Monday, May 13, 2013

بیداری روحانی

بیداری روحانی 
بسیاری از آنانی که برای نخستین بار نزد مسیح می‌آیند و به او ایمان می‌آورند، عمیقا احساس خوشی، محبت و آزادی می‌کنند. آنان خود را به عیسی نزدیک احساس می‌کنند. قلب آنان در اشتیاق به خدمت او می‌سوزد. اما با گذشت زمان، شور و شوق ابتدایی آنان به تدریج کاهش یافته، اغلب دیگر اثری از آن دیده نمی‌شود. چرا چنین می‌شود؟ چه اتفاقی می‌افتد؟ ما چگونه می‌توانیم تجارب اولیه روحانی خود را مجددا تجربه کنیم؟ 
در زندگی مسیحی ما، مشکلی بزرگتر از این نیست که شور وشوق و محبتمان نسبت به عیسی کم شود. عیسی این سخنان هراس آور را خطاب به کلیسای افسس بر زبان آورد: «لکن‌ بحثی‌ بر تو دارم‌ که‌ محبت‌ نخستین‌ خود را ترک‌ کرده‌ای. پس‌ بخاطر آر که‌ از کجا افتاده‌ای‌ و توبه‌ کن‌ و اعمال‌ نخست‌ را بعمل‌ آور والا بزودی‌ نزد تو می‌آیم‌ و چراغدانت‌ را ازمکانش‌ نقل‌ می‌کنم‌» (مکاشفه ۲: ۴-۵). 
هرگاه شخصی ملکوت ظلمت شیطان را ترک می‌کند و توسط ایمان به مسیح وارد ملکوت خدا می‌شود، شیطان بسیار خشمگین می‌گردد. بنابراین، از لحظه‌ای که شخصی مسیحی می‌شود، شیطان با هر سلاحی که در اختیار دارد، او را مورد حمله قرار می‌دهد. هدف اصلی شیطان این است که محبت ایماندار را نسبت به عیسی از بین ببرد. او می‌داند که نمی‌تواند یک ایماندار را از دستان عیسی برباید (یوحنا ۱۰: ۲۸)، اما می‌تواند او را به ایمانداری غیر موثر تبدیل کند و او را به شخصی عاری از محبت و نشاط تبدیل سازد. و او اغلب موفق به انجام این کار می‌شود. 
به همین جهت، ما اغلب نیاز داریم تا از نظر روحانی بیدار شویم. و این امر نه تنها نیاز اشخاص است، بلکه کلیساها نیز به چنین بیداریی نیاز دارند. ما باید پیوسته خود را تفتیش نماییم. آیا ما عیسی را بیش از هر چیز دیگر در جهان دوست داریم (مرقس ۱۲: ۳۰)؟ آیا ملکوت خدا را قبل از هر چیز دیگری می‌طلبیم (متی ۶: ۳۳)؟ آیا ما با دیگر خواهران و برادران مسیحی خود در محبت و مشارکت کامل به سر می‌بریم (اول یوحنا ۱: ۷، ۴: ۲۰)؟ آیا هر روزه ثمره روح‌القدس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم (غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳)؟ آیا در زندگی ما قدرت روحانی وجود دارد؟ در کلیسای ما چطور (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۸)؟ اگر پاسخ هر یک از این سوالات منفی باشد، پیدا است که به بیداری روحانی و تجدید حیات نیاز داریم. 
یکی از دلایل اصلی مطالعه کلام خدا این است که تجدید حیات و بیداری روحانی را تجربه کنیم. یکی از دلایل نوشته شدن این کتاب تفسیر نیز همین است. هنگامی که این تفسیر را مطالعه می‌کنید، دعای شما این باشد که کلام خدا برای شما معنی و قدرت جدیدی بیابد و مانند چشمه حیات در قلبتان جاری شود. هنگامی که این کتاب تفسیر را مطالعه می‌کنید، برای بیداری در قلبتان و کلیسایتان دعا کنید. 
اکنون بیایید به موضوع بیداری روحانی نگاهی بیندازیم. قبل از هر چیز، ببینیم بیداری روحانی چیست؟ بیداری روحانی احیا شدن محبت نخستینمان نسبت به مسیح است. بیداری روحانی به معنی سلوک کردن در نور همراه با عیسی است و نیز به این معنی است که به او اجازه بدهیم که در ما زندگی کند. بیداری روحانی به معنی بازگشت به حالت سلامت روحانی پس از یک دوران ضعف و رکود است. بیداری روحانی به معنی تصدیق گناهانمان و درخواست از عیسی به جهت آمرزش و پاک شدن است. بیداری روحانی به معنی سپردن عنان بخشهای مختلف زندگی مان به دستهای عیسی است. 
بیداری روحانی زمان جد و جهد عمیق روحانی است. با وجود این، بیداری روحانی به معنی غرق شدن در عواطف افسار گسیخته نیست؛ بلکه زمان دعا، تعمق و ارزیابی عمیق وضعیت روحانی خویشتن می‌باشد؛ و نیز زمان نزدیک شدن به عیسی است. بیداری روحانی همچنین زمان عیان شدن دو رویی و خود فریبی ما است. بیداری روحانی زمان آشکار شدن نزاع، روحیه عیب جویی و تلخی در کلیسا و نیز زمان توبه کردن از آنها است. بیداری روحانی زمان وقوع تغیرات عمیق در ما است به گونه‌ای که دیگران تحت تاثیر قرار گیرند و جذب مسیح شوند. علاوه بر همه اینها، بیداری روحانی زمان نازل شدن قدرتمندانه روح‌القدس بر ما است تا هم در ما و هم در کلیسا عمل کند. بیداری روحانی چگونه آغاز می‌شود؟ بیداری روحانی تقریبا همیشه با آگاهی از گناهان و اعتراف به آنها آغاز می‌شود. وجود گناه یکی از دلایلی است که وقوع بیداری روحانی را اجتناب ناپذیر می‌سازد. روش اصلی شیطان، وسوسه ما به گناه کردن است. هنگامی که ما گناه می‌کنیم، از خدا جدا می‌شویم و روح قدوس خدا را در درون خود محزون می‌سازیم. در این حالت، مشارکت ما با عیسی قطع می‌شود و ما خوشی، آرامش و قدرت خود را از دست می‌دهیم. اگر گناهی در ما نباشد، نیازی به بیداری روحانی نخواهیم داشت. بنابراین، بیداری روحانی با تصدیق گناهان و اعتراف به آنها آغاز می‌شود. 
ما دوست نداریم خود را گناهکار به حساب بیاوریم. ما گناهان خود را تقلیل می‌دهیم و حتی گاهی وجود آنها را هم انکار می‌کنیم. گاه وضعیت ما به وضعیت آن جوان ثروتمند می‌ماند که به عیسی گفت از دوران کودکی همه احکام را حفظ کرده است (مرقس ۱۰: ۱۷-۲۱). او اطمینان داشت که هیچ گناهی در زندگی‌اش نیست! 
اما حتی اگر ما گناه خود را نبینیم، خدا همه چیز را می‌بیند. گناه صرفا زیر پا گذاشتن یک حکم الهی نیست. هر آنچه که با اراده مکشوف شده خدا در کتاب مقدس تضاد داشته باشد، گناه محسوب می‌شود. به این ترتیب، گناه شامل برخوردها و نگرشهای نادرست نیز می‌شود، یعنی شامل خود پرستی، غرور، حسادت، طمع، رنجش و تلخی، اضطراب و بی وفایی. گناه تنها به معنی انجام عمل نادرست نیست، بلکه به معنی انجام ندادن عمل صحیح نیز می‌باشد (یعقوب ۴: ۱۷). گناه به معنی دوست نداشتن خدا با تمامی دل و تمامی جان و تمامی فکر و تمامی قوت است (مرقس ۱۲: ۳۰). گناه به معنی دوست نداشتن همسایه مان همچون نفس خودمان می‌باشد (مرقس ۱۲: ۳۱). گناه به معنی عدم مقاومت تا آخر است (مرقس ۱۳: ۱۳). گناه به معنی نرساندن پیام انجیل به دیگران است، در شرایطی که فرصت انجامش را داریم (اول پطرس ۳: ۱۵). گناه به معنی عدم رسیدگی به نیاز برادرمان است (متی ۲۵: ۴۱-۴۵). با این اوصاف، چه کسی از میان ما می‌تواند بگوید که گناهی در زندگی‌اش نیست (اول یوحنا ۱: ۸)؟ 
بنابراین، نخستین گام در بیداری روحانی، اعتراف کردن به گناهانمان است. بیایید بهایی را که عیسی برای پاک کردن ما از گناهانمان پرداخت، به یاد آوریم و از روح‌القدس بخواهیم تا گناهان مخفی مان را بر ما مکشوف سازد. اکنون سوالاتی را مطرح خواهیم ساخت. این سوالات را از خودتان بپرسید. جوابی که به هر یک از آنها می‌دهید، مشخص می‌سازد که کدام قسمتها از زندگی تان را هنوز به حاکمیت عیسی تسلیم نکرده اید. 
آیا چیزی هست که من آن را بیشتر از خدا دوست داشته باشم، مانند خانواده ام، کارم، لذت و خوشی و خودم (متی ۶: ۳۳؛ مرقس ۱۲: ۳۰)؟ 
آیا در مورد شرایط خاصی در زندگی ام علیه خدا گله و شکایت کرده ام (اول قرنتیان ۱۰: ۱۰؛ فیلیپیان ۲: ۱۴؛ اول تسالونیکیان ۵: ۱۸)؟ 
آیا دوست دارم مورد تحسین دیگران واقع شوم؟ آیا دوست دارم به خاطر کار نیکویی که انجام داده ام، تحسین شوم؟ آیا دوست دارم که در مرکز توجه دیگران باشم (متی ۶: ۱-۵؛ یوحنا ۱۲: ۴۳)؟ 
آیا نسبت به دیگران ناشکیبا هستم؟ آیا روحیه عیب جویی دارم؟ آیا هنگامی که دیگران از من انتقاد می‌کنند، نسبت به این موضوع حساسیت دارم و از کوره در می‌روم؟ آیا در ارتباط با دیگران زود رنج هستم؟ آیا تلخی و آزردگی خاصی در قلبم وجود دارد (عبرانیان ۱۲: ۱۵)؟ 
آیا شخصی لجباز هستم؟ آیا شخصی متعصب و اهل نزاع و مجادله هستم؟ آیا همیشه مطمئنم که حق با من است؟ آیا سخنان گزنده و طعنه آمیز به دیگران می‌زنم (فیلیپیان ۲: ۳؛ افسسیان ۵: ۲۱)؟ 
آیا از سخنان دیگران می‌ترسم؟ آیا از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنم؟ آیا استعدادهایی را که خدا به من بخشیده است، پنهان می‌کنم (متی ۲۵: ۲۴-۲۸)؟ 
آیا نسبت به کسی حسودم؟ آیا هنگامی که کسی شکست می‌خورد، در عمق قلبم خوشحال می‌شوم؟ آیا هنگامی که کسی به موفقیت دست می‌یابد، در عمق قلبم غمگین می‌شوم (متی ۲۵: ۲۴-۲۸)؟ 
آیا موضوعی هست که در مورد آن با صداقت کامل رفتار نکرده ام؟ آیا حقیقتی هست که آن را پنهان ساخته ام؟ آیا تلاش می‌کنم ضعف‌های خود را بپوشانم؟ آیا سعی می‌کنم تصویری غیر واقعی از خود به دیگران بدهم که با تصویر واقعی خودم منطبق نیست؟ آیا در مورد مسائل مختلف اغراق می‌کنم (متی ۲۳: ۲۷-۲۸؛ یعقوب ۵: ۱۶)؟ 
آیا شخصی دلسرد و افسرده هستم؟ از توکل کردن کامل به خدا سر باز می‌زنم؟ آیا ایمان و اتکایم به خدا ضعیف شده است (رومیان ۱: ۱۷، ۱۴: ۲۳؛ عبرانیان ۱۱: ۶)؟ 
آیا زندگی روحانی من شکلی ظاهری دارد و نشاط روحانی ام را از دست داده ام؟ آیا نگرانی خود را نسبت به کسانی که مسیح را نمی‌شناسند، از دست داده ام؟ آیا از نظر روحانی ضعیف شده ام؟ آیا زندگی روحانی ام نه سرد و نه گرم هست؟ آیا زندگی مبتنی بر شاگردی را ترک کرده ام (مرقس ۸: ۳۴؛ مکاشفه ۲: ۴-۵، ۳: ۱۵-۱۶)؟ 
آیا با دنیا همنوا شده ام؟ آیا همانند بی ایمانان فکر می‌کنم؟ آیا شروع به دوست داشتن دنیا و لذت‌های آن کرده ام (رومیان ۱۲: ۲؛ اول یوحنا ۲: ۱۵-۱۷)؟ 
اگر پاسخ هر یک از این سوالات مثبت باشد، یعنی اینکه در آن زمینه گناه می‌کنیم؛ این گناه را باید نزد خدا اعتراف کنیم. اگر چنین کنیم، راه را برای خدا باز کرده ایم تا ما را بیدار سازد. اما اگر چنین نکنیم، روز به روز ضعیف تر شده، از خدا بیشتر دور می‌شویم. 
گام دوم در بیداری روحانی توبه کردن از تمامی گناهانی است که روح‌القدس بر ما مکشوف می‌سازد. توبه به معنی تاسف عمیق از گناهانمان و سپس ترک کردن کامل آنها است. هنگامی که چنین می‌کنیم، خدا ما را می‌بخشد و ما را پاک می‌سازد (اول یوحنا ۱: ۹). اگر این بخشش و پاک شدن از گناهان را تجربه نکنیم، تنها یک دلیل برای این امر می‌تواند وجود داشته باشد و آن این است که به شکل کامل از گناهانمان بازگشت نکرده ایم. 
گام سوم در بیداری روحانی، جبران خطایی است که نسبت به کسی مرتکب شده ایم (متی ۵: ۲۳-۲۴؛ لوقا ۱۹: ۸). شاید نیاز باشد که از کسی عذر خواهی کنیم، شاید نیاز باشد تا اموال کسی را که تصاحب کرده ایم، به او باز گردانیم. شاید نیاز باشد برای اعادده حیثیت کسی که از او بدگویی کرده ایم، کاری انجام دهیم. و مهم تر از همه، شاید لازم باشد تا کسی را ببخشیم زیرا رنجش و تلخی نسبت به شخصی دیگر، گناهی بزرگ است (متی ۶: ۱۲، ۱۴-۱۵). 
گام چهارم در بیداری روحانی، وقف مجدد زندگی مان به مسیح است. ما باید تمامی بخشهای زندگی خود را به او تسلیم کنیم و نباید از تسلیم کردن چیزی ابا کنیم. ما باید با تمام وجود آماده اطاعت کردن از او باشیم و آنچه را که او از ما می‌خواهد، انجام دهیم (یوحنا ۱۴: ۱۵). ما متعلق به خود نیستیم، بلکه به او تعلق داریم (اول قرنتیان ۶: ۱۹-۲۰). 
گام پنجم در بیداری روحانی، اعلام کردن آن وعده‌هایی است که خدا به کسانی که با قلبی قروتن و توبه کار به نزد او باز می‌گردند، وعده داده است. ما باید قلب خود را باز کنیم تا روح‌القدس آن را پُر سازد. خدا به ما حکم کرده که از روح‌القدس پُر شویم (افسسیان ۵: ۸). بنابراین، ما باید مشتاق پُر شدن از روح‌القدس باشیم؛ باید خود را تقدیم خدا کنیم تا پُر شویم (رومیان ۱۲: ۱). ما باید از خدا بخواهیم تا ما را پُر سازد (متی ۷: ۷-۸؛ لوقا ۱۱: ۱۳). 
گام ششم در بیداری روحانی، اطاعت از روح‌القدس در زندگی است. کسی که زندگی‌اش تحت تسلط روح‌القدس نیست، نمی‌تواند از روح‌القدس پُر شود. پولس رسول می‌نویسد: «اما می‌گویم‌ به‌ روح‌ رفتار کنید، پس‌ شهوات‌ جسم‌ را به‌جا نخواهید آورد» (غلاطیان ۵: ۱۶). این امر کلید اصلی موفقیت و پیروزی در زندگی مسیحی است. داشتن یک زندگی پیروزمندانه بدین معنی است که مسیح خودش در ما زندگی کند (غلاطیان ۲: ۲۰). بنابراین، هدف ما این است که به شباهت مسیح درآییم (رومیان ۸: ۲۱). هدفی عالی تر از این نمی‌توان متصور شد. 
بنابراین، برای تجربه کردن بیداری روحانی، باید این گامها را برداریم. اما این موضوع را به یاد داشته باشید که خود عمل بیدار شدن، تماما توسط روح‌القدس تحقق می‌یابد، به طریقی که او می‌خواهد و در زمانی که او معین می‌کند. پس از برداشتن همه این گامها، باید با انتظار به او بنگریم. 
«و قوم‌ من‌ كه‌ به‌ اسم‌ من‌ نامیده‌ شده‌اند متواضع‌ شوند، و دعا كرده‌، طالب‌ حضور من‌ باشند، و از راههای‌ بد خویش‌ بازگشت‌ نمایند، آنگاه‌ من‌ از آسمان‌ اجابت‌ خواهم‌ فرمود، و گناهان‌ ایشان‌ را خواهم‌ آمرزید و زمین‌ ایشان‌ را شفا خواهم‌ داد» (دوم تواریخ ۷: ۱۴). 

Monday, May 6, 2013

اجرای حکم زندان برای کشیش و سه تن از خادمین کلیسای جماعت ربانی اهواز


كشیش و سه تن از خادمین کلیسای جماعت ربانی اهواز که پیشتر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به حبس محکوم شده بودند با تایید این حکم در دادگاه تجدید نظر، برای گذراندن دوران محکومیت به زندان فرا خوانده شدند.
 با تایید دادگاه تجدید نظر " فرهاد سبکروح" كشیش كلیسای جماعت ربانی اهواز، و همسر ایشان "شهناز جیزان " و دو تن دیگر از خادمین کلیسای اهواز بنام‌های "ناصر ضامن دزفولی" و "داود علیجانی" ملقب به (دیوید) که در دادگاه بدوی هریک به یک‌سال حبس محکوم شده بودند جهت اجرای حکم به دادگاه فراخوانده شدند.
بر اساس این گزارش "داود علیجانی" روز چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 برابر با (اول می 2013) با مراجعه به دادگاه بازداشت و به زندان کارون اهواز منتقل و "فرهاد سبکروح"، "شهناز جیزان" و "ناصر ضامن دزفولی" نیز در روز شنبه 14 اردیبهشت، ( 4 می 2013) پس از اطلاع از احضاریه دادگاه، با مراجعه به دادسرای دادگاه انقلاب اهواز بازداشت و به زندان سپیدار منتقل گردیدند.
دادگاه انقلاب اتهام این چهار تن را ، " گرایش به آئین مسیحیت، دعوت از افراد مسلمان به تغییر دین، و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق ترویج مسیحیت تبشیری ذکر کرده است.
لازم به ذکر است کشیش سبکروح و دو تن دیگر از همراهان وی در تاریخ 2 اسفند 1390 پس از تحمل 2 ماه بازداشت و بلاتکلیفی با سپردن وثیقه به طور موقت از زندان آزاد گردیدند، اما کشیش فرهاد سبکروح بهمراه همسرش بر اساس نظر مسئولان امنیتی ایشان اجازه اقامت و برگزاری هرگونه جلسات کلیسایی و یا ملاقات با سایر مسیحیان اهواز را نداشته و  مجبور به ترک این شهر و سکونت در تهران گردیده است.
گفتنی است در آستانه عید سال نو و کریسمس، در ساعت ۱۱ صبح روز جمعه دوم دی ماه 1390 برابر با ( 23 دسامبر 2011) با یورش ماموران امنیتی به کلیسای جماعت ربانی اهواز این افراد و همچنین كلیه اعضا شرکت كننده در مراسم هفتگی كلیسا را بازداشت کردند.
این در حالی است که اخبار مربوط به بازداشت و ایجاد محدودیت های شدید در قبال نوکیشان مسیحی در ایران چیز تازه‌ای نیست و حاکمیت تحت ولایت فقیه به روشهای گوناگون آزادی‌های مردم را سلب کرده و با آزار و اذیت و اعمال تبعیض علیه اقلیت‌های مذهبی هر روز برگ تازه‌ای بر دفتر جنایات خود می افزاید.
همچنین چندی پیش نیز کمیسیون آمریکایی آزادی مذهب که وضعیت آزادی های مذهبی در کشورهای مختلف جهان را رصد می کند، در گزارش سالانه خود، ایران را به همراه ۱۴ کشور دیگر جهان در شمار بزرگ‌ترین ناقضان مذهب در جهان معرفی کرد.

Friday, May 3, 2013

بدلیل اعتراض آرام کشیش سعید عابدینی به سلول انفرادی انتقال یافت


زندانی کردن، شکنجه و عدم ارائۀ مراقبت های پزشکی برای این کشیش مسیحی آن هم صرفن بخاطر ایمان مسیحی اش. این نوع رفتارها نه تنها قانون بین الملل را نقض می کند بلکه منزجر کننده نیز می باشد.
سعید عابدینی کشیش ایرانی‌‌تبار ساکن آمریکا که 32 سال سن دارد و به 8 سال حبس در ایران محکوم شده است؛ بر طبق گفتۀ اعضای خانواده اش پس از "اعتراض آرام و بی صدا" در حیاط بیرونی زندان بدنام  اوین به سلول انفرادی منتقل شد.
شرایط زندان سعید عابدینی و تعدادی از همبندان، او را وادار می‌کند اتا اعتراض‌نامه‌ای را امضاء کنند و از کمبود دارو و امکانات درمانی و بدرفتاری و محدودیت ملاقات با خانواده‌ها شکایت کنند.این اعتراض باعث برانگیخته شدن خشم مقامات زندان و انتقال این کشیش مسیحی  و 9  زندانی دیگر به سلول انفرادی شد.
در همین ارتباط خبرگزاری فاکس نیوز طی گزارشی خبر داد ، نغمه عابدینی، همسر سعید عابدینی که بهمراه دو فرزند کوچک خود در منزل خود در ایداهو زندگی می کند؛ نغمه می گوید: "سعید پیش از این به خانوادۀ خود گفته بود که زمانی که قبلن در سلول انفرادی بوده است؛ سخت ترین لحظات عمر خود را گذرانده است. هر یک ساعت به اندازۀ یک عمر طول می کشید و او در حال از دست دادن حافظه اش بود و همچنین وضعیت سلامتی اش رو به وخامت بود."
نغمه ادامه می دهد: " می دانیم که در سلول انفرادی نیز او را شکنجه می کنند. هیچی راهی نیست که از حال او و سلامتی او خبر دار شویم و دیگرسعید اجازۀ ملاقاتی هم ندارد."
کشیش سعیدعابدینی ماههاست که از زخم و جراحت های جدی رنج می برد و متاسفانه هنوز هم درمان نشده است. بر طبق گفتۀ هواداران، او در اثر شکنجه های زندان، خونریزی داخلی کرده است و در حال حاضر هم کلیه هایش دیگر درست کار نمی کند.
در روز دوشنبه نگهبانان زندان، خانوادۀ سعید عابدینی را که برای ملاقات هفتگی رفته بودند؛ برگرداندند و گفتند که او ممنوع الملاقات شده است.
جردن اسکولو، مدیر اجرائی ادارۀ دادگستری امریکا، به نمایندگی از خانوادۀ عابدینی در امریکا، می گوید: "حوادث اخیر بر ادامۀ نقض حقوق بشر در ایران تاکید می کند – زندانی کردن، شکنجه و عدم ارائۀ مراقبت های پزشکی برای سعید عابدینی آن هم صرفن بخاطر ایمان مسیحی خود. این نوع رفتارها نه تنها قانون بین الملل را نقض می کند بلکه منزجر کننده نیز می باشد."
" می دانیم که تاکتیک سلول انفرادی که ایران از آن استفاده می کند تلاشی است در این جهت که زندانیان را وادار کند تا به خواستۀ مقامات زندان تن دردهند و در مورد سعید عابدینی نیز توبه کردن از ایمان مسیحی خود می باشد. "
عابدینی بیش از یک دهۀ پیش بعنوان رهبر مسیحی و همچنین سازمان دهی گسترش کلیساهای خانگی کار می کرده است که هدف از این سازمان ایجاد کلیسای خانگی برای نوکیشان مسیحی است که حضورشان در کلیساهای عمومی ممنوع می باشد. او در سال 2005 دستگیر شد اما بعد از تعهد در این خصوص که دیگر هرگز در ایران بشارت ندهد؛ آزاد شد.
تابستان گذشته وقتی سعید، همسر و دو فرزند خود را در ایداهو ترک کرد و برای کمک به ساخت یک پرورشگاه غیرمذهبی به ایران بازگشت؛ پلیس ایران او را دستگیر و بازداشت نمود .
روز دوشنبه دویست و پانزدهمین روزی است که او در حبس می باشد.
سپس بعد از گذراندن چندین ماه حبس در حالیکه خانواده و وکلای عابدینی بمنظور تسهیل آزادی او به وزارت امور خارجه و سایر گروههای خصوصی یا دولتی فشار می آوردند؛ بدون اعلام رسمی هیچ نوع اتهامی، او به هشت سال حبس محکوم شد.

Monday, April 29, 2013

جاسوسان جمهوری اسلامی در اسپانیا دستگیر شده‌اند.


کشف این گروه نفوذی در حالی است که خبرگزاری اف سی ان ان پیش از این در مورد فعالیتهای جاسوسی ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در بین مسیحیان ایرانی خارج از کشور گزارش مفصلی منتشر کرده بود.

به گزارش شبکه خبری  صدای آلمان، پلیس اسپانیا یک حلقه جاسوسی علیه اپوزیسیون ایران را دستگیر کرده است. دو مرد و یک زن به اتهام تعقیب و تهدید فعالان سیاسی ایرانی مخالف جمهوری اسلامی در مادرید و سانتاندر در شمال این کشور دستگیر شده‌اند.
وزارت کشور اسپانیا روز جمعه (۲۲ فوریه/۴ اسفند) اعلام کرد که پلیس این کشور سه نفر را دستگیر کرده ‌است که مظنون به فعالیت جاسوسی و خبرچینی علیه اپوزیسیون ایران بوده‌اند.به گفته خبرگزاری آسوشیتدپرس، این افراد مظنون در یک سازمان غیردولتی (NGO) اسپانیایی نفوذ کرده بودند که در عرصه کمک به پناهجویان فعال است.
این سه تن متهم هستند به اینکه ایرانیان پناهجوی عقیدتی را شناسایی می‌کرده‌اند و اطلاعات آن‌ها را به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران انتقال می‌داده‌اند. یکی از این سه تن در سفارت جمهوری اسلامی در مادرید کار می‌کرده، ولی هنوز مشخص نیست که چه سمتی در این سفارت‌خانه داشته است.

در اطلاعیه وزارت کشور اسپانیا آمده است که دستگیر‌ی‌ها در شهر توره‌لاوگا واقع در شمال کشور و در مادرید، پایتخت اسپانیا، صورت گرفته‌اند. زمان دستگیری‌ها مشخص نیست. به گزارش خبرگزاری آلمان، این حلقه جاسوسی با سفارت ایران در مادرید در تماس بوده ‌است.

یکی از سه نفر دستگیر شده، زنی است با تابعیت اسپانیایی که حرفه‌اش مشاورت حقوقی بوده است. یکی دیگر از آنان نیز دارای تابعیت اسپانیایی است و به عنوان مترجم کار می‌کرده است. هر دو نفر به یکی از سازمان‌های فعالان دگراندیش ایرانی در توره‌لاوگا نفوذ کرده بودند. گفته می‌شود، بر پایه اطلاعاتی که این سه تن به مقامات امنیتی جمهوری اسلامی داده بودند، یک مخالف ایرانی به‌طور غیرقانونی در سفارت ایران در مادرید بازداشت شده بود.
یاد آور می شود که گزارش مفصل شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان پیش از این در مورد فعالیتهای جاسوسی ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در بین مسیحیان ایرانی خارج از کشور  مدتی قبل منتشر شد و این موضوع را تذکر داد.
سازمانهای اطلاعاتی چندگانه در جمهوری اسلامی از مساجد شیعه و سفارتخانه های جمهوری اسلامی در داخل اروپا به عنوان پایگاههای جاسوسی بر علیه مخالفان حکومت اسلامی و دگر اندیشان عقیدتی استفاده می کنند. نفوذ در داخل تشکلهائی که به ایرانیان کمک می کنند یکی از کارهای معمولی آنان است.

درشورای نگهبان قانون مجازات اسلامی تائید شد




این قانون پس از گذرندان دو دوره آزمایشی پنج ساله و فراز و نشیبهای زیاد و بحثهای فراوان در حالی به تصویب نهائی شورای نگهبان جمهوری اسلامی می رسد که به عنوان مهم ترین سند نادیده گرفتن حقوق زنان و اقلیتها در ایران تبعیضها را نهادینه می کند.

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از ایسنا، یک عضو حقوقدان شورای نگهبان از تایید لایحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان خبر داد.حسینعلی امیری در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این مطلب گفت: در جلسه چهارشنبه هفته گذشته بررسی لایحه مجازات اسلامی در شورای نگهبان به اتمام رسید و آنچه باقی ماند ارسال از سوی مجلس به رییس جمهور برای ابلاغ است.
 وی یادآور شد: لایحه مجازات اسلامی در زمان آیت‌الله هاشمی شاهرودی به عنوان رییس قوه قضاییه تهیه و به دولت ارسال شد. پس از ارسال به مجلس این لایحه در کمیسیون قضایی مورد بحث و بررسی‌های مفصل قرار گرفت و در نهایت چهارشنبه هفته گذشته نظرات شورای نگهبان کاملا تامین شد.این عضو حقوقدان شورای نگهبان تصریح کرد: مستندات فقهی این قانون ده‌ها جلد از فتاوای مراجع تقلید از متقدمین تا متاخرین و همچنین مطالعه تطبیقی در حقوق جزای روز است.
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا نیز در این مورد نوشت: سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی از تایید لایحه قانون مجازات اسلامی در شورای نگهبان خبر داد و گفت: به احتمال زیاد این قانون از اوایل خرداد ماه اجرایی می شود. ˈ محمد علی اسفنانیˈ روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا تائید کرد که  در جلسه چهارشنبه هفته گذشته شورای نگهبان ، بررسی لایحه قانون مجازات اسلامی به اتمام رسید و لایحه قانون یاد شده از سوی رییس مجلس به رییس جمهور ابلاغ شده است.
بنا به گزارش ایرنا؛ در سال 86 برای تصویب یک قانون جامع، لایحه مجازات اسلامی شامل کلیات، حدود، قصاص و دیات از سوی قوه قضائیه تهیه و به دولت فرستاده و پس از تصویب این لایحه در دولت، آذر ماه همان سال لایحه یاد شده به مجلس فرستاده شد.

لایحه قانون مجازات اسلامی در پنج باب کلیات، حدود، قصاص، دیات و مجازات های تعزیری و بازدارنده تنظیم شده که در باب کلیات، اصول کلی قابل اعمال در ابواب دیگر شامل تعاریف و قلمرو اعمال مجازات، مبنای مسئولیت کیفری و شخصی بودن مجازات، تقسیم بندی جرایم و مجازات ها بر اساس مبانی اسلامی، حدود مسوولیت کیفری و موانع آن، جهات تخفیف مجازات و شرایط آزادی مشروط، تعویق، تعلیق و زوال محکومیت کیفری مورد توجه قرار گرفته است.
لازم به توضیح است که این قانون برای اولین بار پس از هزار و چهارصد سال از آمدن اسلام به ایران  تلاش می کند نظرات مراجع تقلید شیعه را که خودشان هم در آنها با هم  اختلاف جدی دارند، بر اساس فتاوی آنها موسوم به قوانین شرعی و فقه اسلامی به عنوان قانون مدنی به مردم تحمیل نماید.
این قانون درحالی به تصویب نهائی رسید که بعد از دو دوره آزمایشی پنج ساله و کشمکشهای فراوان در جامعه سیاسی و مجلس به عنوان مهم ترین سند نقض حقوق زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی در جامع شناخته می شود. حال این قانون می رود تا برای مدتی نامشخص تبعیض را در جامعه ایران نهادینه کند.
در حالی که چند ماده بسیار بحث برانگیز نظیر مواد مربوط به  "سنگسار" و "ارتداد"  به ظاهر اکنون از این قانون حذف شده اند. اما شورای نگهبان با تحمیل زیرکانه ماده ای به نام "اجرای احکام شرع" به قضات اجازه داده است که هرجا حکمی درباره یک موضوع در این قانون وجود ندارد قضات باید مطابق احکام شرعی حکم خود را صادر نمایند. بسیار واضح است که معنی این حکم چیست و چه پیامدهائی دارد.

آلن ایر: نقض گسترده حقوق بشر به نفع حکومت ایران نیست

دولت آمریکا در گزارش سالانه‌ای که از وضعیت حقوق بشر در کشورهای جهان می‌دهد، وضعیت را در ایران «وخیم» دانسته است.

در گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا در بخش مربوط به ایران که روز جمعه ۳۰ فروردین منتشر شده، با برشمردن نمونه‌هایی مستند، به ناپدید شدن‌ها، مجازات‌های سنگین و محروم‌کردن شهروندان از روند قانونی و حقوقی محاکمات و در عین حال معافیت ماموران خطاکار حکومتی از مجازات تاکید شده است.

در این زمینه آلن ایر، سخنگوی فارسی‌زبان وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.
آلن ایر: همانطور که شما می‌دانید هر سال وزارت امور خارجه (ایالات متحده) یک گزارشی چاپ می‌کند در مورد وضعیت حقوق بشر در سراسر دنیا. امسال ۱۹۲ کشور در این گزارش گنجانده شده است. و در مورد ایران همانطور که پرزیدنت اوباما بارها گفتند ما در کنارمردم ایران ایستاده‌ایم و از خواستشان در جهت برخورداری از حقوق اولیه‌شان از جمله آزادی[های] بیان، مطبوعات و مذهب حمایت می‌کنیم. و گام اول وظیفه ما برای مسئول نگاه داشتن حکومت ایران در قبال این وظایف حقوق بشر همان آگاه‌سازی است و گزارش‌دهی.

گزارش امسال چه تفاوتی داشته با سال‌های پیش؟

حوادثی که سال پیش اتفاق افتاده در گزارش امسال هست. مطلب فقط یک نمونه به عنوان مثال ماموران زندان در سوم نوامبر سال گذشته در ضمن یک بازجویی ستار بهشتی وبلاگ‌نویس را به شدت  مورد ضرب و شتم قرار داده و ایشان را کشتند. پلیس سایبری ایران چند روز پیش از آن، او را به اتهام درج مطالب ضد حکومتی در وبلاگش دستگیر کرده بود و این موضوع با اصل آزادی بیان افراد در منافات است. دولت ایران باید بداند که شکوفایی و پایداری هر حکومت مشروعیت است و از این نظر حکومت ایران باید آگاه باشد و باید درک کند که این نقض گسترده حقوق بشر به نفع خودشان نیست.

آقای ایر، با توجه به اینکه کمیسیون حقوق بشر وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا یک نهاد بین‌المللی بی‌طرف نیست، تا چه حد کیفیت روابطش با کشورهای دیگر در ارزیابی‌اش از وضعیت حقوق بشر در آن کشورها تاثیر گذار است؟

گزارش سالیانه وزارت امور خارجه معتبر است. این جهت‌دار که نیست. اگر این را مقایسه کنید مثلا با گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد،‌ احمد شهید، می‌بینید که این گزارش سالیانه ما اعتبار دارد. ما کلی‌گویی که نمی‌کنیم. در این گزارش با جزییات، با تفصیل می‌پردازیم به نقض حقوق بشر در ابعاد مختلف در کشورهای مختلف جهان...

یعنی مثلا دوستی آمریکا با عربستان در نوع نگاهش به وضعیت حقوق بشر در آنجا تاثیری ندارد؟ چون به هر حال در آنجا نوع مجازات‌هایی که انجام می‌شود، مساله وضعیت آزادی‌های اجتماعی همیشه بحث برانگیز بوده در رسانه‌های بین‌المللی.

نه. ببینید. من شما را و شنوندگان شما را دعوت می‌کنم به گزارش سالیانه ما در مورد کشورهای عربستان سعودی، بحرین،‌ اسرائیل... نگاه کنید و این بخش‌ها را بخوانید تا ببینید ما جهت‌دار بودیم یا بیطرف بودیم.

 http://www.radiofarda.com/flashaudio.html

گفت‌وگو با احمد شهید گزارش‌گر ویژه سازمان ملل April 2013