Saturday, April 20, 2013

ایران زندانی بزرگ برای اقلیت های دینی و مذهبی !


در حالی که حق داشتن اختیار برای انتخاب و اعتقاد به مذهب حداقل خواسته هر فردی می‌تواند باشد، نظام جمهوری اسلامی از تمام توان و امکانات خود استفاده می‌کند تا با تغییر اعتقادات مردمی مقابله کند که نمونه بارز آن را در برخوردهای قهرآمیز با نوکیشان مسیحی می‌بینیم.
 در حالی‌که آزادی مذهبی یکی از عناصر حیاتی جوامع دموکراتیک و با ثبات در هر جای جهان است، رژیم جمهوری اسلامی تلاش بسیاری کرده تا به عنوان یک حکومت اسلامی شیعه، کنترل همۀ جنبه‌های زندگی سیاسی و مدنی، تمامی اندیشه‌ها و اظهارات مذهبی در ایران را تحت کنترل خود درآورد.
حاکمیت کنونی ایران و سران آن اعتقاد دارند که برخی از گروه‌های مذهبی دشمنان کشور هستند، زیرا باورهای مذهبی آنها ممکن است وفاداری به نظام را دچار چالش کنند و به بهانه حفظ امنیت سیاسی، سرکوب فعالیت‌های مذهبی را سرلوحه عناد با ادیان دیگر را قرار داده‌اند.
جمهوری اسلامی ادعا می‌کند بیش از 90 درصد از مردم ایران مسلمان و شیعه هستند، اما تردیدی نیست ایران کشوری متشکل از اقوام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف از جمله کلیمیان، مسیحیان و زرتشتیان می‌باشد و در این کشور بهائیان، دراویش و صابئین نیز وجود دارند که این ادیان و مذاهب از طرف نظام نه تنها به رسمیت شناخته نشده، بلکه برای جلوگیری از توسعه آنها از هر شیوه‌ای برای سرکوب پیروان و مبلغانشان استفاده می‌شود.
این در حالی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصول 4، 12، 13 و 14 درباره وضعیت مذهبی و حقوق اقلیت‌های مذهبی شرایطی را مقرر کرده که البته حکومت زیر بار اجرای همان‌ها نیز نمی‌رود و فضایی تهدیدکننده برای مذاهب و پیروان غیرشیعی به ویژه برای بهائیان، دراویش، مسیحیان و یهودیان ایجاد کرده است.
در حالی که حق داشتن اختیار برای انتخاب و اعتقاد به مذهب حداقل خواسته هر فردی می‌تواند باشد، نظام جمهوری اسلامی از تمام توان و امکانات خود استفاده می‌کند تا با تغییر اعتقادات مردمی مقابله کند که نمونه بارز آن را در برخوردهای قهرآمیز با نوکیشان مسیحی می‌بینیم.
دین اسلام در ایران قبل از اینکه یک اعتقاد دینی باشد، یک ارثیه دینی است که از والدین به فرزندان به ارث رسیده و برخی از افرد با رسیدن به بلوغ فکری، این حق را برای خود قائل می‌شوند تا در این زمینه دین اسلام را به چالش کشیده و خود انتخاب‌گر تدین خود باشند، نه دنباله‌رو دین وراثتی.
این قشر از مردم ایران به دلایل مختلف که برای هر فرد قابل احترام است به دین مسیحیت گرویده و خود را از تاروپود اسلام حاکمیتی رهانیده‌‌اند، اما نظام جمهوری اسلامی بر خلاف شعارها و ادعاهای خود این گونه اعمال را شامل مجازات دانسته و با بازداشت و زندانی کردن این نوکیشان سعی در جلوگیری از فراگیر شدن مسیحیت در ایران را دارد.
این در حالی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی روح الله خمینی در سال 57 طی مصاحبه‌ای با یک مجله‌ آلمانی اعلام کرده بود: " دین اسلام بیش از هر دین و مسلکی به اقلیت‌های مذهبی آزادی داده است. آنان باید در کشورهای اسلامی از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه‌ انسان‌ها قرار داده است بهره‌مند شوند. تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت‌ اسلامی می‌توانند به کلیه‌ فرائض مذهب خود آزادانه عمل کنند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنان محافظت نماید."
اما امروز به طور واضح مشاهده می کنیم اقلیت‌های مذهبی‌ چه رسمی‌ و چه غیر رسمی‌ امکان تبلیغ و ترویج مذهب خود را نداشته و هرگونه تبلیغی جرم محسوب می شود، علاوه بر آن امکان تشکیل احزاب سیاسی ،روزنامه و یا هفته نامه، کانال تلویزیونی و اجلاس رسمی‌ و عمومی را ندارند و در کتب درسی‌ مدارس نیز هیچگونه درس و یا مطلبی در ارتباط با شناساندن مذاهبی غیر از اسلام وجود ندارد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، طبق اصول 13 و 14، ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی، اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی، بر اساس آیین خود عمل می‌کنند، اما تنها چیزی که به آن توجه نمی‌شود همین آزادی انجام مراسم دینی توسط حاکمیت است و هر روز قید وبندهای جدیدی اعمال می‌شود.
به عنوان مثال وزارت خارجه آمریکا تخمین زده است که بزرگ‌ترین اجتماع غیرمسلمان در ایران را بهائیان تشکیل می‌دهند و صوفی‌ها و دراویش نیز با جمعیتی در حدود دو تا پنج میلیون نفر از آزادی مورد نظرشان برای انجام هرگونه فعالیت‌های مذهبی در ایران محروم هستند.
اما بنیانگذار جمهوری اسلامی در صحیفه اش ذکر کرده است:" تمام اقليت های مذهبی در ايران برای اجرای آداب دينی و اجتماعی خود آزادند و حكومت اسلامی خود را موظف می‌داند تا ازحقوق و امنيت آنان دفاع كند و آنان هم مثل ساير مردم مسلمان ايران ، ايرانی و محترم هستند". ( ج 4، ص 641)
امروزه دستاورد نظام جمهوری اسلامی در خصوص ادیان دیگر در ایران این‌گونه نمود پیدا کرده است؛ ممنوعیت ساخت و ساز کلیساهای ساختمانی؛ دستگیری و زندانی کردن نوکیشان مسیحی و تحت تعقیب قرار دادن متولیان کلیساهای خانگی، ممنوعیت کسب و کار یهودیان، کلیمیان و بهائیان و جلوگیری از ادامه تحصیل آنان در مدارس و دانشگاه‌ها، اخراج اساتید و دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها، اخراج بسیاری از نوکیشان مسیحی از سازمان‌ها و ادارات دولتی، ویران شدن خانقاه‌های دراویش و زندانی شدن آنها، که به جرات می توان گفت سیمای امروز ایران چیزی نیست جز زندانی بزرگ برای اقلیت های دینی و مذهبی.

Friday, April 19, 2013

بازداشت پوریا فرازمند، دانشجوی وبلاگ نویس


بازداشت پوریا فرازمند، دانشجوی وبلاگ نویس در کرمانشاه


پوریا فرازمند، دانشجوی وبلاگ نویس و فعال سایبری، روز یکشنبه ۱۸ فروردین ماه در کرمانشاه بازداشت شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر این دانش آموخته دانشگاه کرمانشاه، روز یکشنبه هفته گذشته، در حالیکه جهت برخی امور مربوط به فارغ التحصیلی خود به دانشگاه مراجعه کرده بود، متوجه احضار خود توسط حراست دانشگاه می شود، که هنگام خروج از درب دانشگاه، توسط چند تن از ماموران لباس شخصی مجهز به بیسیم و سلاح کمری متوقف و بازداشت می شود.

دانشجویان و شاهدان عینی نیز گزارش داده اند که هنگام دستگیری آقای فرازمند، ماموران برخوردی خشونت بار داشته و وی را مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار دادند.

همچنین «م. سیدی»، یکی از مامورین حراست دانشگاه نیز، پس از ربایش و دستگیری فرازمند، به مقابل درب دانشگاه آمده و ضمن اهانت به دانشجویانی که در آن محل تجمع کرده بودند، وبلاگ نویس بازداشتی را "جاسوس"، "تجزیه طلب" و "مرتبط با کشورهای بیگانه" ذکر کرد.

گفتنی است، پوریا فرازمند، نویسنده وبلاگ «آزادی برای همگان»، و همچنین عضو هیئت تحریریه نشریه دانشجویی توقیف شده «مُشت» بود و بنا به اظهارات دانشجویان و برخی شاهدان، هیچگونه مطلبی در خصوص "تجزیه طلبی" یا "همکاری با بیگانگان" در وبلاگ یا نوشته ها و اظهاراتش نبوده است و تنها به انتقادات سیاسی می پرداخت.

هنوز از محل نگهداری و وضعیت این وبلاگ نویس بازداشتی خبری منتشر نشده است.

طی ماههای اخیر، تعدادی از وبلاگ نویسان، فعالان سایبری و منتقدین فعال در شبکه های اجتماعی، در شهرهای مختلف استان تهران، البرز، فارس، کردستان، خراسان رضوی و اصفهان بازداشت شده اند.

وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد



وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد


خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با "روز" اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.
میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است "او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد".
نویسنده وبلاگ "گزارش به خاک ایران" ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به "توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات" و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: "۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست".
وی در ادامه می گوید: "مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد".
به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: "رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است".
او می افزاید: "از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند."
سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: "پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد".
خانم پورشجری می افزاید: "از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم".
او سپس می گوید: "الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود."

Thursday, April 18, 2013

جمهوری اسلامی رتبه هشتم در لیست سالانه جفا بر مسیحیان


در لیست پنجاه کشوری که شدت آزار و اذیت بر مسیحیان در آنها بیشتر نمایان است شاهد حضور پنج کشور جدید هستیم، حضور فعالانه اسلام در این کشورها بیش از سابق بوده است و در نتیجه وضعیت مسیحیان این ممالک تحت چالش قرار گرفته و رو به زوال گذارده است.
نظارت بر کشورهای جهان و زیر نظر گرفتن مسیحیان تحت تبعیض و جفا در اهم اولویت های کاری سازمان "درهای باز" "Open Doors" ، قرار گرفته است. این سازمان در ماه گذشته لیست نظارت جهانی سال 2013 را که حاوی مطالب قابل تاملی است را منتشر کرد.
 به نقل از سازمان "درهای باز" ، نقطه قابل توجه در تحقیقات این سازمان شدت میزان آزار و اذیت مسیحیان در کشورهای افریقایی است. در این قاره گروهای مختلف افراط گرای اسلامی تاثیر به سزا و فزاینده ای در جامعه داشته اند. بدین صورت که حملات متمرکز توسط گروهای تروریستی نظیر "بوکو حرام" در نیجریه (رتبه 13) از یک سو و از سویی دیگر تاثیر فزاینده اسلام با نفوذ هرچه گسترده اش در مراکز مختلف اجتماعی و اقتصادی بازتاب این شدت عمل علیه مسیحیان است . بر این اساس سازمان "درهای باز" توانسته الگوی عملیاتی مشابه و وجوه مشترک بسیاری را در میان چندین کشور افریقایی به دست آورد.
طبق اظهارات آقای "پاول استابروکز" از سازمان "درهای باز": در لیست پنجاه کشوری که شدت ازار و اذیت بر روی مسیحیان در آنها بیشتر نمایان است شاهد حضور پنج کشور جدید هستیم که در این میان کشور مالی ناباورانه مقام هفتم از ده کشور اول این لیست را به خود اختصاص داده است. چهار کشوردیگر نیز عبارتند از : تانزانیا ، کنیا، اوگاندا و نیجر.
"استابروکز" در پاسخ به این پرسش که علت حضور این کشورهای جدید در لیست چیست، می گوید : «حضور فعالانه اسلام در این کشورهای افریقایی اخیرن، بیش از سابق بوده است و در نتیجه وضعیت مسیحیان این ممالک تحت چالش قرار گرفته و رو به زوال گذارده است.»
کشور هایی که به تازگی وارد لیست شده اند شامل : تانزانیا(رتبه 24)، کنیا(رتبه 40)، اوگاندا(رتبه 47) و نیجر (رتبه 50) می باشند که در این میان اتیوپی بیشترین پیشرفت را درجدول داشته به طوی که از رتبه 38 به 15 ارتقا پیدا کرده است. همچنین، اریتره در لیست ده کشور اول ، رتبه اول را از آن خود کرده است و لیبی از رتبه 26 به 17 رسیده است.
 از سخنگویان"درهای باز"، جری دایکسترا، در اظهاراتی عنوان می کند:« ما صرفن یک الگو مستقل از یک کشور افریقایی نداریم. بلکه ما شاهد حضور گروهای افراط گرای اسلامی با پتانسیل بالا هستیم که آماده اند در زمان مناسب قدرت نمایی کنند. جدا از حملات تروریستی مشابه ، ما مسلمانان افراطی را میبینیم که همه روزه در عرصه های مختلف سیاسی ،تجاری و قضایی وارد میشوند. به عنوان مثال میتوان دادگاه خانوادگی "شریعت" را نام برد. در یکی از این موارد به قدرت رسیدن مسلمانان، می توان کشور "مالی" را مثال زد که درآن در سال 2012 یک گروه تروریستی مسلمان به نام طارق توانست قدرت را از آن خود کند.
"دایکسترا" در ادامه میگوید: « از کشور مالی سابقن به عنوان یک کشور الگو نام برده میشد. وضعیت در شمال کشور متشنج بود ولی با این وجود انجمن های مسیحی میتوانستند به فعالیت بپردازند. اما اکنون ، همین مناطق شمالی مالی مثل کشور عربستان شده که مسیحیان حتا حق ورود و یا زندگی در انجا را ندارند.»
یکی از کشیشان مالی به سازمان "درهای باز" گفته که مطلع شده که اصولگرایان مسلمان برنامه دارند تا تمام مسیحیان را قتل عام کنند. وی در ادامه هشدار داده بود که بسیاری از جماعت مسیحیان قصد فرار دارند ، که همانگونه هم شد و بسیاری از مسیحیان به مناطق جنوبی مالی و یا کشورهای همسایه پناه بردند.»
کره شمالی به عنوان کشور کمونیستی منزوی در یازده سال گذشته همچنان در رتبه اول جدول کشورهای آزار دهنده به مسیحیان قرار دارد. به طوری که به همراه داشتن حتی یک انجیل میتواند به مسیحی بودن شخص دلالت داشته و عواقبی نظیر اعدام یا زندان برای شخص و تمام خانواده اش را به همراه داشته باشد. تخمین زده میشود که در این کشور بین 50000 تا 70000 مسیحی در کمپ های کار اجباری و در وضع اسف بار نگهداری میشوند. این شرایط دردآور در زمان حکومت "کیم جونگ-اون" نیز ادامه دارد. تعداد فراریان از کره به چین در سال 2012 بسیار کاهش یافته زیرا فرار نیمی از افرادی که قصد خروج دارند نافرجام میماند.
در ادامه "دایکسترا" میگوید: «در زمان زمامداری کیم جون-اون چیزی در کره شمالی تغییر نکرده است. در حقیقت گزارش های واصله حاکی از این است که هر کدام از اردوگاههای کار اجباری در این کشور میتواند تا 6000 نفر را در خود جای دهد».
بدین ترتیب گزارشهای سازمان "درهای باز" حاکی از افزایش جهانی میزان آزار و اذیت بر روی مسیحیان میباشدو صرف نظراز کره شمالی رتبه دو تا نه لیست را این کشور ها به خود اختصاص داده اند : عربستان سعودی، افغانستان، عراق، سومالی، مالدیو، مالی،ایران و یمن.
در لیست سالانه منتشره جفا بر مسیحیان در سال 2012 ایران در رتبه پنجم قرار داشت و اختصاص رتبه هشتم در آغاز سال 2013 برای کارنامه حکومت جمهوری اسلامی بدین معنا نیست که وضعیت مسیحیان در ایران بهبود یافته  بلکه جفا و آزار و مسیحیان در دیگر کشورهای بخصوص اسلامی شدت یافته است . حضور چهار کشور جدید در لیست 2013 که عمومن اسلامگرایان در آن فعالیت دارند گویای این مطلب می باشد .
با اینحال وضعیت آزادی مذهب در ایران برای مسیحیان هیچگونه بهبودی نداشته و موضوع به همان جدیت سال گذشته است و انتظار نمی رود تا تغییراتی هم در این وضعیت در آینده مشاهده شود.
"دایکسترا" می افزاید، به جز کشور مالی ، سوریه نیز جهش بزرگی را در رتبه بندی جدول داشته است. سوریه که دارای رتبه 36 در سال 2012 بوده اکنون در رتبه 11 جدول ایستاده است. از زمان حکومت بشار اسد ،مسیحیان برای عبادت آزاد هستند ولی حق ارایه بشارت را نداشته اند. بسیاری از مسیحیان این کشور از آنجا گریخته اند بخاطر اینکه میدانند حکومت اسد کاملن اسلامی است و به عنوان مذهب غالب این مملکت هیچ فضایی برای آزادی عمل برای مسیحیان باقی نگذاشته است.
آیا هیچ خبر خوشحال کننده ای وجود دارد؟
"دایکسترا" پاسخ میدهد: « بله. کشور"چین" در پنج سال گذشته که در ده کشور اول لیست بوده است ،اکنون نزول داشته. این کشور که سال پیش در رتبه 21 بود، امسال در رتبه 37 ایستاده است. در حالیکه ،تفتیش خانه ها ،بازداشت ها و ضبط اناجیل یا دیگر کتابهای مسیحیان را به صورت گسترده دیگر در چین شاهد نیستیم ولی از سویی دیگر، حکومت رهبران بسیاری از کلیسا ها را وادار کرده است که آمار ایمانداران محلهای خود را ارایه کنند تا نظارت کاملی بروی آنها داشته باشد. دست کم 100 نفر مسیحی در بند ، در زندانهای چین بسر میبرند.
مصر نیز مانند چین سیر نزولی را در جدول پیش گرفته و از رتبه 15 به 25 رسیده است. در حالیکه ظاهرن تغییر به سزای چندانی در وضعیت این کشور با مقایسه رتبه اش مشهود نیست. این سقوط در رتبه بندی جدول سازمان"درهای باز" به خاطر تغییر متدهای ارزیابی این سازمان برای نظارت بر روی وضعیت آزار و اذیت به روی مسیحیان بوده است. در این میان وضعیت مسیحیان با پیشینه مسلمان که به مسیحیت روی آورده اند بسیار اندوه بار میباشد و ایشان با مشکلات بسیاری روبرو هستند. جدا از این مساله، اوضاع مصر با وجود قدرت گرفتن گروهای مسلمان نظیر "اخوان المسلمین" پس از انتخاب محمد مُرسی در تابستان گذشته رو به وخامت گذارده است.
لیست نظارتی سازمان درهای باز، رفته رفته بیشتر و دقیق تر به جوانب آزار و اذیت مسیحیان در تمامی مسایل زندگیشان(خصوصی، خانوادگی، انجمن، جامعه و کلیسا) می پردازد. در این نظارت ها همچنین آزادی تجمعات و عملکردهای خشونت بار احتمالی علیه مسیحیان نیز تحت کنترل سازمان میباشد. لذا نتایج این اقدامات در توازن رتبه بندی های جدول و نیز همزمان به روی رویدادهای خشونت بار و مسایل ریشه ای و اساسی تهدید مسیحیان تاثیر می گذارد.

Wednesday, April 17, 2013

چشم پوشی مقامات تاجیک از شکایت پناهجوی ایرانی مسیحی از آزارجنسی


یک زن پ.ناهجوی مسیحی ایرانی در دوشنبه می‌گوید مقامات محلی از رسیدگی به شکایت او در باره این که یک تبعه تاجیکستان به وی قصد تجاوز کرده، خودداری کرده‌اند.
عاطفه‌ پیچند، یک زن ایرانی‌تبار ۲۷ ساله، طی هشت ماه اخیر همراه با شوهرش در تاجیکستان تحت حمایت کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در این کشور به سر می‌برد.
بی بی سی با بیان این مطلب خبر داد، عاطفه‌ پیچند و همسرش از نوکیشان مسیحی هستند و می‌گویند سال گذشته ایران را به دلایل مذهبی ترک کرده و می‌خواهند به کشوری امن و آسوده مهاجرت کنند.
وی در آغاز سال جاری به مقامات پلیس در شهر دوشنبه درباره این حادثه شکایت کرده بود. در شکایت او آمده است که یک شهروند تاجیکستان خود را به او راننده تاکسی معرفی کرده و پس از سوار شدن به ماشین قصد تجاوز به او را کرده است.
این شکایت را دادستانی نظامی شهر دوشنبه بررسی کرده است، زیرا در جریان تحقیقات مقدماتی آشکار شده که فرد متهم یک دانشجوی دانشکده نظامی وابسته به وزارت دفاع تاجیکستان بوده است.
پس از انجام تحقیقات مقدماتی دادستانی نظامی در نامه‌ای رسمی به عاطفه‌ پیچند گفته است که به دلیل "نبودن علامت‌های ترکیب جنایت" درخواست او در باره باز کردن پرونده جنایی علیه این تبعه تاجیک رد کرده است.
اما عاطفه‌ پیچند می‌گوید که مقامات تاجیک به قضیه او غیرعادلانه و مغرضانه نظر کرده‌اند و از رسیدگی کامل به این قضیه خودداری کرده‌اند.
وی معتقد است که به شکایت او به این خاطر رسیدگی جدی نشده که وی یک زن است و اینجا نسبت به زنان تبعیض می‌شود. همچنین، وی خود را پناهنده می‌داند که در حال حاظر از حمایت هیچ دولت و کشوری برخوردار نیست.
نمایندگان دادستانی نظامی شهر دوشنبه از شرح رسمی این قضیه به بی بی سی خودداری کردند. ولی آنها تأیید کردند که چنین شکایتی را از این زن پناهجوی ایرانی گرفته‌اند، هرچند نتوانسته‌اند ادعاهای او را ثابت کنند.
پیشنهاد 'دمگیری'
خانم پیچند می‌گوید یک روز او در خیابان باربد شهر دوشنبه منتظر وسایل مسافربری بود که یک خودرو در نزد او ایستاد. راننده راضی شده که او را تا مکان لازم در عوض مبلغی می‌برد.
اما پس از این که خانم پیچند سوار ماشین شده، راننده اتومبیل به او پیشنهاد "دم گرفتن" در عوض صد سامانی کرده و بدون رضایت وی ماشین را به سمت دیگر رانده است.
به گفته خانم پیچند، پس از آن که او از نیت راننده آگاه شده، تلاش کرده است به نحوی از ماشین فرار کند، ولی راننده درهای اتومبیل را به صورت اتوموتیک قفل کرده و تلاش کرده است به ناموس او دست‌درازی کند.
بنا به گفته خانم پیچند، او برای رهایی خود با راننده ماشین دست به گریبان شده و صورت او را گاز گرفته است. در این لحظه خودروی دیگر از عقب ماشینی که وی در آن گرفتار شده بود، نزدیک آمده و بوق زده است.
در این هنگام راننده برای لحظه‌ای از او غافل شده و عاطفه‌ توانسته است از این فرصت استفاده کند و از پنجره ماشین خود را به بیرون ‌اندازد و فرار کند. افرادی در نزدیکی او را دیده‌اند و کمکش کرده‌اند، تا به اداره پلیس رود و از این حادثه گزارش کند.
خانم پیچند این قضیه را به طور مفصل در شکایت نامه خود آورده، اما دادستانی گفته است که هیچ دلیلی برای اثبات سخنان او وجود ندارد.
به گفته مقامات دادستانی، روایت عاطفه‌ پیچند با آن چه راننده ماشین به آنها گفته، تفاوت داشته است. با این حال، معلوم نیست که با تکیه بر چه معیاری دادستانی حرف راننده مرد را پذیرفته و از ادعاهای این زن پناهجو صرف نظر کرده است.
این در حالیست که خانم پیچند می‌گوید، قبل از ارسال شکایت او به دادستانی نظامی مأموران پلیس محلی با راننده ملاقات داشته‌اند و در صحبت با مأموران پلیس راننده "گناه خود را اعتراف کرد" و مأموران از او خواسته‌اند، تا این "پسر جوان را ببخشد."
این زن پناهجوی مسیحی ایرانی می‌افزاید که راننده به او از طریق مأموران پلیس در عوض پس گرفتن شکایتش وعده پرداخت غرامت کرده، اما وی شکایت خود را پس نگرفته است.
خانم پیچند می‌گوید: "اگر این راننده بی‌گناه بود و جنایتی را مرتکب نشده بود، پس چرا او به من غرامت پولی پیشنهاد کرد؟ چرا پلیس‌ها اعتراف او را به عنوان دلیل ارتکاب جرم ثبت نکردند. پس از این همه، دادستانی به من نامه می‌نویسد که جنایتی صورت نگرفته است و برای آغاز پرونده جنایی دلایل کافی ندارند."
قضیه عاطفه‌ پیچند که پناهجویی خارجی در تاجیکستان است، از موارد نادر شکایات زنان در باره تجاوز و آزار و اذیتشان از سوی مردان است که مقامات از رسیدگی به آن خودداری کرده‌اند، ولی او می‌خواهد مردم در باره‌اش اطلاع یابند.
سکوت در باره تجاوز
مدافعان حقوق زنان در تاجیکستان می‌گویند که همه‌ روزه موارد زیاد آزار و اذیت زنان و تجاوز به آنها در این کشور صورت می‌گیرد، ولی در اینجا اکثر زنان و دختران از شکایت در باره تجاوز یا قصد تجاوز به مقامات انتظامی خودداری می‌کنند.
فشار اجتماعی، بی‌آبرویی و داغ ننگ، ترس از انتقام جویی و بی اعتمادی زنان نسبت به مقامات انتظامی در مورد رسیدگی به شکایاتشان موجب می‌شود که بسیاری از زنان و دختران آزاردیده و تجاوز شده در باره این گونه حوادث سکوت اختیار کنند.
از سوی دیگر، به گفته حقوقدان‌ها، قوانین تاجیکستان در زمینه جلوگیری از تجاوز و آزار و اذیت زنان کامل نیست و اثبات جرایم مربوط به تجاوز و یا آزار جنسی در چارچوب این قوانین معمولاً دشوار است، زیرا اکثر این جرایم در خلا و بدون شاهد صورت می‌گیرند و یا مردم کمتر حاضر می‌شوند در باره این گونه جرایم شهادت بدهند.
به گفته فعالان امور زنان، مأموران پلیس و دادستانی تاجیکستان نسبت به زن‌ها همیشه با چشم تبعیض می‌نگرند و معمولن به شکایات آنها در باره تجاوز و خشونت با بهانه "اثبات خود را نیافتن" خودداری می‌کنند.
در حالی که مقام‌های دادستانی نظامی تاجیکستان از رسیدگی به شکایت عاطفه‌ پیچند امتناع جسته‌اند، این زن پناهجوی ایرانی که در غربت بدون کار مناسب و در وضع اقتصادی ناگواری به سر می‌برد، می‌گوید که برای کرایه وکیل مدافع جهت پیگیری این قضیه سرمایه لازم در اختیار ندارد.
به گفته خانم پیچند، دولت تاجیکستان بارها به درخواست پناهندگی او و شوهرش که بیش از هشت ماه باز در اینجا به سر می‌برند، پاسخ رد داده است.
سعیدمومن کبیراف، وکیل مدافع آنها که از سوی کمیساریای عالی ساز مان ملل در امور پناهندگان پرونده آنها را در دادگاه‌های تاجیکستان پیگیری می‌کند، گفت که دو دادگاه در شهر دوشنبه درخواست پناهندگی آنها را رد کرده و قرار است دادگاه عالی در آینده نزدیک به بررسی این موضوع پردازد.

دل نوشته ایی از کشیش فرشید فتحی از زندان اوین


."خیلی وقت ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار میدهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده ام. بعضی ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آنها را مطمئنن قضاوت و توبیخ  نخواهم کرد ...
 " فرشید فتحی" از نوكیشان مسیحی است که توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محكوم شد. دادگاه اتهام وی را اقدام علیه امنیت نظام، ارتباط با سازمان های خارجی و تبلیغ مذهبی عنوان نموده است. کشیش "فرشید فتحی" كه ماه‌های متمادی را در سلول انفرادی گذرانده تاكنون اجازه مرخصی به وی داده نشده ، "فرشید فتحی" متولد ۱۳۵۸ متاهل و دارای دو فرزند می باشد. فرشید در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( ۲۶ دسامبر ۲۰۱۰) ۵ دی ماه ۱۳۸۹ توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد. وی هم اکنون در حال سپری کردن حبس 6 ساله اش می باشد. همسر کشیش فرشید فتحی، در ماه دوم سال جدید میلادی به همراه دو فرزندش از ترکیه بعنوان پناهنده به کشور کانادا آمده اند.
چندی پیش نامه ایی منسوب به کشیش "فرشید فتحی" که برای پدرشان در ماه نوامبر سال گذشته نوشته بود به تازه گی در رسانه های انگلیسی زبان مسیحی منتشر شده است که تحریریه «محبت نیوز» لازم دید تا این دل نوشته کشیش زندانی را بفارسی نیز ترجمه تا در اختیار هموطنان مسیحی و دیگر کاربران فارسی زبان قرار گیرد . متن نامه منتشر شده به قرار ذیل میباشد:
پدر عزیزم،
« سلام و درود گرم و صمیمانه ام را که از دل تاریک زندان با نام عیسی مسیح برایت میفرستم پذیرا باش.
زمان طولانی از آخرین باری که صدایت را شنیدم میگذرد. اما با گوش جان دعاهای گرمت را که مرا از دوردست قوت میبخشد دریافت میکنم. روزهایم از پی هم برایم سخت و سخت تر میشوند ،اما هر روز بیشتر خود را در آغوش گرم و پر مهر خداوند احساس میکنم. این روزها تنهایی را با تمام وجودم تجربه میکنم ، در حالیکه با وجود خداوند هیچگاه تنها نیستم.
اغلب اوقات بعضی چیزها موجب تاثرم میشوند ولی هیجگاه به خود اجازه نداده ام که مغلوب غم و یاس شوم. خیلی وقت ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار میدهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده ام. بعضی ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آنها را مطمئنن قضاوت و توبیخ نخواهم کرد، زیرا که خدا هیچگاه مرا تنها نگذاشته است.
اکنون ( در زمان انتشار نامه* ) 361 روز است که من در سلول زندان حبسم، بدون اینکه قادر به دیدن حتی طلوع آفتاب باشم ولی مهربانی خداوند را هر روز صبح دریافت میکنم. حرفهای بسیاری برای گفتن به شما دارم ولی فقط میخواهم بدانید که صمیمانه دوستتان دارم. و دلم برای شما ، برادرم ، عمه عزیزم و تمام خانواده حتی کودکان فامیلمان هم تنگ شده است. لطفن سلام مرا به عموی عزیزم هم برسانید، چونکه یقین دارم او نیز با تمام قدرت و از صمیم قلب برای من و خانواده ام دعایمان میکند.
بی شک من نمیتوانم برای چندین سال شما را ببینم و در کنارتان باشم ولی صدای پر مهر و نصیحت های جانانه تان همیشه آویزه گوشم است. امیدوارم که روزی بتونم دوباره شما را ببینم. اما اگر پدر آسمانیمان مرا به زندگی ابدی دعوت کند، لطفن مراقب خانواده ام بیش از پیش باشید ،مخصوصن فرزندانم که عزیزترین هستند برایم.
در این پرتگاهی که در حال گذر هستم، مانند جامی است که معبودم به من داده که من تا آخرش را بی توجه به فرجامش ،خواهم نوشید. آنچه مهم است اینکه من در معشوق زنده ام و معشوق در من .
دو تن از برادان مان اینجا به شما سلام دارند و همچنین دو تن از خواهران ایماندارمان که البته جدا از ما و در پس دیوارهای بلند زندانی اند. و من نیز همیشه برای شما و تمام خانواده عزیزمان دعا میکنم. لطفن سلام و درود صمیمانه مرا به تمام خواهران و برادرانی که من و خانواده ام را دعا میکنند برسانید و از طرف من به ایشان بفرمایید:
"در سرزمین ما دیگر درختان انجیر شکوفه نمیدهند و درختچه های زیتون خشک شدند. رمه ها از آخورهایشان رمیده شده اند. ولی ما هنوز در خداوندمان شاد و سرزنده زندگی میکنیم و از موهبت منجی مان خوشنودیم. زیرا که نه هیچ دیواری، نه سیم خارداری ،نه زندانی ، نه عذابی، نه دشمنی ،نه تنهایی و نه هیچ مرگی نمیتواند ما را از یکدیگر و خداوندمان جدا سازد."
با درود بی پایان در نام عیسی مسیح
فرشید

آثار شکنجه بر روی بدن کشیش سعید عابدینی در زندان اوین


نو.کیش مسیحی "سعید عابدینی"، که در زندان اوین دوران محکومیت هشت ساله خود را به خاطر اعتقاد و ایمان مسیحی اش طی می‌کند، از جراحات شدید ناشی از ضرب و شتم از جمله خونریزی داخلی رنج می‌برد.

به گفته خانواده سعید عابدینی کشیش ایرانی مقیم  آمریکا که بخاطر عقاید و باورهای ایمانی خود در ایران زندانی شده، روی بدن او نشانه‌های شکنجه دیده می‌شود.
 روز در مطلبی به نقل از خبرگزاری فاکس نیوز خبر داد،  نوکیش مسیحی "سعید عابدینی"، 32 ساله، مقیم  آمریکا که در ایران دوران محکومیت هشت ساله خود را به خاطر اعتقادش به مسیحیت طی می‌کند، از جراحات شدید ناشی از ضرب و شتم از جمله خونریزی داخلی رنج می‌برد.
نغمه، همسر عابدینی می‌گوید: "نمی‌توانم بگویم چقدر نگران وضعیت فیزیکی و سلامت روحی سعید هستم."
نغمه به همراه دو فرزندشان در آیداهو زندگی می‌کند و اخبار را تنها از طریق خانواده‌اش در ایران دریافت می‌کند.
او می‌گوید: "او مدام مورد حمله قرار می‌گیرد و تهدید می‌شود. دولت ایران باید بداند ما می‌دانیم آنها با سعید در زندان اوین چکار می‌کنند. ما باید صدایمان را بلندتر کنیم تا سعید به سلامت به خانه در آمریکا بازگردد."
هفته گذشته فاکس نیوز گزارش داد که مقامات ایرانی به عابدینی قول مراقبت پزشکی داده بودند و او را به بیمارستان بردند اما بدون درمان پزشکی او را دوباره بازگرداندند. به گفته وکیل او، مقامات ایرانی به او گفته‌اند ممکن است دو ماه دیگر طول بکشد تا درمان پزشکی دریافت بکند.
جوردن سکولو، مدیر مرکز قانون و عدالت آمریکا گفت: "چنین تاخیری غیرانسانی و نقض آشکار تعهدات بین‌المللی ایران است. علاوه بر اینکه به سعید مراقبت پزشکی مورد نیاز او را نمی‌دهند، حالا به نظر می‌رسد که مقامات آزار و اذیت جسمی او را نیز بیشتر کرده‌اند. تهدید مداوم در این مورد که او ممکن است به خاطر جراحات داخلی یا توسط هم‌بندهای خود کشته شود فشار زیادی به او می‌آورد."
کشیش زندانی سعید عابدینی همچنین به خانواده‌اش گفته، هم‌بندهایش که به نظر می‌رسد با پلیس اطلاعات ایران ارتباط دارند او را تهدید کرده‌اند که شبانه خفه‌اش می‌کنند و مرگش را تصادفی جلوه می‌دهند. عابدینی در نامه اخیر خود از زندان نوشته که نمی‌تواند خود را پس از تمام شکنجه‌ها بشناسد: "موهایم تراشیده شده، زیر چشمهایم سه برابر باد کرده، صورتم هم باد کرده، ریشم بلند شده."
سعید عابدینی در سال 2005 بازداشت اما پس از دادن تعهد آزاد شد. وقتی او در تابستان گذشته همسر و فرزندانش را ترک کرد و برای ساخت یک پرورشگاه به ایران بازگشت، پلیس او را از اتوبوس پیاده و دستگیر کرد. او پس از ماه‌ها بازداشت بدون تفهیم اتهام، در ماه ژانویه به هشت سال زندان محکوم شد.
خانواده و وکلای او به وزارت امور خارجه آمریکا و دیگر گروه‌های دولتی و خصوصی فشار می‌آورند که آزادی او را تسهیل کنند. به رغم این‌که هفته گذشته مقامات قضایی بار دیگر درخواست تجدیدنظر عابدینی را رد کرده‌اند، وکلای او به امید آزادیش به فشار آوردن ادامه می دهند.