Wednesday, September 4, 2013

حکمی برخلاف قانون وتعهدات بین‌المللی:هشت سال زندان برای نوکیش مسیحی سعیدعابدینی


سعیدعابدینی به اتفاق همسرش نغمه عابدینی و دو فرزندش
همسر سعید عابدینی، نوکیشی ایرانی ـ آمریکایی تبار که حکم ۸ سال زندان برای او تایید شده است با اظهار اینکه به هیچکدام از مفاد اعتراضی آنها در دادگاه تجدید نظر توجهی نشده، به کمپین بین الملی حقوق بشر در ایران گفت:«سعید در سال ۲۰۰۴ و در زمان ریاست جمهوری خاتمی تغییر دین داد و ما با هم در آن زمان عقد مسیحی کردیم و عقدمان هم تایید شد. آنموقع در زمان خاتمی این مجوزها داده می شد. فعالیت هایش برای جمع آوری ایمان داران مسیحی هم به همان دوران بر می گردد که مشکلی نداشت و قابل تایید بود و در سال ۱۳۸۵ هم که از ایران خارج شد. بنابراین ما اعتراض کردیم که سعید هیچ قانونی را در ایران نشکسته است. براساس بند ۱۸ و۱۹ قانون اساسی آزادی مذهب در ایران وجود دارد پس سعید نیست که قانونی را شکسته است بلکه ایران است که قوانین داخلی و تعهدات بین المللی خودش را شکسته و سعید را یک سال در زندان نگه داشته است.»
نغمه عابدینی که ساکن آمریکا است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« ایران دارد غیرقانونی سعید را نگه می دارد. مشکل سعید سیاسی نیست بلکه مشکل او آزادی در انتخاب مذهب است. همین طور سعید شهروند آمریکایی هم هست و ایران نمی تواند او را در زندانش نگه دارد.»
ناصر سربازی، وکیل سعید عابدینی دوشنبه ۴ شهریور ماه اعلام کرد که دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاه بدوی موکلش را عینا تایید کرده است. این وکیل مدافع اظهار کرد دادگاه تجدید نظر« بدون توجه به ایراداتی که به دادنامه بدوی» وارد بوده، حکم هشت سال حبس موکلش را مجددا تایید کرده است.
سعید عابدینی، نوکیش مسیحی ایرانی ـ آمریکایی تبار پس از تغییر مذهب در سال ۱۳۸۵ از ایران به آمریکا رفت و در مهرماه ۱۳۹۱ برای «بازدید از خانواده و تاسیس یک پرورشگاه» به ایران برگشت که در منزل پدریش دستگیر شد. او در بهمن ماه همان سال به اتهام تشکیل کلیساهای خانگی در ایران به قصد بر هم زدن امنیت ملی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۸ سال زندان محکوم شد. دادگاه تجدید نظر عینا این حکم را تایید کرده است. این زندانی در حال حاضر در زندان اوین به سر می برد.
نغمه عابدینی با اظهار اینکه مسولان آمریکا باید برای آزادی سعید که شهروند این کشور است تلاش کنند، به کمپین گفت:« من امروز با شنیدن خبر تایید حکم سعید با روزنامه ها و تلویزیون های اینجا صحبت کردم و گفتم که خطر بی عدالتی همه جا است و اگر در جای ناعدالتی شود و ما حرکتی نکنیم و فکر نکنیم که نوبت ما نمی رسد، اشتباه است. من به دولت آمریکا هم گفتم که اگر سکوت کنیم نوبت به خودمان هم می رسد. ما مسولیت داریم و سکوت در برابر شرارت خود شرارت است.»
خانم عابدینی ادامه داد: متاسفانه سیستم آمریکا تا الان خیلی نرمتر از آنچه که باید با این قضیه برخورد کرده است. بهرحال سعید شهروند آمریکایی هم به حساب می آید و ایران دارد قانون را با زندانی کردن سعید می شکند. من هنوز کلمه ای از اوباما نشنیدم در حالیکه خیلی از سناتورهای آمریکایی برای ازادی سعید نامه ای امضا کردند.»
خانم عابدینی در پاسخ به اینکه آیا آنها در نظر دارند اعاده دادرسی کنند به کمپین گفت:« فعلا نمی دانیم. تازه امروز خبر را شنیدیم. اما با رد شدن اعتراض ما و تایید حکم دادگاه بدوی در دادگاه تجدیدنظر عملا راه دیگری برای پیگیری نمانده است. حالا باید راه ها را بررسی کنیم و ببینیم چه می شود کرد اما فشارهای خارج از کشور ادامه خواهد داشت. »
نغمه عابدینی با اظهار امیدواری از اینکه حسن روحانی در حل پرونده همسرش کمک کند، گفت:« راستش من خیلی خوشبین نیستم اما امیدوارم که آقای روحانی همان طور که به دنیا نشان می دهد که خواهان دادن آزادی به مردم است همین طور هم عمل کند و راهی برای آزادی سعید و دیگر زندانیانی که به علت مذهب یا تفکرشان در زندان هستند بیابد. بهرحال ۶۰۰ هزار نفر آمریکایی برای آزادی سعید نامه امضا کردند و ما همه منتظریم ببینیم آیا از سوی آقای روحانی بر اساس قول و وعده های که خودش داده، حرکتی می شود.»
همسر سعید عابدینی در خصوص وضعیت جسمی این کشیش زندانی گفت:« روحیه او خوب است اما می دانیم که حداقل دو بار مورد ضرب و شتم در زندان قرار گرفته و باعث خونریزی داخلیش شده است که همچنان هم درد دارد. متاسفانه این یک امر عادی است که وقتی ضربه به زندانی وارد می کنند هیچ رسیدگی بعد از آن صورت نمی گیرد و زندانی در دردش درون زندان زندگی می کند. »
خانم عابدینی همچنین گفت که علیرغم یک سال حبس او حتی یکبار نیز اجازه ملاقات حضوری یا حق تماس تلفنی با خانواده اش را نداشته است.

Tuesday, July 2, 2013

وبلاگ نویسی که پایه‌های حاکمیت ولایت فقیه را به لرزه در آورد !


سخن از ویلاگ نویسی است که از قربانیان شکنجه در دستگاه حاکمیت ولایت فقیه می باشد. این درحالی است که روز ۲۶ جون روز حمایت از قربانیان شکنجه را پشت سر گذاشتیم و جمهوری اسلامی جزو معدود کشورهایی است که این کنوانسیون را امضا نکرده و به گفته سازمان عفو بین‌الملل هنوز شکنجه در آن اعمال می شود.

 نام ستار بهشتی در اذهان مردم جامعه، تبلور اعمال خشونت حداکثری از جانب افرادی شده است که پاسداری از جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند، اما برای به زانو در آوردن یک جوان کارگر که ساز مخالف با نظام را زده است، زندگی او را از وی گرفتند.
چشمان باز ندا موقع جان باختن، معصومیت سهراب اعرابی، مظلومیت هاله سحابی و محسن روح الامینی و موارد این‌چنینی نیاز به باز خوانی ندارد، اما براستی چرا جوانی که تمام داشته های یک مادر است قربانی خشونت وحشیانه و شکنجه‌های قرون وسطایی می‌شود،تنها به این دلیل که با سیاست‌های دولتی مخالفت کرده است.
امروزه در حالی جسد بی‌جان ستار بهشتی در گورستان رباط کریم آرام گرفته که مرگ او تا به امروز دارای تناقضات فراوانی بوده و جمع بسیاری از مسئولان را به تکاپو واداشته است که به نوعی این ننگ را از دامان حاکمیت پاک کنند.
ذکر این نکته لازم است که سران نظام همواره حکومت را به درختی محکم و تننومند با ریشه‌های استوار و پابرجا معرفی می‌کنند، اما چگونه می‌شود این پایه‌های محکم توسط وبلاگ‌نویسی گمنام به لرزه می‌افتد به گونه‌ای که با شکنجه وی را به سوی مرگی رهنمون می‌کنند تا بیش از این پایه‌های این درخت نلرزد و این همان نظام حاکمیت ولایت فقیه است که به یک وبلاگ‌نویس به خاطر ساز مخالف هم رحم نمی‌کند و وی را می‌کشد.
ستار بهشتی کارگر و وبلاگ‌نویسی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه‌های اجتماعی دستگیر و زیر شکنجه‌های پلیس فتا جان باخت و در گورستان رباط کریم به خاک سپرده شد.
پس از منتشر شدن خبر درگذشت ستار بهشتی ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی در نامه‌ای که در وب سایت کلمه منتشر شد، اعلام کردند در روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان که وی را به بند ۳۵۰ اوین منتقل کرده بودند آثار شکنجه در تمام قسمت‌های بدنش مشهود بوده است و خانواده وی در هنگام دفن بهشتی اعلام کردند روی سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند و صورتش باد کرده بوده ‌است. به محض این که بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملن خونی شده‌است.
مرگ ستار بهشتی و نحوه عملکرد پلیس و ماموران امنیتی و سکوت دستگاه قضایی باعث بروز پرسش‌های زیادی در سطح جامعه گردید به گونه‌ای که پای مجلس نیز به این ماجرا باز شد و احمد توکلی ضمن انتقاد به دستگاه‌های مربوطه، خواستار پاسخگویی مسئولان امر در این زمینه گردید و محمدحسن ابوترابی‌فرد، نایب رئیس مجلس ایران اعلام‌ کرد که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این موضوع را بررسی کرده و کمیته‌ای را برای پیگیری تشکیل داده‌است.
از این نقطه تناقض گویی مسئولان آغاز می‌شود به گونه‌ای که در جلسه پیگیری موضوع قتل ستار بهشتی که در محل کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و با حضور مسئولان ناجا برگزار شد، طبق اطلاعات اولیه علاءالدین بروجردی، آثار ضرب و شتم در بدن بهشتی دیده نشده‌است اما تنها چند ساعت پس از ادعای بروجردی، پزشکی قانونی تایید کرد که ۵ نقطه از جسد ستار بهشتی از جمله ساق پا، دست، پشت کتف و یکی از ران‌های او" دارای علامت کبودی بوده‌است.
یکی دیگر از نقاط ابهام و دارای تناقض این پرونده این بوده است که در گزارش قرائت شده توسط کمیسیون امنیت ملی، که در ۲۸۰ کلمه و ۴ بند تنظیم شده بود، تاریخ مرگ ستار بهشتی ۷ روز با تاریخی که پیش‌تر توسط قوه قضائیه اعلام شده بود تفاوت داشت. همچنین طبق این گزارش زمان دستگیری ستار بهشتی نیز با آنچه پیش‌تر توسط سخنگوی دستگاه قضایی اعلام شده بود ۹ روز تفاوت داشت. ساعاتی بعد، کمیسیون امنیت ملی اعلام کرد که تناقضات وجود در متن به علت اشتباه تایپی بوده و با ارسال اصلاحیه‌ای این متن را تصحیح کرد.
مهدی دواتگری نماینده ویژه مجلس شورای اسلامی در پرونده درگذشت ستار بهشتی، تخلف پلیس در پرونده ستار بهشتی را "محرز" دانسته و اعلام کرده‌است که پلیس فتا بهشتی را بدون دستور قضایی و به طور کاملن غیرقانونی نگهداری کرده‌است، ابراز برائت پلیس از اشتباه صورت گرفته که منجر به هزینه برای نظام شده، با برکناری یا استعفای فرماندهی پلیس سایبری ایران، سرتیپ کمال هادیانفر، امکان پذیر است که سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پلیس ایران، سرهنگ محمدحسن شکریان، رییس پلیس فتای تهران را در جریان رسیدگی به پرونده ستار بهشتی با دلیل قصور و ضعف در نظارت کافی بر عملکرد پرسنل تحت امر و روند رسیدگی پرونده متوفی از کار برکنار کرد.
در حالی که تناقض گویی دستگاه قضایی و کمیته تحقیق همچنان ادامه داشت؛ ۵۰ روز پس از مرگ ستار، در گزارش محرمانه پزشکی قانونی فاش شد ستار بهشتی براثر ضربه و شوک فیزیکی و متلاشی شدن٬ بیضه‌اش کشته شده است و همچنین آثار سوختگی نیز در ناحیه بیضه‌های وی نیز ثبت شده است.
علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی ایران خواستار عذرخواهی وزیر کشور و فرمانده‌ی پلیس از خانواده‌ ستار بهشتی شد و علاوه بر این، وی مرگ طبیعی ستار بهشتی را نیز رد کرد و گفت محال است بهشتی به مرگ طبیعی فوت کرده باشد، خصوصن که وی جوانی با بنیه جسمی قوی بوده است.
اما بیشرمی جنایت پیشگان بدین جا ختم نگردید و قاضی‌پور نماینده ارومیه در مجلس در جریان رسیدگی به سوال علی مطهری از وزیر کشور در خصوص علت مرگ ستار بهشتی گفت که علی مطهری باید علت مرگ ستار بهشتی را از ملک‌الموت سوال کند.
سردار احمدی مقدم درسخنانی که در خبرگزاری مهر منتشر شد در این باره گفت: یک کارگر وبلاگ نویس در وبلاگش چیزی نوشته است که ۲۵ بازدید کننده بیشتر ندارد حال اینکه برویم در خانه اش دستبند به او بزنیم و جلوی چشم مادرش او را بکشیم مادر این بنده خدا می ترسد؛ و این در حالی است که وی در تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۱ امکان قتل ستار بهشتی توسط نیروهای پلیس را مردود دانسته و در آن زمان اعلام کرده بود: ماموران پلیس رفتاری که منجر به مرگ ستار بهشتی شده باشد انجام نداده اند.
با گذشت حدود ۹ ماه از قتل ستار بهشتی هنوز حکم قطعی بانیان و دلیل رسمی این جنایت اعلام نگردیده است و در این زمینه گیتی پورفاضل، وکیل پرونده ستار بهشتی با اعتراض به اینکه پس از این مدت هنوز پرونده موکلش به دادگاه فرستاده نشده است گفت: بازپرس پرونده را به دادگاه نمی‌فرستد چون می‌خواهد زمان بخرد و فکر می‌کند با این کار پرونده کمرنگ می شود و با گذشت زمان حساسیت آن کمی تعدیل می‌شود، در حالیکه بزرگترین اشتباه را می‌کند.
وی در خصوص این اظهار نظر تازه پزشک قانونی که گفته است "به تشخیص پزشکان پزشک قانونی ستار بهشتی بر اثر شرایط خاص و فشارهای روحی فوت ‌کرده است"اعلام کرد: متاسفانه اصلن پرونده را به دادگاه نمی‌فرستند تا وکیل و قاضی بتوانند رودرروی یکدیگر قرار بگیرند و مسائل واضح و روشن شود. این اولین بار نیست که پزشک قانونی این اظهار نظر را می‌کند. از ابتدا هم که من دنبال پرونده در دادسرا بودم به من گفتند تحت فشار و استرس فوت کرده است. من هم گفتم بله اما تحت فشار چه زمانی بوده و کجا بوده است؟ زیر دست بازجو و زیر فشار بوده و در اثر اعمال فیزیکی و روانی که روی او انجام شده ممکن است ایست قلبی هم کرده باشد که بله، ایست قلبی هم کرده است اما چه کسانی باعث ایجاد این شرایط شدند.
گیتی پورفاضل در ۲۹ خردادماه پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به وی نامه‌ای نوشت و خواستار رسیدگی به پرونده موکلش و ارسال هر چه سریع‌تر آن به دادگاه شد.
در حالی سخن از ستار بهشتی یکی از قربانیان شکنجه در دستگاه حاکمیت ولایت فقیه سخن گفتیم که روز ۲۶ جون روز حمایت از قربانیان شکنجه را پشت سر گذاشتیم و ایران جزو معدود کشورهایی است که این کنوانسیون را امضا نکرده و به گفته سازمان عفو بین‌الملل ایران جزو ۱۱ کشوری است که هنوز شکنجه در آن اعمال می شود.
گفتنی است کنوانسیون مبارزه با شکنجه سازمان ملل متحد، تاریخ ۲۶ جون ۱۹۸۷ فعالیت خود را آغاز و تصویب آن به منزله حرکتی در مسیر بهبود وضعیت حقوق بشر و منع شکنجه و دیگر مجازات‌های ضد بشری در سراسر جهان بود و در سال ۱۹۹۷ اجلاس عمومی سازمان ملل، این روزبه عنوان روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه اعلام کرد.

Monday, June 24, 2013

آزادی مذهبی یک حق جهانی است !


گزارش سال جاری وزارت امورخارجه آمریکا درباره آزادی بین المللی مذهب روشن می سازد که آزادی مذهبی هنوز در بسیاری کشورها با تهدید روبرو است.

آزادی مذهبی یک حق جهانی است، که در اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد و کنوانسیون  بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مندرج است.
 به نقل از صدای امریکا،  باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، در این خصوص گفته است: «آزادی مذهبی فقط یک حق آمریکایی نیست؛ حقی جهانی است که باید از آن در داخل و در سراسر جهان حفاظت شود. این آزادی یک بخش اساسی کرامت انسانی است، و بدون آن جهان ما نمی تواند از صلحی پایدار برخوردار شود.»
گزارش سال جاری وزارت امورخارجه آمریکا درباره آزادی بین المللی مذهب روشن می سازد که آزادی مذهبی هنوز در بسیاری کشورها با تهدید روبرو است.
از جمله این کشورها روسیه است. دولت روسیه  از اتهامات افراط گرایی برای هدف گرفتن گروه های مذهبی اقلیت استفاده می کند، حقوق آنها را برای تجمع محدود می سازد، به خانه ها و مکان های مذهبی حمله می برد، و کتاب ها و مطالب مذهبی را ممنوع می کند.
مقامات امنیتی روسیه شاهدان یهوه و پیروان سید نصری اندیشمند اسلامی را بازداشت و به افراط گرایی متهم کرده اند. آنها همچنین به جستجو و ضبط  اموال اعضای گروه های مذهبی اقلیت دست زده اند.
افزون براین، مقامات روسیه اقلیت های مذهبی را ازطریق جلوگیری ازثبت رسمی اموال و املاکشان در وزارت دادگستری، ثبت رسمی سند ساختمان و خودداری از صدور ویزا برای کارمندان مذهبی محدود  می کنند. همچنین بسیاری از فرقه های مذهبی غیرسنتی شکایت کردند که قادرنیستند محل هایی را برای انجام مراسم مذهبی خریداری یا اجاره کنند.
بنا به گزارش تازه ای که طبق روال هر سال از سوی وزارت خارجه آمریکا با محور وضعیت آزادی مذهبی در جهان طی سال اخیر منتشر شده است، احساسات ضد یهودی مشکل عمده ای است، و نشریه های ضد یهود درسطحی گسترده در جهان منتشر می شوند و به فروش می رسند.
تهیه کنندگان این گزارش در پایان آن خاطرنشان ساخته اند که خواستار برخورداری همه شهروندان جهان از آزادی مذهبی هستند و افزوده اند:« ما ازدولت روسیه می خواهیم درحرف و عمل به آزادی مذهب و باورهای مردم احترام بگذارد.»

Saturday, June 15, 2013

صندوق هاي رای و شب هاي تاریک حقوق بشر


شب های تاریک حقوق بشر. درحالی که جهان تنها به دلیل " مسائل اتمی" ایران را می شناسد، مردم ایران از اینکه ناهار و شام شان با هم یکی شده است، خسته شده اند و شب های طولانی حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. 
 روز ۱۴ ژوئن مردم برای انتخاب جانشین محمود احمدی نژاد به پای صندوق های رای می روند. انتخابات سال ۲۰۰۹ منجر به اعتراض های خیابانی در تهران و بسیاری از شهر های ایران شد. سرکوب حکومت سهمگین بود. تصویر ندا آقا سلطان که به دست یک بسیجی کشته شد، در سرتاسر جهان چرخید. جوانان بسیاری کشته شدند: در خیابان، زیر شکنجه در زندان، شب هایی که ماموران حکومت به کوی دانشگاه حمله کردند.
چهار سال از آن زمان گذشته است. بعد از آن روزها هزاران مخالف حکومت، روزنامه نگار، فعال دانشجویی، مدافعان حقوق بشرو شهروندان عادی به زندان افتاده اند. تعداد زیادی از آنها همچنان در زندان هستند. دوسال و نیم از حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو کاندیدای مخالفان در انتخابات ۲۰۰۹، می گذرد. نه تنها رای آنها دزدیده شد، بلکه بدون حکم رسمی و حضور در دادگاه در حصر خانگی هستند.
چه انتخاباتی؟ با وجود اینکه رهبر، علی خامنه ای، اعلام کرده است که انتخابات ایران آزاد خواهد بود، قطعن انتخابات ۱۴ ژوئن آزاد نیست. دو رهبر اصلاح طلب عملن از صحنه سیاسی کنار گذاشته شدند و بطور مشخص به هاشمی رفسنجانی اجازه داده نشد که در انتخابات کاندیدا شود. اما این یک اقدام غافلگیر کننده از سوی شورای نگهبان بود. آنها صلاحیت هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی، کاندیدای مورد حمایت محمود احمدی نژاد را رد کردند. از میان هشت کاندیدایی که شورای نگهبان صلاحیت شان را تایید کرده است، دستکم سه نفرشان (جلیلی، ولایتی و قالیباف) مردان نزدیک به رهبر هستند درحالیکه دو نفر( روحانی و عارف) میانه روهایی هستند که در نبود نمایندگان اصلاح طلب، می توانند رای های رفسنجانی را از آن خود کنند.
حکومت مراقبت خود را افزایش داده است. تجربه سال ۲۰۰۹ باعث شده است که حکومت کاملن مراقب باشد: هرچه دوران تبلیغات انتخابات ۲۰۰۹، باز و پر جنب و جوش و پر تحرک بود، دوران تبلیغات انتخابات ۲۰۱۳، "بی سر و صدا" برگزار شد. شاید به این دلیل که کاندیداهای مشهورمخالفان محروم شده بودند و شاید به این دلیل که از اواخر ماه ژانویه مقامات ایران دست به دستگیری روزنامه نگاران اصلاح طلب زدند و شاید به این دلیل که هرکس را که قصد فعالیت داشت متهم به "فتنه گر" بودن، کردند. این بار اقدامات پیش گیرانه قبل از انتخابات آغاز شده است. در آستانه انتخابات ده ها زندانی عقیدتی که به مرخصی آمده بودند، بار دیگر به زندان احضار شدند. برخی از کسانی که در همایش انتخاباتی روحانی شعار زندانی سیاسی، موسوی و کروبی، آزاد باید گردد را سر داده بودند، دستگیر شدند.
مردم فقط به بیرون آمدن از بحران فکر می کنند. از آنجایی که اینترنت یکی از ابزاری است که نقش اساسی در انتشار اطلاعات در انتخابات ۴ سال پیش بازی کرد، از هفته ها پیش حکومت سایت های زیادی را فیلتر کرده و سرعت اینترنت بشدت کم شده است. در کشوری که وضعیت اقتصادی آن به دلیل تحریم ها ، بحرانی شده آنچه بیش از هرچیز برای مردم اهمیت دارد بیرون آمدن از این بحران اقتصادی است. اگر در سال ۲۰۰۹ مباحثی چون قانون اساسی، آزادی بیان و حقوق مردم در مرکز گفتگو ها قرار داشت، چهار سال بعد از آن این مباحث به حاشیه رفته اند. یک قدم به عقب که حکومت قطعا از آن پشیمان نیست.
شب های تاریک حقوق بشر. درحالی که جهان تنها به دلیل " مسائل اتمی" ایران را می شناسد، مردم ایران از اینکه ناهار و شام شان با هم یکی شده است، خسته شده اند و شب های طولانی حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. در حال حاضر ۵۲ روزنامه نگار و وبلاگ نویس در زندان هستند. صدها زندانی عقیدتی در ایران وجود دارد. یکی از شناخته شده ترین شان نسرین ستوده، وکیل است که از حقوق محکومین زیر سن قانونی به اعدام و زندانیان سیاسی دفاع می کرد. او برنده جایزه ساخاروف اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲ است و پنجاهمین سالروز تولدش را در زندان بدنام اوین گذرانده است؛ جایی که دوران محکومیت شش ساله اش را می گذراند. سران جنبش دانشجویی در زندان های دورافتاده بسر می برند. اعضای سندیکاهای کارگری یا اخراج و یا دستگیر شده اند؛ مثل رضا شهابی که سازمان حقوق بشر ایتالیا خواستار آزادی او شده است.
در سال ۲۰۱۲، ۵۸۰ نفر اعدام شدند. اقلیت های مذهبی و قومی هر روز مورد تبعیض قرار می گیرند. بهائیان، یکی از اقلیت های مذهبی در ایران، ۱۱۶ زندانی دارند. اهوازی ها، کردها، افغان ها،آذری ها تحت سرکوب دائمی هستند و تعداد زیادی از آنها در صفوف اعدام قرار دارند. جلادان درایران، بطور خستگی ناپذیر به کار خود ادامه می دهند: ۵۸۰ زندانی در سال ۲۰۱۲ اعدام شده اند و ۶۰ اعدام در ملا عام بوده. اعدام در ملا عام یکی از راه هایی است که باعث ایجاد ترس در جامعه می شود. ایجاد ترس از سوی حکومتی که زمانی که می خواهد حقوق اساسی مردم را انکار کند، از آن استفاده می کند.

Thursday, May 30, 2013

تعمید روح‌القدس

تعمید روح‌القدس 
آیات اصلی 
مرقس ۱: ۸- ... او (یعنی عیسی) شما را به روح‌القدس تعمید خواهد داد. 
لوقا ۲۴: ۴۹- ... پس شما در شهر اورشلیم بماند تا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید. 
یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷- و من از پدر سوال می‌کنم و تسلی دهند ه‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد. 
یوحنا ۲۰: ۲۲ - ... عیسی دمید و به ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید.» 
اعمال ۱: ۵- ... شما بعد از اندک ایامی به روح‌القدس تعمید خواهید یافت. 
اعمال ۱: ۸- ... لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌اید، قوت خواهید یافت. 
اعمال ۲: ۱-۴- و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف .... به سخن گفتن شروع کردند. 
اعمال ۲: ۳۸-۳۹- پطرس بدیشان گفت: ... و عطای روح‌القدس را خواهید یافت. 
اعمال ۸: ۱۴-۱۷- پطرس و یوحنا ... دستها بر ایشان (سامریها) گذارده، روح‌القدس را یافتند. 
اعمال ۱۰: ۴۴-۴۸- ... روح‌القدس بر همه آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد .... بر امتها نیز عطای روح‌القدس افاضه شد. 
اعمال ۱۹: ۱-۶- و چون پولس دست بر ایشان نهاد، روح‌القدس بر ایشان (افسسیان) نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند. 
اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۱- ولی هر کس را ظهور روح به جهت منفعت عطا می‌شود. یکی را به وساطت روح، کلام حکمت داده می‌شود و دیگری را کلام علم ... و یکی را ایمان ... دیگری را نعمت‌های شفا دادن ... یکی را قوت معجزات ... دیگری را نبوت ... یکی را تمیز ارواح ... دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمه زبانها. 
تعمید روح‌القدس چیست؟ 
نخستین اشاره به تعمید روح‌القدس در عهد جدید، مربوط به یحیای تعمید دهنده می‌گردد (متی ۳: ۱۱؛ مرقس ۱: ۸؛ لوقا ۳: ۱۶). یحیی گفت که تعمید او، به آب است، اما مسیح موعود ایمانداران را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. در مورد تعمید آب، شبان کلیسا شخص ایماندار را به آب تعمید می‌دهد؛ اما در مورد تعمید روح‌القدس، خود عیسی شخص ایماندار را به روح‌القدس تعمید می‌دهد. عیسی خودش اصطلاح تعمید روح‌القدس را به کار می‌برد و بین تعمید یحیی با آب و تعمید روح‌القدس تمایز قائل می‌شود. عیسی همچنین تعمید با روح‌القدس را تجربه‌ای می‌داند که به هنگام وقوع آن، روح‌القدس بر شاگردانش نازل می‌شود و آنان قوت می‌یابند (اعمال ۱: ۸). در اعمال ۱: ۴ و لوقا ۲۴: ۴۹، عیسی به شاگردانش می‌فرماید که منتظر یافتن این قدرت باشند. 
شاگردان منتظر دریافت این تجربه ماندند و در روز پنطیکاست تعمید روح‌القدس را یافتند (اعمال ۲: ۱-۴). آنان با قدرتی که روح‌القدس بدیشان بخشید، شروع به تکلم به زبانهای دیگر کردند. بعدها شاهد آن هستیم که عطایای روح‌القدس توسط رسولان و شماسان در کلیسای اولیه به کار گرفته می‌شود (اعمال باب‌های ۳-۹). در عهد جدید به اشخاصی اشاره شده که از سوی روح‌القدس عطایای خاص و قدرت می‌یافتند (اول قرنتیان باب‌های ۱۲-۱۴؛ دوم قرنتیان ۱۲: ۱۲؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶). 
سوال این است که آیا امروزه ما می‌توانیم از قدرت روح‌القدس و عطایای خاص او بهر مند شویم؟ و اگر می‌توانیم از آنها بهره مند شویم، چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را بیابیم؟ 
تجارب مربوط به قدرت روح‌القدس 
کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که روح‌القدس در درون همه ایمانداران ساکن است (رومیان ۸: ۹؛ اول قرنتیان ۶: ۱۹؛ غلاطیان ۴: ۶)، اما او می‌تواند به اشکال مختلف در زندگی ایمانداران مختلف عمل کند. یحیای تعمید هنده، از زمانی که در رحم مادرش بود، پر از روح‌القدس بود (لوقا ۱: ۱۵، ۴۱: ۴۴). پس از تعمید در آب، روح‌القدس به شکل کبوتری بر او نازل شد (مرقس ۱: ۱۰؛ یوحنا ۱: ۳۲-۳۳). عیسی در طول خدمت خویش بر زمین، به شاگردانش قدرت و اقتدار داد تا بیماریها را شفا دهند و دیوها را اخراج کنند. این قدرت را هم به دوازده شاگرد اصلی خود و هم به هفتاد و دو شاگرد دیگر داد (لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۱، ۹، ۱۷-۱۹). او بعد‌ها وعده داد که روح‌القدس نه تنها با آنها بلکه در آنها خواهد بود (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷). پیش از روز پنطیکاست، عیسی بر شاگردان خود دمید و فرمود: «روح‌القدس را بیابید» (یوحنا ۲۰: ۲۲). اما او به همان شاگردان فرمود که منتظر روح‌القدس باشند، یعنی منتظر تعمید روح‌القدس، که با قدرت بر ایشان نازل خواهد شد (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۴). در باب دوم کتاب اعمال رسولان، آنان روح‌القدس را دریافت کردند تا از قوت و عطایا برخوردار شوند؛ این رخداد را می‌توان آغاز دوران خدمت کلیسا دانست. شاگردان همه جا موعظه می‌کردند، توبه کنندگان را شاگرد مسیح می‌ساختند، ایشان را با آب تعمید می‌دادند، و تشویقشان می‌کردند که روح‌القدس را دریافت کنند تا قدرت یافته ، از عطایای خاص او بهره مند شوند (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۱-۶، اول قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰). 
در زبان یونانی، واژه‌های بسیاری برای توصیف تجربه تعمید روح‌القدس به کار رفته است. ما قبلا اصطلاحات «تعمید با روح‌القدس» (اعمال ۱: ۵، ۱۱: ۱۶)، «قوت یافتن» (اعمال ۱: ۸) و «نازل شدن» روح‌القدس (اعمال ۱: ۸، ۸: ۱۶، ۱۰: ۴۴، ۱۱: ۱۵، ۱۹: ۶) را برسی کردیم. در عهد جدید، اصطلاحات «پر شدن از روح‌القدس» (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱ ۹: ۱۷)، «افاضه شدن روح‌القدس» (اعمال ۱۰: ۴۵)، و «یافتن روح‌القدس» (اعمال ۸: ۱۵، ۱۰: ۴۷، ۱۹: ۲) نیز به کار گرفته شده است.به این موضوع توجه داشته باشید که همان شاگردانی که در لوقا ۹: ۱-۲، ۱۰: ۹، ۱۷-۱۹ قوت و عطایا را یافتند و مجددا در یوحنا ۲۰: ۲۲ روح‌القدس را دریافت کردند، بار دیگر در اعمال باب دوم روح‌القدس را یافتند (به اعمال ۱۰: ۴۷ مراجعه کنید). همان شاگردانی که در اعمال ۳: ۴ «پر از» روح‌القدس شدند، باز در اعمال ۴: ۳۱ «پر از» روح‌القدس گشتند. می‌توان مشاهده کرد که به تجارب مختلف می‌توان نام واحدی را اطلاق کرد و به یک تجربه واحد می‌توان دو یا سه نام مختلف داد. 
علاوه بر این، همان تجربه واحد در کتاب اعمال رسولان، در زمانهای مختلف و به طرق مختلف به وقوع می‌پیوندد. این تجربه گاه ۱) پس از ایمان آوردن و پس از دریافت روح‌القدس که قبلا به شکلی به فرد داده شده، رخ می‌دهد (یوحنا ۲۰: ۲۲؛ اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱)؛ ۲) گاه پس از ایمان آوردن و چند روز پس از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۸: ۹-۱۷)؛ ۳) بعضی اوقات به هنگام ایمان آوردن و پیش از تعمید آب به وقوع می‌پیوندد (اعمال ۱۰: ۴۴-۴۸)؛ ۴) گاهی نیز پس از ایمان آوردن و چند دقیقه پس از تعمید آب رخ می‌دهد (اعمال ۱۹: ۱-۶). برای برخی، روح‌القدس هنگامی نازل می‌شود که بر ایشان دست نهاده شود (اعمال ۸: ۱۷، ۹: ۱۷، ۱۹: ۶؛ دوم تیموتاوس ۱: ۶)؛ و برای برخی دیگر، نزول روح‌القدس بدون نهادن دست بر ایشان صورت می‌گیرد (اعمال ۲: ۴، ۴: ۳۱، ۱۰: ۴۴). 
بنابراین، با بررسی این آیات، در می‌یابیم که روح‌القدس می‌تواند به اشکال مختلف بر یک ایماندار نازل شود و به طرق مختلف در وی کار کند. روح‌القدس در نحوۀ عمل کردن مختار است، و انسان نمی‌تواند قوانین مورد علاقه خود را بر او تحمیل کند. موضوع اصلی این است که آیا قدرت روح‌القدس به شکل آشکار در زندگی مان دیده می‌شود یا نه. ما باید دعا کنیم که این قدرت به شکلی در زندگی مان دیده شود (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۹: ۱۷). روح‌القدس به هر طریقی عمل کند، ما باید خدا را بخاطر عملکردش شکر کنیم. 
قدرت روح‌القدس در کلیسا 
همه مسیحیان ایمان دارند که روح‌القدس در وجود هر کسی که به عیسی ایمان آورد، حضور دارد (رومیان ۸: ۹؛ افسسیان ۴: ۳۰). بسیاری از مسیحیان همچنین معتقدند که ما روح‌القدس را در تعمید آب و شام خداوند به طریقی خاص دریافت می‌کنیم (اول قرنتیان ۱۰: ۲-۴، ۱۲: ۱۳؛ تیطس ۳: ۵). برخی دیگر نیز معتقدند که روح‌القدس می‌تواند به شکلی خاص و برای خدمتی خاص همچون خدمت شبانی، شماسی یا بشارت (اعمال ۶: ۶، ۱۳: ۲-۳؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶)، یا برای دریافت قدرت مضاعف و تشویق و دلگرم شدن عطا شود (اعمال ۴: ۳۱). 
در کلیسای اولیه این باور وجود داشت که هنگامی که رهبران کلیسا به شکلی که در اعمال ۸: ۱۴-۱۷ توصیف شده، بر مسیحان دیگر دست می‌گذارند، آنان به طریقی خاص قدرت و عطایای روحانی را دریافت می‌کنند. کلیسای اولیه بر این باور بود که این تجربه، تجربه‌ای مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب بود. در چندین قرن اول تاریخ کلیسا، این دیدگاه در کلیسا دیدگاه غالب بود. 
با وجود این، در طی قرون بعدی تاریخ کلیسا، بسیاری از مسیحیان قدرت خاص یا عطایای ویژه روح را به شکلی که در اول قرنتیان ۱۲: ۱۷-۱۱ توصیف شده، دیگر در زندگی شان تجربه نمی‌کردند. برای مثال، بسیاری شفای فردی بیمار را بر اثر قدرت الهی هرگز مشاهده نکردند. به تدریج برخی این نظر را مطرح کردند که خدا این قوت خاص و عطایای ویژه را منحصرا به کلیسای اولیه داده بود. در حال حاضر، برخی از مسیحیان معتقدند که بسیاری از این عطایا امروزه دیگر در کلیسا وجود ندارد. این گروه به اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰ اشاره می‌کنند که در آنها پولس می‌گوید هنگامی که کامل آید، نبوت ها، زبانها و علم، نیست خواهد شد. این مسیحیان اعتقاد دارند که منظور از آمدن «کامل» تکمیل شدن متن عهد جدید است که حدود یکصد سال پس از مصلوب شدن مسیح، به شکل کامل به نگارش در آمد. 
اما بسیاری دیگر از مسیحیان بر این عقیده اند که امروز نیز عطایا در دسترس ما هستند؛ و علاوه بر این، ادعا می‌کنند که آنان خودشان این عطایا را تجربه کرده اند. آنان معتقندند که در اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰، پولس به زمان آینده اشاره می‌کند، یعنی زمانیکه ما عیسی را روبرو ببینیم (اول قرنتیان ۱۳: ۱۲). آنان خاطر نشان می‌سازند که در طول کل تاریخ کلیسا، قدرت روح‌القدس و عطایای آن در زمانها و در مکانهای مختلف ظاهر شده است. در واقع از ابتدای قرن بیستم، عطایا و قدرت روح‌القدس به شکل فزاینده‌ای دیده شده است. این مسیحیان به وعده‌های بزرگی استناد می‌کنند که در مرقس ۱۶: ۱۷-۱۸، یوحنا ۱۴: ۱۲ و اعمال ۲: ۱۷-۱۸ وجود دارد و در آنها به آیات و عطایای خاصی که ویژه ایمانداران است اشاره شده است. 
ما چه زمانی و چگونه این قدرت را می‌یابیم؟ 
در میان مسیحیانی که معتقدند که عطایا و قدرت روح‌القدس امروزه نیز باید در کلیسا دیده شود، در مورد اینکه ما چه زمانی و چگونه می‌توانیم آنها را دریافت کنیم، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بسیاری بر این عقیده اند که همان گونه که در اعمال ۱۰: ۴۴ آمده، «تعمید روح‌القدس» را همۀ ایمانداران در زمان ایمان آوردن می‌یابند: اما عطایای روح‌القدس ممکن است پس از گذشت چند سال، در زندگی مسیحیان ظاهر شود. گروهی دیگر نیز معتقدند «تعمید روح‌القدس» در زمان تعمید آب به وقوع می‌پیوندد، و در این مورد به تعمید عیسی در متی ۳: ۱۶-۱۷ و وقایع اعمال ۱۹: ۵-۶ اشاره می‌کنند که روح‌القدس مدت کوتاهی پس از تعمید آب نازل می‌شود. این دو گروه اعتقاد دارند که آیات دیگری که در اعمال رسولان در این مورد وجود دارد، استثناهایی هستند که با طریق معمولی دریافت روح‌القدس تفاوت دارند؛ به نظر ایشان، طریق معمول این که فرد تعمید روح‌القدس را معمولا به هنگام ایمان آوردن یا تعمید آب، می‌یابد. طبق نظر ایشان، از آنجا که قدرت و عطایای روح که در ابتدای زندگی مسیحی و به هنگام ایمان آوردن یا تعمید دریافت می‌شوند، ممکن است در سالهای بعدی ظاهر نشوند، ما باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که این عطایا را در زندگی مان ظاهر سازد. 
گروهی دیگر از مسیحیان، بر این عقیده اند که قسمت‌های مختلف کتاب اعمال رسولان نشان می‌دهند که قدرت و عطایا را می‌توان در هر زمانی دریافت کرد؛ اما معمولا زمان دریافت آنها را مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب می‌دانند (اعمال ۲: ۴، ۸: ۱۷؛ اول تیموتائوس ۱: ۶). ایشان معتقدند که اگر شخص از خدا بخواهد، قدرت روح‌القدس بر او نازل خواهد شد. آنان همچنین بر این عقیده اند که اگر ایماندارای از رهبران کلیسا بخواهد که بر او دست بگذارند و برایش دعا کنند، این کار به دریافت این قدرت کمک می‌کند (اعمال ۸: ۱۷، ۱۹: ۶). 
در اینجا سوال دیگری مطرح می‌شود. عطای زبانها در زندگی ما تا چه حد اهمیت دارد؟ هر سه گروهی که در سطور فوق به آنها اشاره شد، معتقدند که تکلم به زبانها، یکی از نشانه‌های دریافت روح‌القدس است. عطای زبانها، توانایی تکلم به زبانی است که روح‌القدس آنرا به شخص می‌بخشد، زبانی که شخص از قبل آن را نمی‌داند (اول قرنتیان ۱۲: ۱۰، ۱۴: ۱-۵). در عهد جدید، تقریبا تمام کسانی که تعمید روح‌القدس را دریافت کردند، خدا را به زبانی پرستش کردند (مرقس ۱۶: ۱۷؛ اعمال ۲: ۴، ۱۰: ۴۶، ۱۹: ۶؛ اول قرنتیان ۱۴: ۱۸) اما در مورد اینکه این عطا برای تمام ایمانداران است یا تنها به افراد معدودی محدود می‌شود، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. 
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که خواست خدا این است که تنها تعداد اندکی از مسیحیان به زبانی خاص سخن بگویند. واقعیت انکار ناپذیر این است که مسیحیان بسیاری را می‌توان یافت که اشخاصی بسیار روحانی هستند، اما این عطا را دریافت نکرده اند. پولس رسول خود می‌گوید: (آیا) همه به زبانها متکلم هستند؟ (اول قرنتیان ۱۲: ۳۰) و منظور پولس این است که همه به زبانها تکلم نمی‌کنند. مسیحیانی که این دیدگاه را دارند، ممکن است ایمان داشته باشند که می‌توان از خدا خواست که این عطا را به ایمانداران ببخشد، زیرا توسط این عطا می‌توان از برکات زیادی برخوردار شد. اما آنان خاطر نشان می‌سازند که در کتاب مقدس، به روشنی گفته نشده است که از همه انتظار می‌رود که به زبانها سخن بگویند. 
اما گروهی دیگر از مسیحیان هستند که معتقندند نشانه اصلی یا دلیل تعمید روح‌القدس در یک شخص، توانایی تکلم به زبانی خاص است. آنان خاطر نشان می‌سازند که پولس نیز می‌نویسد که می‌خواهد تا همه قرنتیان به زبانی دیگر تکلم کنند (اول قرنتیان ۱۴: ۵). بنابراین، این گروه از مسیحیان ایمان دارند که دو نوع عطای تکلم به زبانها وجود دارد: نوع نخست، عطای بیان پیغام خدا به جمع ایمانداران است؛ این عطا تنها به اشخاصی اندک داده می‌شود و باید همراه با ترجمه باشد (اول قرنتیان ۱۴: ۱-۵، ۱۳، ۲۶-۲۷). نوع دوم، عطایی است مخصوص برای پرستش انفرادی که به همه ایمانداران داده می‌شود (اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۱۵-۱۷). از دیدگاه آنان، اول قرنتیان ۱۲: ۳۰ تنها به نوع اول عطای زبانها که در خدمت «دادن پیغام» به جماعت است، اشاره دارد. به عبارت دیگر، در جلسات کلیسایی، تنها به تعداد معدودی این عطا داده می‌شود تا با تکلم به زبانی خاص، پیغامی خاص را به جماعت بدهند. با وجود این، مطابق نظر این مسیحیان، همه باید قادر باشند که با زبانی دیگر و بدون وجود ترجمه، خدا را بپرستند و خطاب به او دعا کنند. (اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۲۸)، و توسط این عطای فردی، از برکات روحانی بهره مند شود. 
گروهی دیگر از مسیحیان نیز نظری متفاوت دارند. به نظر ایشان، اگر چه خدا در زمان تعمید روح‌القدس، توانایی تکلم به زبانی خاص را به جهت پرستش انفرادی به همه می‌بخشد، اما همه از آن استفاده نمی‌کنند. برخی ممکن است چیزی در مورد این عطا ندانند، برخی دیگر نیز ممکن است بخاطر دلایلی دیگر از این عطا استفاده نکنند. این مسیحیان اعتقاد ندارند که زبانها تنها نشانه تعمید روح‌القدس است. به نظر ایشان، هر عطای روح‌القدس می‌تواند نشانه این باشد که قدرت روح‌القدس وارد زندگی ما شده است. این دیدگاه سوم، با آن دیدگاه نخست همسو است که طبق آن، از همه انتظار نمی‌رود که به زبانها تکلم کنند. در ضمن، با آن دیدگاه نیز همسو است که طبق آن، خدا می‌خواهد تا هر کس از عطای شخصی زبانها برخوردار باشد و توسط آن دعا کند و خدا را بپرستد. 
خلاصه 
هنگامی که ما در مورد قدرت و عطایای روح‌القدس می‌اندیشیم، باید به یاد داشته باشیم که ۱) این قدرت و عطایا به جهت منفعت همگان (اول قرنتیان ۱۲: ۷، ۱۴: ۳) و برای قدرت یافتن به جهت شهادت دادن به دیگران، داده شده است (اعمال ۱: ۸)؛ و ۲) این قدرت و عطایا باید با محبت و به شکلی مهار شده مورد استفاده قرار گیرند، در غیر این صورت، هیچ ارزشی ندارند (اول قرنتیان ۱۳: ۱-۳، ۱۴: ۴۰)؛ و ۳) این عطایا باید طلبیده شوند و نباید منع گردند (اول قرنتیان ۱۲: ۳۱، ۱۴: ۱، ۳۹)؛ و ۴) این عطایا نباید ما را از هم جدا سازند (اول قرنتیان ۱۲: ۴-۶). علیرغم وجود باورهای متفاوت در مورد عطایای روح‌القدس، ما در مسیح خواهر و برادر یکدیگر هستیم. در مسیح ما یک هستیم (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳، غلاطیان ۳: ۲۷).

آخرین وضعیت کشیش روبرت و ادامه فعالیت کلیسای جماعت ربانی در هاله ایی از ابهام



بازداشت کشیش روبرت آسریان که مقدمه ای برای تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران بود، وی پس از دستگیری طی روزهای گذشته اجازه یافت تا با خانواده خود تماس تلفنی داشته باشد.


، کشیش "روبرت آسریان" از رهبران شورای کلیسای جماعت ربانی تهران که سه شنبه 31 اردیبهشت (برابر با 21 می 2013) ، در حین اجرای مراسم دعا توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی رژیم جمهوری اسلامی بازداشت شد ه بود، روز شنبه توانست طی تماسی تلفنی خبر سلامتی اش را به خانواده خود اعلام کند .
در این تماس که به مدت محدودی صورت گرفت وی این امکان را داشت که بطور فشرده با اعضا ی خانواده خود گفتگو کند. در این راستا هنوز از محل نگهداری فعلی ایشان اطلاع دقیقی در دست نیست اما احتمال می رود که وی را برای بازجویی های بیشتر به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل کرده باشند.
تداوم بازداشت، بلاتکلیفی ، عدم دسترسی به وکیل و محروم از حق ملاقات برای این کشیش مسیحی که از جامعه ارامنه ایران نیز می باشد در حالی است که هنوز اتهام وی مشخص نشده و این موضوع نیز موجب نگرانی های شدید خانواده و جامعه مسیحیان ایرانی شده است.
" روبرت آسریان" روانشناس، مولف و مترجم از مسیحیان ارامنه ساکن تهران است ، وی یکی از رهبران شورای کلیسای جماعت ربانی و سالهاست که در تدریس و مدیریت آموزشگاه کتابمقدس در کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی در تهران به خدمت مشغول است. از ایشان نیز تاکنون کتابهای ارزشمندی در حوزه الهیات مسیحی ترجمه و توسط ناشران داخلی چاپ و منتشر شده است .
بر اساس این گزارش بازداشت کشیش آسریان مقدمه و یا بهانه ایی برای تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران بود. این کلیسا در روز چهارشنبه اول خردادماه ( 22 می ) تحت فشار نیروهای امنیتی تعطیل اعلام شد و بر درب این کلیسا تابلویی مبنی بر تعطیلی موقت نصب شده است.
در حالیکه مقرر شده بود اعضای کلیسای جماعت ربانی در جلسه روز یکشنبه 5 خرداد ماه سال جاری (26 مه )، با حضور در مراسم کلیسایی از تصمیم نهایی شورای کلیساهای جماعت ربانی در خصوص احتمال تعطیلی کامل این مکان مطلع گردند، منابع خبری گزارش دادند؛ " گویا به دلیل تعطیلی کلیسا مراسم روز یکشنبه برگزار نشده و ادامه فعالیت کلیسای جماعت ربانی مرکز همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد."
تاکنون ایمانداران مسیحی چه در ایران و چه درخارج از کشور با صدور بیانیه هایی ضمن نگرانی از تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، آن را آغازی دوباره مبنی بر فشارهای بیشتر بر کلیسا و بویژه نومسیحیان ایرانی دانسته و اعلام داشته اند که این موضوع حتی میتواند منجر به تعطیل کردن کلیه کلیساهای فارسی زبان در ایران شود .
طی ماه های اخیر تعداد زیادی از روحانیون بلندپایه جمهوری اسلامی و همینطور مراجع سرشناس داخل کشور حملات تندی را نسبت به ادیان و آئین های غیر اسلامی آغاز کردند . رسانه های جمهوری اسلامی نشان داده اند که به ویژه در چند ماه گذشته در یك اقدام برنامه ریزی شده و هماهنگ به انتشار مطالبی بویژه در مورد کلیسای جماعت ربانی مرکز اقدام نمودند و قصد دارند از این طریق چهره آئین مسیحیت در ایران را تخریب كنند. این رسانه ها با هدف زمینه سازی برای فشار به مسیحیان داخل کشور و سیاه نمایی از طریق اینگونه خبر رسانی ها به سیستم قضایی و امنیتی كشور القا می کنند تا برخوردهای خود با جریان مسیحیت در ایران را بیش از گذشته افزایش دهند که به نظر می رسد چندان هم بی نتیجه نبوده و اخبار مبنی بر تعطیلی احتمالی بزرگترین کلیسای فارسی زبان در تهران، افزایش دستگیری ها و همینطور برخورد و هجوم ماموران به منازل برخی مسیحیان كه از آنها به عنوان كلیساهای خانگی یاد می شود بیشتر شده است.

خودکشی یک پناهجوی ایرانی در مالزی


.روند زمانی بسیار طولانی برای انجام مصاحبه ، شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی این پناهجوی ایرانی  اعلام شده است.
» به نقل از رادیو کوچه، «آراد غفوری»، یکی از پناهجویان ایرانی در مالزی،عصر ٢١ ماه مه، در سن ٢٧ سالگی با پرتاب خود از یک ساختمان هفده طبقه در منطقه «کوچینگ» کوالالامپور به زندگی خود خاتمه داد.
وی در سال گذشته به همراه همسر خود برای اخذ پناهندگی به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد درمالزی مراجعه کرده بود.
بنا بر گزارش‌های رسیده، «آراد غفوری» پس از مدتی طولانی به مصاحبه اول فراخوانده شد و طبق روال کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در مالزی، زمانی بسیار طولانی برای وی در نظر گرفته شد.
طبق قوانین کشور مالزی پناهنده دارای اجازه کار نیست و به همین دلیل پناهندگان با مشکلات زیادی برای گذراندن زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی «آراد غفوری» اعلام شده است.
گفته‌ می‌شود که بلاتکلیفی پناهجویان ایرانی در مالزی، زمانی بین سه تا شش سال را در بر می‌گیرد. درحال حاضر، برای اولین بررسی پرونده پناهندگان ایرانی که از سازمان ملل در این کشور تقاضای پناهندگی می‌کنند، زمانی بیش از دو سال تعیین می‌شود.