قرار می‌گیرد. برخی نیز معتقدند که انسانها چنان در بند گناه گرفتارند که هرگز خدا را انتخاب نمی‌کنند. بنابراین، معتقدند در امر نجات، انتخاب با خدا است، و در امر هلاکت، انتخاب با انسان است. به عبارت دیگر، اگر خدا فردی را برای نجات برگزیند و او با خدا مقاومت نکند، نجات خواهد یافت؛ اما اگر مقاومت کند، خدا او را مجبور نمی‌سازد که نجات یابد و او با این انتخاب خود، قدم در طریق هلاکت می‌گذارد. 
اما آیا می‌توانیم بدین شکل در برابر خدا مقاومت کنیم؟ بسیاری از مسیحیان اظهار می‌دارند که چون خدا قادر مطلق است، ما که هستیم که در برابر خالق مقاومت کنیم (رومیان ۹: ۱۹-۲۱)؟ اما برخی دیگر از مسیحیان معتقدند که علیرغم اینکه خدا قادر مطلق است. اما آزادی انتخاب کردن را به ما عطا فرموده است. آنان به آیاتی اشاره می‌کنند که در آنها انسانها در برابر خواست خدا مقاومت می‌کنند (متی ۲۳: ۳۷؛ اعمال ۷: ۵۱، ۱۳: ۴۶)؛ همچنین آیاتی را خاطر نشان می‌سازند که به ما هشدار می‌دهند در برابر خدا مقاومت نکنیم (دوم قرنتیان ۶: ۱؛ عبرانیان ۳: ۵، ۱۳، ۱۲: ۲۵). 
بنابراین، مشاهده می‌کنیم که مسیحیان به این مساله سه پاسخ مهم می‌دهند: ۱) انسان در نجات یا هلاکت خود از هیچ حق انتخابی برخوردار نیست؛ ۲) انسان در هر دو مورد از حق انتخاب برخوردار است؛ ۳) انسان نمی‌تواند نجات را انتخاب کند، اما پس از اینکه خد او را فرا خواند، آنگاه می‌تواند در برابر دعوت خدا مقاومت کند و هلاکت را بگزیند. 
این سه دیدگاه در مورد اینکه آیا ما در نجات خویش حق انتخاب داریم یا نه، توسط مثال زیر روشنتر می‌شود: پسری جوان در حالی که دست و پایش بسته است، در کنار جاده افتاده است. وضعیت وی بیانگر شخص بی ایمانی است که اسیر گناه است. در این حین، مردی سوار بر اسب از این جاده عبور می‌کند. او را می‌توان نمایانگر خدا دانست که می‌خواهد همه نجات یابند. مردی که سوار اسب است، می‌تواند سه کار انجام دهد. ۱) او می‌تواند دست و پای پسر را باز نکند، اما او را بر اسب گذاشته با خودببرد. این حالت شبیه دیدگاه کسانی است که معتقدند که ما در نجات خود هیچ انتخابی نداریم، و این قدرت را نیز نداریم که در برابر قدرت خدا مقاومت کنیم. ۲) این مرد می‌تواند دست و پای پسر جوان را باز کند و از او بپرسد که ایا می‌خواهد با او برود یا نه. اگر پسر جوان خواست که با او همراه شود، او را سوار اسب می‌کند و با هم به راه می‌افتند. این حالت معرف دیدگاه کسانی است که طبق آن، خدا ابتدا ما را آزاد می‌کند تا ما بتوانیم در مورد نجات یا هلاکت خود تصمیم بگیریم؛ ۳) این مرد می‌تواند پس از سوار کردن پسر جوان دست و پای او را باز کند. در این حالت، پسر جوان اگر بخواهد، می‌تواند از سوی اسب به بیرون بپرد؛ اما اگر هیچ کاری انجام نداد، اسب او را با خود حمل می‌کند. این حالت معرف دیدگاه کسانی است که معتقدند خدا ما را انتخاب کرده است و هر آنچه را که برای نجات لازم است، به عمل آورده؛ اما ما می‌توانیم در برابر خدا مقاومت کرده، عمل او را نپذیریم. 
خلاصه مطلب این است که مطابق دیدگاه نخست، خدا انتخاب لازم را دز مورد نجات یا هلاکت ما انجام داده است.مطابق دیدگاه دوم، خدا به انسان این آزادی را داده که نجات یا هلاکت را انتخاب کند. مطابق دیدگاه سوم، انتخاب خدا برای انسان، نجات است و او هر آنچه را که در این مورد لازم بوده، انجام داده است؛ اما انسان می‌تواند هلاکت را انتخاب کند. 
آیا خدا تمامی انسانها را خوانده است؟ 
آیا خدا می‌خواهد هر انسانی نجات یابد یا اینکه او فقط خواهان نجات برخی از انسانها است؟ در متی ۲۲: ۱۴ عیسی می‌فرماید: «طلبیدگان و برگزیدگان کم.» از کلام خدا به روشنی مشهود است که عیسی منجی جهان است (یوحنا ۴: ۴۲؛ اول یوحنا ۴: ۱۴)، و نیز اینکه او مرد تا گناهان جهان را بردارد (یوحنا ۱: ۲۹؛ اول یوحنا ۲: ۲). علاوه بر این، پولس رسول می‌گوید که خدا می‌خواهد تا جمیع مردم نجات یابند (رومیان ۱۱: ۳۲؛ اول تیموتائوس ۲: ۴-۶؛ دوم پطرس ۳: ۹). عبارت «جمیع مردم» به چه معنی است؟ 
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که عبارت «جمیع مردم»، به معنی «انسانهایی از هر گروه و قشر» است؛ یعنی خدا عدۀ مشخصی را از تمامی گروههای انسانی خوانده و انتخاب کرده است. آنان بر این عقیده اند که خدا می‌خواهد تا خبر خوش مسیح در تمامی جهان منتشر شود، اما او عطای ایمان را تنها به شماری اندک از هر گروه انسانی بخشیده است. اما مسیحیان دیگر بر این عقیده اند «جمیع مردم» به معنی «تک تک انسانها» است. بدین معنی، اگر چه خدا همه انسانها را خوانده است، اما این تنها ایمانداران هستند که می‌توان ایشان را «برگزیدگان» خواند (هر دو معنی را می‌توان از متن یونانی استنباط کرد). 
در مورد کسانی که در مورد عیسی چیزی نشنیده اند، چه باید گفت؟ آیا آنان می‌توانند نجات یابند؟ بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که چنین اشخاصی نمی‌توانند نجات یابند. تمامی انسانها طبیعتا گناهکارند و همه سزاورا مرگند (رومیان ۳: ۱۰-۱۲). بجز خود مسیح، هیچ طریق دیگری برای نجات یافتن وجود ندارد (یو حنا ۱۴: ۶، اعمال ۴: ۱۲). بنابراین پولس رسول در رومیان ۱۰: ۱۳-۱۴ چنین می‌نویسد: «زیرا هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده اند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیده اند؟ و چگونه بشنود بدون واعظ؟» این امکان وجود دارد که خدا نسبت به کسانی که هرگز درباره عیسی چیزی نشنیده اند، رحمت کند (لوقا ۱۲: ۴۷-۴۸؛ رومیان ۲: ۱۲)؛ اما این دیگر تصمیم خود خداست . کتاب مقدس به روشنی به ما نمی‌گوید که خدا در مورد کسانی که در مورد عیسی هرگز چیزی نشنیده اند، چه خواهد کرد. با وجود این، کتاب مقدس به روشنی بیان می‌دارد که این مسئولیت ما است که در مورد عیسی مسیح با دیگران سخن بگوییم. 
خلاصه 
در این مقاله، سوالاتی بغرنج و پیچیده مطرح شد. کتاب مقدس به این سوالات پاسخی قطعی نمی‌دهد. اراده خدا عمیق و غیر قابل درک است! حکمت و دانش او چه ژرف است (رومیان ۱۱: ۳۳-۳۶)! شاید این دیدگاهها در جای خود صحیح باشند. یوحنای رسول می‌نویسد: «ما او را محبت می‌نماییم زیرا که او اول ما را محبت نمود» (اول یوحنا ۴: ۱۹). شاید ما بتوانیم بگوییم: «ما خدا را بر می‌گزینیم، چون او ابتدا ما را برگزید.» نجات کار خدا است؛ اما به نظر می‌رسد که ما نیز در این میان سهمی داریم. پولس در آیات زیر به این دو امر اشاره می‌کند... «نجات خود را به ترس و لرز به عمل آورید. زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل را به عمل ایجاد می‌کند» (فیلپیان ۲: ۱۲-۱۳).