Monday, April 15, 2013
گردهمایی «حمایت از زندانیان مسیحی در ایران » توسط پناهجویان ایرانی
نخستین
گردهمایی «حمایت از زندانیان مسیحی در ایران» روز شنبه ۶ آپریل ۲۰۱۳ مقابل سفارت ایران در شهر اسلو پایتخت نروژ با حضور پناهجویان مسیحی و ایرانیان مقیم نروژ برگزار شد.
محور اصلی این برنامه حمایت از آزادی بیان، مقابله با آزار و اذیت مسیحیان و بررسی وضعیت کنونی آنان در ایران، حمایت از مسیحیان دربند و بررسی گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل بود.»
بخشی از این گردهمایی قرائت گزارشی در خصوص آزار و اذیت مسیحیان توسط جمهوری اسلامی بود. در این گزارش ضمن اشاره به قتل چند تن از رهبران کلیساها توسط عوامل امنیتی به بررسی رفتار و خشونتهای صورت گرفته علیه مسیحیان در سال 2012 (دی ماه 1390 تا دی ماه 1391) پرداخته شد و این موضوع تاکید شد که جمهوری اسلامی با استفاده از تهدید و اعمال فشار طی سالیان متمادی تلاش داشته که مسیحیان قومیتی را منزوی کند و از لحاظ فرهنگی آنها را طوری در فضاهای بسته محدود نماید.
بخشهایی از گردهمایی اسلو نیز بیارتباط با مسائل اجتماعی و سیاسی روز نبود.
حیدری در ادامه می افزاید، از دیگر گزارشهای قرائت شده در این گردهمایی بررسی وﺿﻊ آزادي ﺑﯿﺎن ﺑﻪوﯾﮋه در دوران رﯾﺎﺳﺖﺟﻤﻬﻮري محمود اﺣﻤﺪيﻧﮋاد بود که رو ﺑﻪ وﺧﺎﻣﺖ گذاشت و ﭘﺲ از اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت رﯾﺎﺳﺖﺟﻤﻬﻮري سال 1388 به اوج خود رسید و پس از سخنرانی مشهور علیخامنهای رهبر جمهوری اسلامی جمع زیادی از منتقدین، روزﻧﺎﻣﻪﻧﮕﺎران، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن و ﻣﺪاﻓﻌﺎن ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ دستگیر شدند و این دستگیریها شامل مسیحیان نوکیش در سرتاسر ایران نیز شد.
در بیانیه اولین گردهمایی «حمایت از مسیحیان زندانی در ایران» که توسط پناهجویان مسیحی قرائت شد از جمهوری اسلامی خواسته شد مطابق قوانین بین المللی و ایرانی، مسیحیان ایران بویژه مسیحیان فارسی زبان بتوانند بدون تهدیدات و ارعاب بیشتر آزادانه مناسک عبادی و آئینی خود را انجام دهند.
ایرانیان و پناهجویان مسیحی مقیم نروژ همچنین ضمن محکوم کردن دستگیری و بازداشت کشیشان و نوکیشان مسیحی خواستار آزادی آنان از زندانها شدند.
Saturday, April 13, 2013
فائزه هاشمی پس از آزادی از دو زندانی زن مسیحی خبر داد
امروزه در بسیاری از زندانهای جمهوری اسلامی دهها تن از زندانیان عقیدتی و سیاسی بیآنکه نامی از آنها درجایی منتشر شده باشد، گمنام پشت میلههای زندان روزگار میگذرانند.
به گزارش سرویس تحریریه بهار از روزنامههای نزدیک به اصلاحطلبان ایران در شماره روز سه شنبه (20 فروردین) گفتوگویی را با فائزه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی داشته که نخستین مصاحبه او پس از آزادی از زندان اوین بود.
فائزه هاشمی، که سابقه نمایندگی مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارد و پس از طی شش ماه زندان روز 28 اسفند 1391ماه آزاد شد در بخشی از مصاحبه خود درخصوص گرايشهای فکری و سياسی همبندانش در زندان اوين گفت : " با تعدادی از خانمهای بهايی، تعدادی از سازمان مجاهدين، دو خانم مسيحی، دو نفر از گروه مادران عزادار پارک لاله، تعدادی از فعالان سبز، خبرنگار و يک خانم عراقی و چند نفری هم لاييک و چپ در زندان اوين، هم بند بودم».
وی در سخنانش از آنان به عنوان انسانهای بزرگی نام برده که در جريان گذراندن دوره شش ماه زندان با آنها آشنا شده است.
خانم فائزه هاشمی رفسنجانی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی، پیشتر از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شده بود.
اگرچه امروزه در بسیاری از زندانهای جمهوری اسلامی دهها تن از زندان عقیدتی و سیاسی بیآنکه نامی از آنها درجایی منتشر شده باشد، گمنام پشت میلههای زندان روزگار میگذرانند، اما روایت فائزه از گرایشات زندانیان و اشاره وی به دو خانم مسیحی گمانه زنی در خصوص اینکه این دو زندانی خانمها «میترا زحمتی» و «مریم جلیلی» که همچنان در زندان اوین بسر می برند را بیشتر کرده است.
اگرچه در این خصوص از این دو نوکیش مسیحی دربند بدلیل محدودیت ها و عدم گردش آزاد خبر و همچنین تهدید خانوادههای زندانیان از سوی نیروی های امنیتی خبرهای دقیقی تاکنون منتشر نشده، اما بر اساس گزارشات دریافتی از منابع خبری خود اخباری از این هموطنان مسیحی در دی ماه 1390 منتشر کرد .
همچنین بر این اساس سایتهای فعال در زمینه حقوق بشر در ایران نیز، طی خبری دستگیری و زندان ی شدن این دو نوکیش مسیحی را تائید کردند.
«مریم جلیلی و میترا زحمتی » در تابستان سال 1390 توسط ماموران امنیتی بازداشت و سپس این دو از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهام بشارت آئین مسیحیت در بین مسلمانان و «عضویت در گروه غیرقانونی» ! هر کدام به دو سال و شش ماه زندان محکوم شدند که همچنان در زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند.
در همین ارتباط گزارش شده که خانمها «مریم جلیلی و میترا زحمتی » از تابستان سال 1390 ، مدت سه ماه را در بند عمومی زنان زندان اوین گذراندند. این دو همچنین چندین ماه را نیز هم در بند ۲۰۹ زندان اوین و سپس به بند عمومی منتقل شدند، که فائزه هاشمی با ایشان هم بند می شود.
Friday, April 12, 2013
توزیع بروشور و جزوههای بشارتی مسیحی در کشور !
اظهارات و مواضع تند برخی از روحانیون حکومتی علیه آئین مسیحیت و اعلام اطلاعات غلط که سعی در تحریک نیروهای امنیتی و سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی دارد، تلاشهایی است به منظور تحت فشار قرار دادن مسیحیان و نوکیشان مسیحی در ایران .
حجت السلام محمدحسن اختری دبیرکل سازمانی حکومتی تحت عنوان «مجمع جهانی اهل بیت» در همایشی که در حوزه علمیه قم برگزار شده مدعی شده که « در بسیاری مناطق کشور بروشورها و جزوههای کوچک تبشیر مسیحی به صورت رایگان به درب منازل ارسال میشود» که به ادعای او «چیز جدیدی نیست.»
وی همچنین با اشاره به اینکه تهاجم شدید و گسترده ای علیه " اسلام " وجود دارد، تاکید کرد: امروز در برخی فروشگاه های "مشهد" تبلیغ مسیحیت می شود و به طور آزاد به برخی خانه های شهروندان ایرانی ارسال می شود.
چندی پیش نیز روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی از گسترش کلیساهای خانگی در مشهد خبر داد و نوشت: طی چند ماه اخیر تأسیس کلیسای خانگی در شهر مشهد گسترش پیدا کرده و اخبار رسیده از کشف 200 کلیسای خانگی در این شهر حکایت دارد. شهر مذهبی مشهد از سوی سران جمهوری اسلامی به عنوان "پایتخت معنوی ایران" معرفی شده است.
حجت السلام اختری با کنارهم قرار دادن آئین مسیحیت و بهائیت در ادامه افزود: " تبشیر مسیحی و فرقه های مختلف بهاییت ! بطور گسترده در کشور در حال فعالیت است، تبلیغاتی که در تهران و البرز انجام می گیرد حقیقتن قابل احصا نیست."
حال پرسش این است، با توجه به اینکه مسئولین بلندپایه جمهوری اسلامی با نگرشی كه نسبت به بهائیت دارند، چگونه و بر اساس چه منطقی ایشان بهائیت را هم ردیف آئین مسیحیت که معتقدند از ادیان ابراهیمی می باشد می پندارند. در حالی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به حقوق مربوط به اقلیت های دینی با قید نام مسیحیت بطور صریح مشخص شده است".
پیش تر سایت حکومتی خبرآنلاین نزدیک به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز از نیاز نهادهای فرهنگی و تبلیغی کشور به یک برنامه ریزی منسجم برای مواجهه و مقابله با فشار تبلیغی مسیحیت و بهائیت خبر داده بود.
اختری دبیرکل «مجمع جهانی اهل بیت»، سپس با اشاره به اینکه ما هنوز نمی توانیم بسیاری از فعالیت این گروههای به گفته وی تبشیری را بدلیل پراکندگی و ازدیاد حتی ضبط و شمارش کنیم، گفت : ما باید هزاران سایت و کتاب در برابر این جریان برای مقابله داشته باشیم.
البته این آخوند حکومتی سند یا مدرکی دال بر صحت ادعاهای خود نیاورده، اما به نظر میرسد تکرار این قیبل ادعاهای واهی با هدف تحریک نهادهای امنیتی و یا زمینه سازی برای افزایش فشار بر نوکیشان مسیحی ایران در مقاطع مختلف باشد.
نکته مهم آنکه طبق روالی تکراری این قبیل اخبار در خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران منعکس می شود که گردانندگان آن با شانتاژ خبری به نقش جاده صاف کن نهادهای امنیتی برای مقابله با اقلیتهای دینی و مذهبی را بازی می کنند.
اظهارات مسیحیت ستیز با هدف خط دهی و تحریک مقامات امنیتی و اطلاعاتی از سوی برخی روحانیون حکومتی در حالیست که یکی از جدی ترین دغدغه های امروز دستگاه روحانیت جمهوری اسلامی گسترش "مسیحیت در ایران" است.
اتخاذ چنین مواضعی در برابر "مسیحیت در ایران" تازگی ندارد، پیش از این نیز برخی آیت الله ها از مراجع تراز اول شیعیان جمهوری اسلامی نیز توهین های شدیدی را به آئین مسیحیت و بویژه مسیحیان ایران نسبت دادند. بگونه ایی که آیت الله «نورالله طبرسی»، امام جمعه و نماینده رهبری در ساری، در پشت تریبون نماز جمعه طی اظهاراتی توهین آمیز ، "مسیحیان فعلی را ننگ ی برای مسیحیت دانست".
در یک نگاه کلی باید گفت، امروزه روحانیون وابسته به جمهوری اسلامی از هر تریبونی استفاده میکنند تا نسبت به موضوع کلیساهای خانگی در کشور هشدار دهند. که همین عامل موجب تحریک و واکنش نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را در پی داشته و در نتیجه سبب افزایش فشار و تهدید بر مسیحیان می باشد.
امامزاده پرستی یا بت پرستی دینی
حاکمیت وابسته به ولایت فقیه به خوبی توانسته در بسیاری از مسائل فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی این گونه مقدسسازیها را ایجاد کند و به بیان عمیقتر با استفاده از ابزار مقدسنمائی مسائل را به مردم دیکته کرده است.
پروژه امامزاده سازی یکی از شگردهای حاکمیت فعلی ایران است تا با استفاده از احساسات جمعی و باورهای دینی مردم که حول حکمهای کلی شریعت شیعه قرار میگیرد، بهرهبرداری شکلی کنند تا مشکلات به صورت ریشهای مورد بررسی قرار نگیرد و آحاد جامعه برای حل مشکلات و نابسامانیها و فرار از درد و رنج زمانه به حاشیهای به نام توسل به امامزادگان کشانیده شده تا با استفاده از نیروی روحانی آنان برای حل مشکلات برآیند تا متن فراموش شود.
بر اساس آمار منتشره از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه، تعداد امامزادگان از ۱۵۰۰ عدد در سال ۱۳۵۷ به ۱۰۶۱۵ عدد در سال ۱۳۹۱ افزایش پیدا کرده است که با نگاهی به این آمار به راحتی میتوان به نگاه حاکمیتی برای پروژه امامزاده سازی پی برد.
بخش قابل توجهی از مردم ایران به دلیل باورهای مذهبی قابلیت این را دارند که به اسم دین هر عملی را بر آنها دیکته کرد و در این شرایط و با ادامه روند مقدس سازی و مقدس نمایی و البته پذیرش آن از طرف مردم، حاکمیت توانسته به راحتی در هر حوزهای وارد شده و اگر منصفانه نگاه کنیم این قشر از مردم به دنبال عنوان مقدسی هستند تا زیر سلطه آن قرار گیرند.
حاکمیت ولایت فقیه توانسته سی و اندی سال با سوء استفاده از اعتماد و اعتقاد دینی مردم و به برکت همین امامزادهها و تقدس امامان شیعه حکومت کند و آنها به خوبی به این نکته واقفند که هر گونه کاهشی در تقدس امامان و امامزادهها حاکمیت آنها را به خطر خواهد انداخت و بدین دلیل تا میتوانند با تقدس زائی برای امامان، تنور امام و امامزاده پرستی را گرم نگه میدارند .
متاسفانه مردم ایران به ویژه جامعه سنتی کشور رفتار عقلانی در قبال این گونه حرکات حاکمیت از قدیم الایام تا کنون را از خود نشان نداده و به راحتی در دام استفاده ابزاری از باورهای اعتقادی میافتد و به جز بخش اندکی از روشنفکران تا کنون آحاد دیگر جامعه به این پروژه مقدس سازی عکسالعمل نشان ندادهاند و حاکمیت جمهوری اسلامی را که هر روز به عنوان دین، مقدس تازهای معرفی و جامه مقدسی بر آن میپوشاند را غیرقابل نقد میدانند و به جای نفی این گونه بتپرستیها که به صورت امامزاده پرستی ترویج میشود؛ به راحتی بر آن گردن نهاده و خود مروج این حرکت میگردد.
حاکمیت وابسته به ولایت فقیه به خوبی توانسته در بسیاری از مسائل فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی این گونه مقدسسازیها را ایجاد کند و به بیان عمیقتر با استفاده از ابزار مقدسنمائی مسائل را به مردم دیکته کرده است.
ساخت وکشف سالانه سیصد امامزاده، مقدس سازی و امام خواندن خمینی و خامنهای، ایجاد بارگاه و زیارتگاه برای بنیانگذار جمهوری اسلامی و ترویج زیارت این مکان بخش اندکی از این سیاست رژیم فعلی ایران برای حاکمیت بر اعتقادات مردم است.
بسیار روشن است که این رژیم با سوء استفاده از باور دینی مردم و با هدف تخدیر جامعه و جوانان؛ کشور را به سمت سوی خرافهپرستی و امامزاده پرستی سوق داده و توانسته به مردم عامی این مساله را بقبولاند که برای رسیدن به زندگی بهتر میباید دست به دامان ائمه و امامان شد و نباید از حاکمان درخواست مساعدت یا پاسخگویی کرد و اگر ظلمی هم واقع میشود، عقوبت بانیان را به روز جزا و انتقام امامان حواله داد.
در واقع فرهنگ کشور ما چون یک فرهنگ دینی و اعتقادی است و مردم نیز به دنبال فضایی هستند که دردها و نیازهایشان را برطرف کنند و روحانیون شیعه از زمان صفویه تا کنون با ترویج خرافاتی از قبیل توسل به امامزادگان به این امر دامن میزنند و در عین حال سود کلان مادی نیز از این باور مردم به جیب آنها میرود.
در اینباره حجتالاسلام شرفخانی، معاون سازمان اوقاف اعلام میکند، در ۹ ماهه اول سال ۱۳۹۱، مردم بیش از ۵۱ میلیارد تومان نذورات خود را در ضریح امامزادهها ریختهاند.
امامزادهها و بقاع متبرکه یکی از مهمترین منابع درآمد سازمان اوقاف محسوب میشوند که رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه به طور مستقیم از سوی علی خامنهای منصوب میشود و درآمدهای هنگفتی را به جیب رهبری نظام میریزد.
این درآمدها تنها مختص به ریختن وجوهات نذری مردم درون مقبرهها نیست، بلکه درآمدهای بسیار کلانی از طریق فروش قبرهای موجود در این امامزادهها حاصل میشود، بگونهای که قیمت قبرها در برخی امامزاده ها به چند صد میلیون تومان میرسد.
درآمد امامزادهها و اماکن وقفی به حدی قابل توجه است که محمود احمدینژاد در سال ۱۳۹۰ تلاش گستردهای برای خارج کردن اداره اموال وقفی از زیر نظر این سازمان تحت نظر علی خامنهای آغاز کرد که در نهایت موفق به انجام این کار نشد.
وی تلاش کرد سازمان اوقاف که اموال منقول و غیر منقول با حجم ریالی بسیار بالایی دارد را از زیر نظر خامنهای خارج و تحت نظر دولت از طریق استانداران قرار دهد، که روحانیون با موضع گیری و خلاف شرع خواندن این عمل، اعلام کردند که اداره اوقاف از وظایف ولی فقیه است و خارج شدن این نهاد مهم از دست ولیفقیه میتواند تبعات سنگینی را در خصوص اعتماد مردم جهت اوقاف را در پی داشته باشد.
در جدیدترین اظهار نظر، محمدزاده مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان تهران اعلام کرده است که سازمان اوقاف مشغول آمارگیری از امامزادههای استان تهران است و امامزادههایی که با مردم ارتباط روحی برقرار نکرده باشند از آمار حذف میشوند !
حال این سوال پیش میآید که امامزادگان دفن شده چگونه میباید با مردم ارتباط روحی برقرار کنند و مقیاس سنجیده شدن این ارتباط چگونه است؟ آیا تعداد زائرین مد نظر است؟ آیا درآمدزایی و ریختن وجوه و نذورات مردم مقیاس این ارتباط قرار میگیرد یا شفا دادن بیماران و برآورده کردن نیازها وحوائج زائرین؟
اگر این بقاع متبرکه هستند و امامزادگانی در آنها دفن شدهاند بر اساس فقه شیعه دارای احترام و پرستشند و قابل حذف شدن نیستند زیرا با حذف آنان در حقیقت به اعتقادات دینی مردم توهین شده و باعث سست شدن یکی از پایههای حکومت که بر اساس باورهای دینی بنا شده خواهد گردید.
در خاتمه باید تصریح کرد حاکمان فعلی ایران تحت هیچ شرایطی دست از این گونه مقدس سازیها و امامزاده سازیها برنخواهند داشت و فراتر از درآمدهای مادی کلان، این پروژه به حاکمیت ولایت فقیه مشروعیت دینی میبخشد و برای تداوم حکومت براعتقادات دینی مردم وجود این گونه امامزادههایی بسیار لازم ومبرهن است.
Subscribe to:
Posts (Atom)


