Monday, April 8, 2013

امامزاده‌هایی که با مردم ارتباط برقرار نکرده باشند از آمار حذف می‌شوند !


. يمدیرکل اوقاف و امور خیریه استان تهران می‌گوید امامزاده‌هایی که نتوانسته باشند با مردم «ارتباط روحی» برقرار کنند در فهرست امامزاده‌های رسمی قرار نمی‌گیرند.
 آقای محمدزاده مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان تهران روز یکشنبه (۱۸ فروردین) به خبرگزاری فارس گفته؛ سازمان اوقاف مشغول آمارگیری از امامزاده‌های استان تهران است و «امامزادگانی در لیست آمار قرار می‌گیرند که میان آنان و مردم ارتباط روحی و معنوی وجود داشته باشد.»
وی افزوده آن‌دسته از امامزاده‌هایی که نتوانسته باشند با مردم «ارتباط» برقرار کنند در این فهرست جایی نخواهند داشت.!
محمدزاده همچنین با تکذیب ایجاد امامزاده جدید، از افرادی که ادعای ایجاد امامزاده نوظهور می‌کنند خواست تا مصداقی را در این باره بیاورند.
وی افزوده است: «اجازه ساخت‌ و ساز امامزاده به افراد سودجو داده نمی‌شود که بخواهیم بعد از ساخت‌ و ساز آن مکان را تخریب کنیم.»
هفته گذشته نیز مرتضی محمدیان٬ مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان بوشهر اعلام کرده این سازمان «ملاکش نسبت به امامزاده‌ها شجره‌نامه نیست و آنچه مردم به آنها اعتقاد دارند و کراماتی از آنها دیده‌اند را مورد تایید و بازسازی قرار می‌دهد.»
این برای نخستین‌بار است که یک مقام سازمان اوقاف چنین اظهاراتی درباره ماهیت برخی امامزاده‌ها در ایران بیان می‌کند.
اول امرداد ماه سال ۱۳۹۰ سایت محافظه‌کار «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرده بود در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ امامزاده در سال به امامزاده‌های کشور افزوده شده است.
این سایت با ابراز نگرانی از افزایش «امامزاده‌های دروغین» در ایران نوشته بود: «تعداد امامزاد‌ها در اوایل انقلاب ۱۵۰۰ تن بوده که متاسفانه به ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن افزایش یافته است.»
«امامزاده‌ها» و «بقاع متبرکه» یکی از مهمترین منابع درآمد سازمان اوقاف محسوب می‌شوند.

برای چه شکرگزار هستید؟


برای چه شکرگزار هستید؟
یک واژه زیبایی که گاه گدار در دوران بزرگ‌شدنم در ایران بخصوص بعد از صرفِ غذا می‌شنیدم «خدا را شکر» بود. در آن دوران همیشه برایم جای سوال بود که چرا و برای چه باید از خدا شکر نمود.

بعد از تحصیلاتِ دانشگاهی و مشغول کار شدن تا زمانی که به عیسی مسیح ایمان آوردم به خاطر نمی‌آورم که برای موردی از خدا شکرگزاری کرده باشم. اینطور بنظر می‌آمد که هر آنچه هستم و دارم حق من است. اغلب هم که با عزیزان ایرانی هستم، بندرت می‌شنوم که ناخودآگاه از خدا شکرگزاری نمایند. بیشتر در مقابل شنیدن «خدا را شکر» ، آنها هم زیر لب می‌گویند «خدا را شکر.»

بعد از اینکه به عیسی مسیح به عنوان نجات‌دهنده و خداوند خودم ایمان آوردم، در ضمن خواندن کلام خدا به آیات زیادی برخوردم که اراده و خواست خدا برای من این است که شکرگزار باشم. برای نمونه «۱۸برای هر چه پیش می‌آید خدا را شکر کنید. زیرا خدا در مسیح عیسی از شما همین انتظار را دارد.(اول تسالونیکیان ۱۸:۵)

ممکن است شما بپرسید: «برای هر چه پیش آید؟» چطور این امکان پذیر است؟

حالا که به مسیح ایمان آورده‌ام متوجه این وعدة خدا در کلامش شده‌ام: «۲۸ما می‌دانیم همه ‌چیز برای خیریّت آنانی كه خدا را دوست دارند و به حسب ارادة او خوانده شده‌اند، با هم در كارند.» (رومیان ۲۸:۸)

حال چون به حسبِ ارادة او خوانده شده‌ام و همة چیز برای خیریّت من در کار است، این کافی نیست که برای آنچه خدا به من عطا نموده شکرگزار باشم، بلکه آگاهی از برکاتِ خدا در زندگیم برای این است که باعث برکتِ دیگران شوم. شاید فکر کنیم که موقعیت خوب ما لطف خدا در مورد ما و بی‌توجهی او نسبت به دیگران است. این طرزِ فکر مشکلِ بیشتر روحانیونِ دوران زندگی زمینی عیسی مسیح و دوران حاضر است. آیا فقط برای آنچه داریم و هستیم شکرگزاریم، یا واقعا ازخدا شکرگزاریم؟ چه خواهد شد اگر خدا برکاتِ خود را از ما بگیرد، آیا هنوز هم او را دوست خواهیم داشت؟ اگر نه، ما فقط او را وسیله‌ائي برای خواسته‌های خود می‌شناسیم.

باشد که شما دوست عزیز با ایمانِ قلبی به عیسی مسیح به ارادة خدا در زندگی خود پی ببرید و از صمیمِ قلبِ شکرگزار خدا باشید.

در محبت و خدمت مسیح 

Saturday, April 6, 2013

نذر زن با اجازه شوهر ممکن است?


علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی با صدور فتوایی اعلام کرد بنابر «احتیاط واجب» نذر یا عهد زن باید با اجازه شوهر باشد.
به گزارش « محبت نیوز»، دیگربان روز جمعه (۱۶ فروردین) به نقل از خبرگزاری حوزه خبر داد،  آقای خامنه‌ای این فتوا را در پاسخ به این پرسش که «آیا نذر یا عهدی که زن می‌کند و شخصی است و به حقوق شوهر ضرری نمی‌زند بدون اجازه شوهر صحیح است؟» صادر کرده است.
بسیاری از مراجع تقلید شیعه نیز نذر زن حتی از اموال شخصی خود را بدون اذن و اجازه شوهر جایزه ندانسته و آن را اقدامی باطل می‌دانند.
نذر در زبان عربی به معنای وعده است. بنابراین نذرکننده به امری معین وعده می‌دهد که در آینده به تحقق برساند و وعدهٔ او منوط و مشروط بر انجام آن کار است.
1- مراد از نذر در بین مسلمانان
معنی نذر آن است که انسان خود را "متعهد به پرداخت چیزی معین در صورت تحققهدف و برآورده شدن مقصود کند" و بگوید :«برای خدا بر گردن من است که اگر چنین شد فلان کار را انجام دهم » و این همان نذر شرعی است . اما مشخص نیست كه آیا آن درخواست تحقق نیابد چه خواهد شد !
- با خدا شرط نكنیم ...
 در اعتقادات بسیاری از ایمانداران مسیحی " نذر" به معنای شرط و شروط گذاشتن با خداست و اینكه اگر خدایا آن چیزی را كه من می خواهم و تشخیص می دهم اگر به من بدهی من برای تو آن كار را خواهم كرد ! این در حالی است كه انسانها مخلوق خداوند هستند و در آن جایگاه نیستیم كه بخواهیم با خدا شرط و یا قرار بگذاریم . خداوند زنده آن چیزی كه به خیرت و صلاح ما باشد یقینن به فرزندان خود با دعا می دهد و نباید برای رسیدن به خواسته های شخصی خود با خدا شرط كنیم و قراری بگذاریم چرا كه خداوند بی نیاز است و نیازی به آن چیزی كه برای پرداخت و یا نذر در قلب خود می كنند، خداوند به آن نیازمند نمی باشد.
چرا آنچه كه به خیرت ما باشد خداوند با دعا به ما خواهد داد. ( برخی آیات كتاب مقدس در این باب میفرماید)
رومیان باب ۱۰ آیه ۱۲ تا ۱۳
۱۲ پس هیچ تفاوتی میان یهودیان و غیر یهودیان نیست زیرا خدای واحد ، خداوند همه است و نسبت بهمۀ کسانی که به او روی می آورند بی اندازه بخشنده است ، ۱۳ زیرا « هر که به خداوند روی آورد نجات خواهد یافت.»
یوحنا اول باب ۵ آیه ۱۴ تا ۱۵
۱۴ اطمینان ما در حضور خدا این است که اگر از او چیزی بخواهیم که مطابق اراده او باشد به ما گوش خواهد داد. ۱۵ ما می دانیم که هر چه بخواهیم او به ما گوش می دهد. پس این را هم باید بدانیم که آنچه از او بطلبیم به ما عطا خواهد فرمود.
تسالونیکیان اول باب ۵ آیه ۱۷ تا ۱۸
۱۷ و پیوسته دعا کنید. ۱۸ برای هر چه که پیش بیآید خدا را شکر کنید زیرا خدا در مسیح عیسی از شما همین انتظار را دارد .
یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۳ تا ۱۴
۱۳ و هر چه بنام من بخواهید آنرا انجام خواهم داد تا پدر در پسر جلال یابد. ۱۴ اگر چیزی بنام من بخواهید آنرا انجام خواهم داد.»
یوحنا باب ۱۶ آیه ۲۳ تا ۲۷
۲۳ در آن روز دیگر از من چیزی نخواهید پرسید. یقین بدانید که هر چه بنام من از پدر بخواهید به شما خواهد داد. ۲۴ تا کنون چیزی بنام من نخواسته اید، بخواهید تا بدست آورید و شادی شما کامل گردد.»
فیلیپیان باب ۴ آیه ۶
۶ از هیچ چیز نگران نباشید ، بلکه همیشه در هر مورد با دعا و مناجات و سپاسگزاری تقاضاهای خود را در پیشگاه خدا ابراز نمائید.

زندگی ارزشمند







زندگی ارزشمند :
یکی از جملاتی که تأثیرِ عمیقی در زندگی من گذاشتهْ گفتة فیلسوفِ معروف سقراط است که ترجمه‌اش چنین است: « زندگیِ بدونِ ارزیابی، ارزشِ زندگی‌کردن را ندارد »

به راستی ارزش‌های زندگی شما چیست؟ شما با چه معیارهائی زندگی خود را ارزیابی می‌کنید؟ چه مواردی برای شما مهم هستند و حاضرید تا نهایت بر آنها بیایستید؟

گفتة زیبای دیگری که اخیرا خواندم این است: « تنها زندگی‌ائي که ارزش داردْ آن است که خرج دارد »

این گفته‌هاْ گفتة عیسی مسیح خداوند را بیاد من می‌آورد: « ۳۴ ... اگر کسی بخواهد از من پیروی کند، باید خود را فراموش کرده، صلیب خود را بردارد و به دنبال من بیاید. » (مرقس ۳۴:۸)

هستند کسانی که ادعا می‌کنند پیرو عیسی مسیح هستند ولی زندگی آنها نمایانگر آنچه عیسی مسیح می‌گوید نیست. توجه کنید به دو شرطی که عیسی مسیح برای پیروان خود مقرر می‌کند. اول خود را فراموش کردن و بعد صلیبِ خود را برداشتن. اینجا منظورِ کلام خدا کنار گذاشتنِ خواسته‌ها و ارادة شخصی خودمان است، خواسته‌هائي که با آنچه خدا در نظر دارد متفاوت است. آیا حاضریم از خواسته خود بگذریم تا برکاتی که خدا در نظر دارد شاملِ حالِ ما شود؟ اگر پیروِ واقعیِ عیسی مسیح هستیم، بله. چالش اینجاست که چگونه می‌توان تفاوتِ خواسته و ارادة خدا را از خواسته و ارادة خود تشخیص داد. تجربیات شخصی و آنچه در اطراف ما می‌گذرد نمایانگر آن است که ما خود به خود خواسته و ارادة خدا را انجام نمی‌دهیم. ما احتیاج داریم که خودِ خدا ما را از خواسته‌های خود آگاهی داده و خود توانائي انجامِ آنها را بدهد. برای این منظورْ ما هم کلام خدا و هم روحِ مقدسش را داریم.

کلام خدا می‌گوید: « ۵ طرزِ تفکّرِ شما دربارة زندگی باید مانند طرز تفکّرِ عیسی مسیح باشد: » (فیلپیان ۵:۲)

وقتی طرزِ تفکّر ما طرزِ تفکّر مسیح شد، همانطور که عیسی مسیح برای ما بر صلیب رفت، ما هم حاضر خواهیم شد که صلیب خود را، یعنی آن خرجی که باید برای زندگی ارزشمندِ پیروِ عیسی مسیح بودن بپردازیمْ، با رضایت پرداخت نمائیم تا برکاتِ الهی شامل حال ما شود.

باشد تا شما دوست عزیز متوجة پرداختِ خرجِ داشتنِ رابطة شخصی با خدا در عیسی مسیح شده، با ایمان قلبی پیرو او شوید.

در محبت و خدمت مسیح 

بخششِ واقعی چیست؟



بخششِ واقعی چیست؟
تقریباً همة ما با این جمله در ایران بزرگ شدیم‌: « به نامِ خداوند بخشندة مهربان. » این جمله خدائی را معرفی می کند که دارای رحمت است. چه پر نشاط و خوشایند است آشنائی با خدائی که دارای رحمت و بخشنده است.

راستی چطور می‌توان رحمت خدا را بطورِ ملموس درک کرد. شما هم شنیده‌اید که می‌گویند: « فلانی خیلی بذل و بخشش می‌کند » دو سئوال که اینجا مطرح است این است که چه چیزی بخشیده شده است و چه خرجی در بر داشته؟

بعضی‌ها را می‌شناسیم که ترجیح می‌دهند مال دیگران را ببخشندْ تا اینکه از خود مايه‌ائی بگذارند. بنا به گفتة معروف: « خرج اگر از کیسة مهمان بود، حاتم طائی شدن آسان بود. »

اگر بخشش واقعی صورت می‌گیرد مطمعناً بهائی هم پرداخت شده است. حال چطور خدا می‌تواند بخشندة واقعی باشد؟ وقتی‌کهْ برای آنچه بخشیده بهائي را پرداخت نماید.

عیسی مسیح می‌فرماید: « ۱۰ زیرا که پسر انسان (لقبی که عیسی مسیح برای خود بکار می‌بُرد) آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد. » (لوقا ۱۰:۱۹)

عیسی مسیح آمد تا چه ببخشد؟ او آمد تا نجات ببخشد. او آمد تا من و شما دوست عزیز را که به خاطر گناه از خدا دورشده و در واقع گمشده بودیم پیدا نماید و نجات ببخشد.

حالا سئوالی دیگر مطرح است، نجات از چه؟

کلام خدا می‌گوید: «۲۳مزد گناه موت است ... » (رومیان ۲۳:۶)

پس به خاطر گناه، دوری ابدی از خداْ در انتظارِ بشرِ گناهکار است، و
 چون خدای عادل نمی‌تواند تخفیفی در عدالت خود مقرر نماید، جریمة گناه  را که مرگ باشد بطور کامل می‌طلبد. بنابراین جریمة مرگ را یا منِ گناهکار باید پرداخت نمایم یا عیسی مسیح بی‌گناه. خدا را شکر که عیسی مسیح با مرگ خود بر روی صلیب به جای من، جریمة گناهِ مرا پرداخت نموده، مرا از مرگ ابدی نجات بخشید. بخششِ واقعی و بهاي نجات را  عیسی مسیح خداوند پرداخت نمود. در ادامهْ، کلام خدا می‌گوید: «۲۳ ... امّا نعمت خدا (بخششِ رایگانِ خدا) حیاتِ جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح است.» (رومیان ۲۳:۶)

حال که معنی واقعی بخششِ رایگانِ خدا را نسبت به خود در کلام خدا متوجه شديم،‌ بیائيد شما هم 
این بخششِ رایگانِ حیاتِ جاودانِ خدا را با ایمانِ قلبی به عیسی مسیح برای خود دریافت نمائید.

در محبت و خدمت مسیح

Friday, April 5, 2013

پنجمین گزارش "سازمان حقوق بشر ایران" با ذکر دستکم ۵۸۰ مورد اعدام در سال ۲۰۱۲ منتشر شد



ایران

آمار تفصیلی مجازات اعدام در ایران در سال ۱۳۹۱

پنجمین گزارش "سازمان حقوق بشر ایران" با ذکر دستکم ۵۸۰ مورد اعدام در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. طبق این گزارش، ۶۰ درصد اعدام‌ها در ملاءعام انجام شده‌اند و در بیش از ۱۵ زندان ایران اعدام‌های اعلام نشده و مخفی صورت گرفته‌اند.
سازمان حقوق بشر ایران پنجمین گزارش سالانه خود را با تاکید بر این نکته منتشر کرده که به دلیل سرکوب مدنی، نبود آزادی مطبوعات و فقدان شفافیت نظام قضایی ایران، امکان ثبت کلیه موارد اعدام در این کشور میسر نیست.
در این گزارش آمده که آمار اعدام در سال ۲۰۱۲ با در نظرگرفتن احتمال وجود تعداد زیادی اعدام مخفیانه، جزو بالاترین میزان اعدام سالانه در ۱۵ سال گذشته است. دستکم ۵۸۰ نفر در این سال اعدام شده‌اند که ۷۶ درصد آنان به ارتکاب جرایم مربوط به قاچاق مواد مخدر متهم بوده‌اند. ۲۹۴ مورد از اعدام‌ها توسط منابع رسمی گزارش شده و باقی مربوط به گزارش منابع غیررسمی هستند.
در این گزارش، تنها ۸۵ مورد از ۳۲۵ مورد اعدام مخفی زندان وکیل آباد لحاظ شده است. بر این اساس ۶۰ درصد از کل اعدام‌های سال گذشته در ایران در ملاءعام اجرا شده‌‌اند و یک‌سوم قربانیان آن مرتبط با قاچاق مواد مخدر بوده‌اند. در گزارش تاکید شده که تعداد اعدام‌ها به‌خصوص اعدام ‌در ملاءعام پس از اعتراضات سال ۲۰۰۹ به صورت چشمگیری افزایش یافته و به نسبت پیش از آن شش برابر شده‌اند.
سازمان یاد شده اعلام کرده که دستکم ۹ زن، ۲۷ شهروند افغان و یک شهروند پاکستانی در سال ۲۰۱۲ در ایران اعدام شده‌اند. اعدام یک مرد جوان "به سبک طالبان" در استادیوم فوتبال سبزوار و اعدام دو مرد جوان به جرم زورگیری و قطع انگشتان یک مرد در شیراز از نمونه‌هایی هستند که این سازمان آنها را شیوه‌های جدید ارعاب خوانده است. 
مواد مخدر در ردیف اول جرایم
سازمان حقوق بشر ایران یادآوری کرده که قسمت اعظم اعدام‌ها در جمهوری اسلامی مجازات جرایم مرتبط با مواد مخدر هستند، اما به دلیل محرومیت این محکومان از پوشش خبرهای بین‌المللی و نبود کارزاری برای نجات جان‌شان، مورد توجه قرارنمی‌گیرند و هویت بسیاری از آنها فاش نمی‌شود.
در گزارش این سازمان از افزایش اعدام زندانیان وابسته به اقلیت‌های قومی، خصوصا زندانیان عرب، بلوچ و کرد ابراز نگرانی شده است. در سال ۲۰۱۲ چهار فعال عرب اهوازی به دار آویخته شدند. پنج نفر دیگر نیز به اتهام "محاربه" در معرض اعدام قرار دارند. نام این متهمان محمد علی عموری‌نژاد، هاشم شعبانی، هادی راشدی، مختار آلبوشوکه و جابر آلبوشوکه است. شش زندانی کرد سنی در دسامبر ۲۰۱۲ در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند و دو زندانی  کرد دیگر به نام‌های زانیار و لقمان مرادی در صف اعدام قرار دارند.
در نمودار ترسیم شده توسط سازمان حقوق بشر ایران دیده می‌شود که جرایم مرتبط با مواد مخدر و پس از آن جرایمی چون تجاوز، قتل، محاربه و سرقت مسلحانه بیشترین میزان مجازات را در سال ۲۰۱۲ داشته‌اند.
این سازمان به شکنجه، اعتراف اجباری و برگزاری دادگاه‌های "ناعادلانه" در رابطه با اعدام‌های مربوط به مواد مخدر اشاره کرده و می‌نویسد که بیشتر محکومان جرایم مواد مخدر، متعلق به طبقات پایین اقتصادی-اجتماعی ایران هستند.
پراکندگی جغرافیایی اعدام‌های رسمی و مخفیانه
به نوشته سازمان حقوق بشر ایران، استان فارس بعد از تهران و کرج بالاترین امار اعدام‌های رسمی را دارد. زندان ارومیه پس از تهران و کرج و زندان وکیل‌آباد مشهد بالاترین آمار اعدام‌های گزارش‌نشده را داراست. بیش از نیمی از اعدام‌های یزد و سیستان-بلوچستان و تمامی اعدام‌های استان گیلان به صورت مخفی بوده و از طریق رسانه‌ها اعلام نشده‌اند. بسیاری از زندانیان بلوچ در دیگر زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.
این سازمان می‌‌گوید که استان‌های تهران، کرج و خراسان رضوی با ۶۵ مورد بالاترین میزان اعدام در سال گذشته را داشته‌اند. بر این اساس، آمار اعدام‌های مخفی یا اعلام‌نشده در تهران و کرج ۱۱۴ مورد یعنی تقریبا ۱۷۵ درصد از اعدام‌های رسمی و گزارش‌شده بیشتر است.
این سازمان می‌گوید در حال بررسی گزارشی از ۲۴۰ اعدام دیگر در زندان وکیل‌آباد است که در گزارش اخیر محاسبه نشده‌اند. بنا بر گزارش یادشده، از ۹۵ اعدام مخفی استان خراسان رضوی، ۸۵ مورد در زندان وکیل ‌آباد مشهد انجام شده و ۱۰ مورد دیگر مربوط به زندان تایباد هستند.
سنگسار احتمالی چهار زن
در بخشی از گزارش سازمان حقوق بشر ایران به نقل از وب‌سایت "ملی مذهبی" به سنگسار احتمالی چهار زن و انتقال اجساد آنها به پزشک قانونی تهران اشاره شده است. در گزارش آمده که منبع تماس این سازمان، با اطمینان مرگ این چهار زن را ناشی از سنگسار و دخالت قوه قضاییه می‌دانست، اما پزشک قانونی این ادعا را رد کرد. جرایم این چهار زن در پرونده آنها، "مشارکت در رفتارهای غیراخلاقی جنسی و سوءمصرف مواد مخدر" عنوان شده بود.
 در گزارش قید شده که به علت مسائل امنیتی امکان دسترسی به جزییات بیشتر این پرونده نیست اما موضوع در دست بررسی و پیگیری است. این سازمان هم‌چنین تاکید کرده که مقامات ایرانی به دلیل حساسیت افکار عمومی جهان نسبت به اعدام زنان، تنها نام سه زن زندانی را به طور رسمی در فهرست اعدام‌شدگان ثبت کرده‌اند. آمار این سازمان از اعدام زنان در سال گذشته ۹ نفر است که از منابع موثق و غیررسمی کسب شده‌اند.
لزوم دخالت سازمان ملل
سازمان حقوق بشر ایران با اتکاء به گزارش‌های تایید نشده، از خطر اجرای حکم اعدام در مورد دستکم ۳۰۰۰ نفر در زندان وکیل‌آباد مشهد نوشته و از سازمان ملل خواسته که یک کمیته حقیقت‌یاب برای پیگیری درستی چنین اخباری به ایران بفرستد.
منابع این سازمان گفته‌اند که در حال حاضر قریب به ۲۰ هزار زندانی در وکیل‌آباد محبوس هستند که به دلیل کمبود جا مجبورند روی پله‌ها و در راهروها بخوابند. آمار زندانیان سال ۲۰۱۱ در این زندان ۱۳۰۰۰ هزار نفر بوده در حالی که گنجایش این زندان ۳۰۰۰ نفر است.
این سازمان در پایان گزارش سالانه خود از جمله خواستار تمدید ماموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، پایان فوری تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، تامین دادگاه‌های عادلانه و پیوستن ایران به عهدنامه تعلیق مجازات اعدام شده است؛ از کشورهای کمک‌کننده به "برنامه پیکار جهانی با مواد مخدر" نیز خواسته شده که همکاری و کمک مالی خود به ایران را مشروط به تعلیق مجازات مرگ مرتبط با قاچاق مواد مخدر سازند. 
سازمان حقوق بشر ایران یک سازمان غیرانتفاعی با اعضای داخل و خارج از ایران است که به عنوان یک سازمان بین‌المللی در نروژ ثبت شده است. این سازمان که از سال ۲۰۰۵ کار خود را آغاز کرده، دو دفتر محلی در نروژ و ایتالیا دارد و بخش کمپین اینترنتی آن در کانادا مستقر است.

توکلِ شما به کیست؟







توکلِ شما به کیست؟
دوست عزیز، آیا شما هم به این نتیجه رسیده‌اید که در دنیائی که زندگی می‌کنیم نمی‌توان به انسان، سازمان‌های انسانی و یا حتی حکومت‌ها توکل نمود! آیا متوجه شده‌اید که تا فکر می‌کنیم که همة امورمان را رو براه نموده و دیگر مسئله‌ائي نیست، ناگهان یک واقعة طبیعی مثل زلزله و توفان، یا یک موقعیتِ مشکلِ اقتصادی، یا یک مشکلِ جسمانی ما را تکان داده به فکر می‌اندازد؟  بعضی‌ها خود را ارضاء نموده و می‌گویند: »تقدیر است و کاری نمی‌توان کرد. « 

آیا می‌توان به این گفته اکتفا نمود و ارزشمندانه زندگی نمود؟ آنچه چنین گفتاری را ثابت می‌کند، نداشتنِ آگاهی واقعی از شخصیتِ خدای خالق است. کلام خدا به ما دربارة خلقتِ خدا چنین می‌گوید:  »۳۱خدا از دیدن ‌تمام‌ كارهایی‌ كه‌ انجام‌ شده‌ بود، بسیار خشنود گشت‌.« (پیدایش ۳۱:۱)

پس  در ابتدا خواست خدا این نبوده که بشر در سختی و درد و رنج زندگی کند. خدا برای بشر اجازة انتخاب مقرر نموده، و همراهِ آن مسئولیت انتخاب را، همانطور که ما هم به فرزندان خود حق انتخاب داده و از آنها مسئولیت را انتظار داریم. جلوگیری از عواقبِ انتخابْ صدمات مربوطه را در بر خواهد داشت. پس اگر خدا با آگاهیِ کاملِ جد ما آدم و حوا، به آنها اجازة انتخاب را می‌دهد، و آنها خواسته‌های خود را دنبال می‌کنند، ما نمی‌توانیم خدا را در مورد نتایج انتخاب‌های خود مقصر بدانیم. چه خوب است که به این واقعیت پی برده زندگی خود را بر مبنای آنچه خالق ما مقرر نموده برنامه‌ریزی نمائيم. کلام خدا می‌گوید: »۱ خداوند را شکر کنید، زیرا که  نیکوست و محبّت پایدار او ابدی است. ۸توکّل کردن بر خداوند، بهتر از اعتماد داشتن به انسان است.« (مزمور ۱:۱۱۸‌و‌۸) 

و همچنین: «۳ به رهبران انسانی توکّل نکنید، هیچ انسانی نمی‌‌تواند نجات بدهد.« (مزمور ۳:۱۴۶)

بیائید به جای توکل بر انسان و رهبرانِ انسانی به عیسی مسیح زنده که برای رستگاری ما آمد توکل کنیم. او برای این آمد «۴۵... تا به دیگران خدمت كند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد.» (مرقس ۴۵:۱۰) 

عیسی مسیح می‌گوید: «۲۸ بیایید نزد من ای تمامی زحمتكشان و گرانباران و من به شما آرامی خواهم داد.« (متی۲۸:۱۱)

باشد که شما دوست عزیز به آن کسی که جان خود را داد تا امیدِ به وعدة حیاتِ جاودان را داشته باشیم ایمانِ قلبی بیآورید
  
در محبت و خدمت مسیح